شاه شائول که زمانی شاهی قدرتمند بود، قربانی غرور خود شد و پس از او نوبت یک چوپان طرد شده بهنام داوود بود که تاج و تخت را به دست بگیرد.
صد شرکت کننده با فرم بدنی عالی در یک سری چالش های طاقت فرسا برای کسب افتخار - و پاداش نقدی - به عنوان آخرین نفر با هم رقابت می کنند.
بیرون از موانع جادویی، جهانی قرار دارد که توسط جانوران آتشین معروف به شیاطین شعله غلبه کرده است و تنها کسانی که می توانند از بشریت محافظت کنند، شکارچیان آتش هستند. در جنگل های تاریک جایی که جانوران پرسه می زنند، جایی است که توکو، یک روستایی جوان، توسط یکی از این ردیاب های ماهر، کوشی، از حمله نجات می یابد. اما ملاقات آنها تصادفی نبود و سرنوشت جدیدی آغاز می شود.
پس از آزادی از زندان، کاپو مافیایی دوایت "ژنرال" مانفردی به تولسا، اوکلاهاما تبعید می شود، جایی که او یک امپراتوری جنایتکار جدید با گروهی از شخصیت های نامحتمل می سازد.
#73
برای هزاران سال، وایکینگ ها اسم خودشون رو برای قوی ترین و خشن ترین خاندان بودن ثابت کردن. تورفین، پسر یکی از بزرگترین مبارزهای وایکینگ، بچگیش رو توی میدان جنگ گذرونده که اونقدر ماجراجویی و تجربه کسب کنه که بتونه انتقام پدرش که به قتل رسیده بود رو بگیره.
#184
داستان در دوره تایشو ژاپن اتفاق میافتد و ماجراجوییهای تانجیرو کامادو، پسر نوجوانی باهوش و مهربان را دنبال میکند. تانجیرو به همراه خانوادهاش در کوهها زندگی میکند و از طریق فروش زغال امرار معاش میکند. اما یک روز، خانواده او توسط شیاطین (اُنی) به طور وحشیانهای به قتل میرسند و تنها تانجیرو و خواهر کوچکش نزوکو از این حادثه جان سالم به در میبرند. اما نزوکو در اثر این حمله به یک شیطان تبدیل میشود. با این حال، او هنوز مقداری از انسانیت خود را حفظ کرده و به برادرش حمله نمیکند. تانجیرو که مصمم به یافتن راهی برای نجات خواهرش و انتقام از شیاطین است، به گروه شیطانکشها میپیوندد. او در این مسیر با آموزشهای سخت و چالشهای خطرناکی روبرو میشود و در کنار دیگر شیطانکشها با شیاطین قدرتمندی میجنگد.
یک گروه از سارقان بسیار عجیب و غریب به کارخانه Moneda و Timbre حمله کرده اند تا کامل ترین سرقت را در تاریخ اسپانیا انجام دهند و 2400 میلیون یورو را به خانه برسانند…
ایچیگو کوروساکی، یک دانشآموز دبیرستانی، به طور اتفاقی با روکیا کوچیکی، یک شینیگامی، آشنا میشود. روکیا که در حال مبارزه با یک هالو است، به ایچیگو قدرتهای خود را میدهد تا او را نجات دهد. ایچیگو که اکنون یک شینیگامی است، وظیفه دارد ارواح انسانها را به دنیای پس از مرگ برساند و از مردم در برابر هالوها محافظت کند.
داستان در چین باستان اتفاق می افته. جنگ همه جا سایه انداخته و مردم دونه دونه دارن میمیرن. شین و هیو دو پسری هستن که به خاطر جنگ یتیم شدن و صبح تا شب توی جنگل تمرین میکنن تا بتونن روزی فرمانده ارتش بشن و این جنگ رو تموم کنن. اما یه روز فرمانده شو بونکون هیو رو میبینه و هیو چشمشو میگیره . به اون اجازه میده که به عنوان کلفت توی قصر خدمت کنه. اما بعد توی قصر درگیری ای پیش میاد و هیو زخمی میشه و فرار میکنه و نقشه ای رو به شین میده و ماجراجویی شروع میشه
ساترو فوجینوما یک مانگاکای 29 ساله است که بعد از شروع به کار کردنش تلاش می کند تا اسمی در کند. ولی این تنها دغدغه ساترو در زندگی اش نبود او یک قابلیت فراطبیعی خاص هم دارد که به اجبار به زمان قبل از وقوع یک حادثه فاجعه آمیز یا مرگ فرستاده می شود تا آنقدر زمان را تکرار کند که از حادثه جلوگیری شود. یک روز او درگیر حادثه ای می شود که برای او به عنوان قاتل پاپوش درست می کنند. ساترو برای نجات قربانی ( مقتول ) خودش را به گذشته می فرستد و به زمانی می رسد که در مدرسه ابتدایی بوده درست یک ماه قبل از ناپدید شدن همکلاسیش ، کایو هینازوکی. ساترو حالا باید کایو را پیدا کند و راز ناپدید شدنش را کشف کند.