سریال راجب یه سری فوتبالیسته که تو دانشگاه بازی میکنند، که چند عضو جدید به این تیم فوتبال اضافه میشه و کاپیتان تیم با این تازه وارده ها حال نمبکنه ، اونم با کاپیتانه خلاصه گیر میدن به هم و هم دیگه رو اذیت میکنن.
داستان سریال در نقطه ای دور دست از جهان هستی روی می دهد، جایی که تمدن بشری دیگری بصورت مجموعه ای از سیاره ها که با نام دوازده کولونی شناخته می شوند مشغول به حیات است. در حال حاضر این نسل از بشر در حال جنگ با سایلون هاست؛موجوداتی که در واقع از همان رباتهایی پدید آمده اند که سالها پیش انسانها خود آنها را آفریده بودند و اکنون این رباتها که به سطح پیشرفته ای از هوش و فناوری رسیده اند با تکنیک های خاص به جنگ با انسانها برخواسته اند و به طوری ناگهانی در صدد جنگ با انسانها بر می آیند و بدین ترتیببا انفجار هسته ای تمامی دوازده سیاره را نابود می کنند و با جنگ فضایی تمامی سفینه های انسانها را نیز از بین می برند. اما سفینه ی فضایی گالاکتیکا تنها سفینه ای ست که نجات پیدا می کند و بدین ترتیب مسئولیت سنگین نجات نسل بشر بر دوش سرنشینان این سفینه می افتد. حال آنها چاره ای ندارند جز اینکه از چنگ سایلون ها بگریزند و با اسکان در سیاره ای تازه به ادامه ی زندگی بپردازند تا بدین ترتیب نسل بشر به حیات ادامه دهد. بنابراین سرنشینان سفینه با امید به افسانه ای قدیمی که مبتنی بر وجود نسلی دیگر از انسانها در سیاره ای به نام “زمین” است در فضای بی کران هستی به دنبال پناهگاهی برای ادامه حیات خود به حرکت در می ایند…
این سریال بر اساس داستان کتابی نوشته ایوان رایت نوشته شده است. داستان فیلم درباره حمله آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی را به تصویر میکشد. با توجه به توضیحات فیلم میتوان آن را به علاقمندان سریال دسته برادران (Band of Brothers) پیشنهاد کرد.
سریال در مورد پادشاهی هست که در زمان او جادوگرهای زیادی وجود دارند و او تنفر زیادی از جادوگرها دارد و دستور اعدام همه جادوگران را میدهد به همین دلیل می خواهند پسرش که قرار است در آینده نجات دهنده کشور باشد را بکشد ولی قهرمان داستان جوانی دوست داشتمی با قدرت عجیبی است که باید از این قدرت برای محافظت از پسر پادشاه استفاده کند…
داستان سریال درباره ی “دراکولا” ست، که در زمان سلطنت ملکه ویکتوریا به لندن میاد و خودش رو بعنوان مؤسس و بنیانگذار عصر مدرن در این شهر معرفی میکنه، اما در واقع به دنبال انتقام گرفتن از آدم هاییه که قرن ها پیش زندگیش رو نابود کردن…
Almost Human ساخته ی جدیدِ J.J. Abrams معروف ( خالقِ سریالِ Lost و Fringe ) و J.H. Wyman ( خالقِ سریالِ Fringe ) هست که در ژانرِ اکشن و علمی ، تخیلی تهیه شده است. داستان سریال در سال ۲۰۴۸ میلادی از جایی آغاز می شود که بعد از حمله ی بسیار شدیدی که به اداره پلیس شده مامور پلیسی به نام John Kennex بعد از ۱۷ ماه از کما خارج شده و متوجه می شود که علاوه بر اینکه دوست و همکارش Anna Moore رو از دست داده یک پای او نیز قطع شده و به جای آن عضو مصنوعی دیجیتالی با فناوری بالا به او پیوند داده شده است…
دكتركال لايتمن مي تواند با آناليز صورت ، بدن ، صدا و حرف زدن افراد به حقيقتپي ببرد .وقتي يك فرد شانه هاي خود را بالا مي اندازد ، دست هاي خود را ميچرخاند يا لب پاييني خود را به سمت بالا حركت مي دهد ، لايتمن متوجه دروغگفتن وي مي شود . با آناليز حالات صورت ، او احساسات انسان ها از خشمپنهان تا كشش جنسي ناشي از حسادت را در افراد در مي يابد . اما همانطور كهخود لايتمن مي داند ، اين توانايي علمي او در زندگي شخصي او هم يك بركتمحسوب مي شود و هم يك نفرين ، آنجا كه خانواده و دوستان او به مانندمجرمين و غريبه ها همديگر را فريب مي دهند . لايتمن رييس يك تيم جهاني ازمتخصصين تشخيص دروغ است كه با مطالعه حالات مختلف صورت و حركات غيراراديبدن نه تنها درپي كشف دروغ اند بلكه درپي يافتن چرايي دروغ گفتن افرادهستند...
داستان در سال 2030 شروع میشود. تد میانسال تصمیم میگیره برای بچه هاش داستان آشنایی با مادرشون رو بگه. داستانی طولانی که پر از اتفاقات و صحنه های خنده داری است که تد و دوستان صمیمیش به وجود آورده بودند…
داستان این سریال درباره مردی به نام گابریل که جاش هالووی نقش آن را بازی میکند میباشد. گابریل یک مافوق انسان به شمار می آید. به طوری که در مغز او یک تراشه الکترونیکی بسیار پیشرفته کار گذاری شده است که او را قادر میکند با تمامیه پل های ارتباطی در ارتباط باشد. به طوری که میتواند با شبکه جهانی اینترنت، وایرلس و تلفن و همچنین شبکه های ماهواره ای میباشد که او میتواند هر کسی که دشمن یا خطری برای کشور امریکا بحساب می آید را شناسایی کند…
آیدین و جاش دو دانشجوی پزشکی هستند که به ترتیب خون آشام و گرگ نما هستند! این دو سرانجام از زندگی مخفیانه خسته شده و سعی می کنند مانند انسانها و افراد عادی زندگی کنند و عادات خود را نیز کنترل نمایند. به همین دلیل یک خانه اجاره می کنند که مانند مردم عادی زندگی کنند تا اینکه در خانه ، یک روح به نام ” سالی ” نیز زندگی می کند! حال این سه نفر شامل یک خون آشام ، یک گرگ نما و یک روح می بایستی در کنار هم زندگی کنند. هر سه نیز تمایل دارد مانند افراد عادی زندگی کنند اما …