پس از یک مرگ مرموز، پادشاه گری به عنوان آرتور لیوین در قاره جادویی دیکاتن دوباره متولد می شود. اگرچه او به عنوان یک نوزاد وارد زندگی دوم خود می شود، اما خرد قبلی او باقی مانده است. او شروع به تسلط بر جادو می کند و با گذشت سالها مسیر خود را جعل می کند و به دنبال اصلاح اشتباهات زندگی گذشته خود است.
در دوران ادو، جینتا جوان و خواهرش باید از خانه خود فرار کنند و به روستایی کوهستانی پناه ببرند. سالها بعد، جینتا تبدیل به یک شمشیرزن ماهر شد که قسم خورده است که از کشیش زیارتگاه روستا محافظت کند. جینتا که متهم به کشتن شیطانی است که حرم را تهدید می کند، با موجود بدخواه در جنگل روبرو می شود تا حقیقتی تکان دهنده را بیاموزد. دیو از وقایع صد و هفتاد سال بعد صحبت می کند، زمانی که جینتا باید در آینده با شیطان مقابله کند. بدین ترتیب یک سفر فانتزی حماسی آغاز می شود که دوره های متعددی را در بر می گیرد زیرا جینتا در طول زمان یک شیطان را شکار می کند و باید با طبیعت تاریک خود کنار بیاید.
قدرت در دسترس است و دو خانوادهی تبهکار رقیب در جنگی سخت با هم روبهرو شدهاند که ممکن است امپراتوریهایشان را نابود کند. در میان این درگیری، هری دا سوزا، یک میانجی زیرک خیابانی، قرار دارد که بهخوبی میداند در تقابل نیروهای متخاصم، وفاداریها به کدام سمت میروند.
#64
در ججو، داستان جزیرهای یک دختر با روحیه و یک پسر ثابت قدم به داستانی مادامالعمر از شکستها و پیروزیها تبدیل میشود - ثابت میکند که عشق در طول زمان پایدار است.
سئوک، یک جراح مغز و اعصاب مشتاق و در عین حال نابغه، دوباره با دیوک هی، پروفسوری که مدت ها پیش زندگی او را ویران کرده بود، ملاقات می کند. یک بار، این دو جراح بیش از هر کس دیگری از یکدیگر مراقبت کردند. اما اکنون که چیزی جز نفرت نسبت به یکدیگر ندارند، سئوک از اینکه به زندگی او بازگشته است خشمگین است و قول میدهد انتقام بگیرد.
در سن 15 سالگی، ملیسا مور متوجه شد که پدرش، کیت هانتر جسپرسون، یک قاتل زنجیره ای است که به عنوان قاتل چهره شاد شناخته می شود. در بزرگسالی، ملیسا نام خود را تغییر داد، از راز خود محافظت کرد و تمام روابط خود را با پدرش که در حال حاضر در حبس ابد می گذراند، قطع کرد. ملیسا که اکنون بالغ شده است شروع به کشف تأثیر جنایات پدرش بر خانوادههای قربانیانش میکند که در نهایت منجر ...
درو فران را که به سن بلوغ میرسد دنبال کنید و متوجه میشوید که او آخرین نفر از یک سلسله طولانی گرگینهها و فرمانروای برحق (و در عین حال بیمیل) سرزمینی است که توسط Werelords اداره میشود. درو باید برای از بین بردن ظلم شیرسالاران و پس گرفتن تاج و تخت بجنگد.
در سدهی پانزدهم میلادی، شعلههای کمفروغ اکتشافات عصر رنسانس، به تازگی در پهنهی اروپا زبانه میکشند. با این وجود، در همین دوران، آنانی که گام در وادی نوآوری و کشف مینهند، به جرم بدعتگذاری و کفر، به کام آتش سپرده میشوند. در سرزمین لهستان، کودکی اعجوبه به نام رافال، امید میرود تا در آیندهای نزدیک، به یکی از نوابغ علم الهیات بدل گردد. اما سرنوشت، مسیر دیگری برای او رقم میزند؛ دیدار با مردی مرموز، رافال را به راهی رهنمون میسازد که فرجام آن، دستیابی به حقیقتی بدعتآمیز و ارتدادی است.
مت مرداک، یک وکیل نابینا با تواناییهای بالا از طریق شرکت حقوقی شلوغ خود برای عدالت میجنگد، در حالی که رئیس سابق اوباش، ویلسون فیسک، تلاشهای سیاسی خود را در نیویورک دنبال میکند. هنگامی که هویت گذشته آنها شروع به ظهور می کند، هر دو مرد خود را در مسیری اجتناب ناپذیر می بینند.
یک هکر ماهر برای فرار از خطر، صندوق عظیم 2 تریلیون وون را می دزدد و یک بازی فریبکاری و قدرت را آغاز می کند.