بررسی سه گانه پنجاه طیف (Fifty Shades) ((بدون اسپویل))
قسمت اول Fifty Shades of Grey: امتیاز 8 از 10
خب وقتی ما مجموعه فیلم های 50 طیف رو از ابتدا تماشا میکنیم ، ابتدا باید نگاهی هم به پس زمینه داستان و فرم توجه کنیم. پنجاه طیف یک مجموعه رمان 3 قسمت است که توسط E. L. James در سال 2011 و 2012 منتشر شد. صحبت بی پرده از روابط و یا به اصطلاح اروتیک بودن داستان موجب مشهور شدن آن و در عواقب فروش بی سابقه این مجموعه رمان رو در پی داشت.
فیلم اول Fifty Shades of Grey شاید بشه گفت یکی از موفق ترین و قابل بحث ترین قسمت از این سه گانه باشه. داستان از مصاحبه اتفاقی آناستازیا استیل با بازیگری متوسط Dakota Johnson با شخصی ثروتمند و در عین حال پر جذبه به نام کریستین گری با بازیگری Jamie Dornan آغاز میشه. احساس گرایی و یا رمانتیک بودن این قسمت قابل قبول هست ولی چیزی که در این قسمت به درستی بهش پرداخته میشه سادیستی بودن (کریستین) در رابطه با (آناستازیا) است.آنا ابتدا فکر میکند که ممکن است در هر رابطه ای ، شخص مقابل خواسته ای داشته باشد و این برایش قابل درک است ولی تاجایی پیش میرود که با خود فکر میکند مورد آزار قرار گرفته.به عقیده بنده جدا از موسیقی خوب ، فیلم برداری و بازیگردانی خوب کارگردان ; این حس تناقض اول فیلم و اخر فیلم به خوبی نمایش پیدا میکنه.
و همینطور هم هست که ما با یه فیلم رک و صادق طرف هستیم. شخصیت (کریستین) ممکن است از جمله پیچیده ترین شخصیت چند سال قبل سینما باشد که تا جایی تماشاگر ممکن است با او ارتباط برقرار نکند ولی فیلم تلاش خود را میکند. مبحث BDSM به شدت مبحث طولانی و پیچیده است و توصیه میکنم حتما در اینترنت جست و جو کنید و تحقیق کنید.
قسمت دوم Fifty Shades Darker : امتیاز 6 از 10
آنقدر که قسمت اول ان سه گانه ، خوب و قابل قبول بود ; قسمت دوم آن به شدت عقبگرد و بی منطق است. شخصیت (کریستین) ناگهان تصمیم میگیرد که عادات خود را کنار بگذارد و اینکار را هم میکند. به طوری که مخاطبی که قسمت اول را دیده ، با دیدن قسمت دوم از این بی هویتی و شخصیت ناپرداخته شده ای که کارگردان به تصویر میکشد ،خنده ش میگیرد.فیلم عمیقا به اصول خود پشت کرد. شاید ممکن است این اتفاق بخاطر عوض شدن کارگردان قسمت دوم باشد ولی باز هم نمیتوان این گاف بزرگ را تحمل کرد. با وجودی که قسمت دوم ، گاف های زیادی داره ولی باز هم ممکن است کسانی که از رمانتیک و اروتیک آن هم همزمان خوششان می آید ، این قسمت را نیز بپسندند. شخصیت (جک هاید) با اضافه شدن به داستان ، نقش منفی به خود میگیرد که البته ممکن است باز هم مضحک باشد . چرا که اصولی که در قسمت اول وجود داشت، خوب و یا بد را به نمایش نمیگذاشت بلکه میخواست مخاطب این دو را درک کند و خودش قضاوت کند..
قسمت سوم Fifty Shades Freed : امتیاز 6 از 10
متاسفانه در این قسمت هم به اندازه قسمت دوم بود.داستان عمیقا همان قسمت دوم را دنبال میکرد و شخصیت احمقانه و بی منطق (جک هاید) نقش پر رنگ تری به خود میگیرد اما باز هم موسیقی خوبی دارد. فیلم برداری هم به مانند دو قسمت خوب است ولی بازیگری به عقیده من تغییری نکرد.
رسما میشه گفت اگر این دو قسمت آخر ساخته نمیشد ، میتوانستیم Fifty Shades of Grey رو به عنوان یک فیلم عالی و در واقع جدی در موردش صحبت کنیم اما متاسفانه اینطور نشد.
البته این نظر ، نظر شخصی بنده است و برداشت شخصی بنده بود به عنوان یک بیننده.
متشکرم
6 از 10
تقریبا نصف فیلم رو دیدم بعد قطعش کردم
نظر من کاملا شخصی هست، نمیدونم چرا ولی این فیلم منو یاد فیلم Brooklyn میندازه، البته با وجودی که اون فیلم خیلی سطحی بود، بازم بهتر از این فیلم بود (از نظر داستانی و حتی ژانر شبیه هم نیستن، فقط چون بازیگر هردو یکی هستن عرض کردم)
اگر به دنبال یه درام_کمدی مدرسه ای هستید، حتما تماشا کنید
وگرنه نبینید بهتره
فدا
8 از 10
من قسمت اول رو ندیدم با این حال، گاهی خیلی میشد فیلم رو درک کرد
گاهی هم چون ادامه قسمت اول بود، گُنگ بود.
بازیگری ها فوق العاده، جلوه های ویژه فوق العاده، داستان به شدت ضعیف، بی سر و ته بودنش خیلی به چشم میاد.
ولی از اون فیلم هاس که به یاد میمونه، و زود فراموش نمیشه
Yebandekhodayie
داداش جدی باش، نتفلیکس کجا یه سریالو زود تموم میکنه؟
تو همین سریال واکینگ دد آز amc رو در نظر بگیر چطور دارن کشش میدن.
اچ بی او سریال تاپ خیلی داره و هرگز دنبال کش دادن داستان نیست
@Benyaminh23
سلام خدمت شما دوست عزیز. والا من فقط یه توصیه به دوستانی داشتم که میخوان به طور جدی آثار سینمایی رو تماشا کنن . در همین حد.
وگرنه به هر حال هرکس توی فیلم دیدن سلیقه بخصوصی داره.
مرسی
@xosturex
اول اینکه سلام. والا این متنی که شما نوشتی اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که چرا شما اینقدر عصبانی هستی؟ این حجم از الفاظی که دوستانه نیست و دقت کنید من اون بالا نوشتم یکی از دوستان این حرفو زده یعنی من در اینجا شما رو به عنوان یک مخاطب که از فیلم خوشش اومده و زحمت هم کشیده یه متن به هر حال شخصی نوشته، قبول دارم ولی نمیدونم واقعا چرا ما نمیتونیم حرف همدیگرو تحمل کنیم؟
من که زیر کامنت شما چیزی ننوشتم یا خدایی نکرده توهینی نکردم که یه متن به این درازی رو نوشتی.
ببین دوست عزیز(من به هر مخاطب حرفه ای، دوست خطاب میکنم مهم هم نیست که نظرم باهاش موافق باشه یا مخالف) چون حالا شما به هر حال زحمت کشیدی و این کامنت رو گذاشتی من هم یه سری حرفا بزنم.
1-طبق کامنت اول شما راجع به نقد فیلم، گفتی که من از البوم بردلی کوپر خوشم اومده. لهجه خوبی داره و موسیقی کانتری و فلان خوب بوده بنابراین فیلم خوبی هست! که نظر شما هم هست و محترمه.
ولی خب من بشخصه نمیتونم موافق این حرف باشم اگر اینطور باشه من به شما چند تا کنسرت از سالهای پیش توصیه میکنم تماشا کنید و اتفاقا اون کنسرت ها هم لهجه خوبی دارن، هم موسیقی جدی تری دارن و همچنین این ادا و اصول عاشقانه خنده دار رو هم ندارن.
مگر اینکه مفهوم سینما از نظر شما یه چیز دیگه باشه که دیگه اینجا تفاوت سلیقه بین من و شماست.
دوست داشتن یک مسئله شخصیه. بلایی که IMDB سر بسیاری از فیلم باز ها اورده دقیقا همین نگاه شماست.
بگذریم.
2- چند تا مثال جالب از درواقع شخصیت پردازی های معروف زدی مثلا True Detective یا Luther. ببین دوست من، اگر قرار بود صدا و لهجه و این داستانا مطرح باشه که یه سری بازیگر تو ایران خودمون لهجه بهتری از بسیاری از هالیوودی ها دارن. شما لهجه رو داری بسط میدی به فیلم. خب اگر شما True Detective رو تماشا میکردی، خوب میدونستی که داستان جذاب و پیچیده ای داره و این موضوع فیلم هست که بیشتر مطرحه حالا من بیام بگم من با متیو مکناهی سیگاری شدم یا صداش رو دوست دارم چه ربطی دقیقا به True Detective داره؟(جدا از اینکه من هم یه زمانی دقیقا همین حرفو میزدم و الآن بعد از مدتها فهمیدم که اشتباه میکردم. به همین سادگی:))
3-شما یه تعریف عجیب داری از اسکار ارائه میدی که بخاطر یه سکانس جایزه میگیرن. خب راستش من تاحالا به این شکل بهش فکر نکردم و نمیدونم شما چطور به این نتیجه رسیدی.
اگرچه خصوصا الان دیگه چندان مهم نیست.
من نظری راجع به بازیگری لیدی گاگا ندادم و بزارید در ادامه توضیح بدم.
4-اطلاعات شما راجع به موزیک کانتری به هر حال بیشتر از منه و اگرچه این موضوع، یک امتیاز ویژه برای ارزیابی یک فیلم نیست ولی احترام میزارم بهتون.
5- من فیلم رو نفی نکردم ببین اگر کامنت منو خونده باشی من گفتم نظرم اینه و فلان فلان اتفاقات برای این فیلم افتاده و توقعتون رو بیارید پایین و از فیلم لذت ببرید همین. مخاطب حرفای من یه عده بود که گول این نمره خنده دار IMDB رو خوردن و خصوصا نامزد ها و جوایز های بین المللی که فیلم به دست اورده. شما خودت دو دوتا چهارتا کن ببین بعد از اینکه لیدی گاگا توی گلدن گلوب جایزه بهترین بازیگر رو نگرفت!!! چه اتفاقی افتاد؟ آیا کمپین علیه گلدن گلوب شکل نگرفت؟ یا همین چند سال پیش وقتی که سیاه پوستان به هر حال نقششون توی اسکار کم بود، کمپین و اعتراض راه ننداختن؟
من نظرم اینه که وقتی یک جشنواره(که اتفاقا تقریبا همه جای دنیا همین نگاه هست نمونهش جشنواره خودمون) معیار و انتخاب هاش سیاسی باشه، حالا چه میخواد بزور جایزه بده به سیاهپوستان یا کسایی رو نامزد کنه که هوادار دارن که خدایی نکرده کمپین علیهشون صحبتی نکنه، دیگه اینطور نیست که ما اون جشنواره رو روی سر بزاریم و بگیم اینها همه شاهکار هستن.
شما فرمودی این حرفا تکرار و کلیشه است و سعی کردی با گفتن (ماشالله نبوغ) مثلا خودتو خالی کنی یا چیزای دیگه. چون به غیر از این نمیتونه باشه.
مسئله اسکار مسئله مهمیه چون نگاه های بسیاری هنوز به این جشنواره دوخته است. از جمله نگاه شما. من باز هم احترام میزارم به هر حال هرکسی میتونه معیار فیلم دیدنشو محدود کنه به اسکار یا گلدن گلوب یا همین IMDB.
ولی...
دوست عزیز
برادر من، خواهر من. باور کن قرار نیست همه مثل هم فکر کنن. قرار نیست من بیام نظرمو به تو تحمیل کنم که این فیلم فاجعه است. همونطور که قرار هم نیست نظر شما و جمع بندی از نظرات مجلات مختلف یا جوایز گلدن گلوب یا اسکار به من تحمیل بشه.
قرار نیست من هم مثل شما برم زیر مثلا فیلم Bohemian Rhapsody و بگم به نام خدایی که فلان کس را آفرید! یا تعریف بیخودی از یه آلبوم موسیقی کنم و بگم که این آلبوم بسیار خوب است. بنابراین فیلم بسیار عالی است. یا بگم من تا دیروز از لیدی گاگا بدم میومد الان دیگه عاشقشم!
خب این نگاه اگر تعصبی نیست پس چیه؟
و در اخر نوشتی که( اگر کامنتی رو نمیفهمی نظر نده!) یه بار از خودت سوال کن شاید یه بار هم تو اشتباه کنی. یه بار هم به خودت فکر کن شاید طرف کامنتو فهمیده و نظرش طوری هست که تو یا نمیفهمی یا به هر حال موافق نیستی.
یه بار هم فکر کن اگر خدایی نکرده! یک نفر نظر مخالفی داشت، نیای این متن دراز رو براش بنویسی که تو اشتباه میکنی.
حقیقت ماجرا این صحبتا نیست. حقیقت اینه که ما به هیچ وجه تحمل حرف مخالف رو نداریم.
الان مثلا شما این متنو نوشتی علیه من.
من هم این متن رو برای شما بنویسم. دقیقا چه کمکی به مسئله میکنه؟ آیا نظر تو تغییر میکنه؟ یا نظر من؟
من بارها میخواستم زیر بیشتر کامنت ها، نظرمو راجع بهشون بگم ولی 95 درصد اوقات من مینویسم بعد پاک میکنم. چون میدونم طرف که قرار نیست نظرش عوض بشه من واسه چی سرمو درد بیارم.
و سر همین کامنت خودم من اولش نوشتم این نظر منه و
آخرش هم نوشتم فیلم رو تماشا کنید و لذت ببرید.
یعنی من نه به موافقین و نه به مخالفین توهینی کردم و نه نظرمو تحمیل کردم. به کسی هم نگفتم من بیشتر میفهمم تو نمیفهمی!!
حالا شما چرا اینقدر عصبانی هستی رو من درک نمیکنم.
کلام آخر اینکه سعی کنیم، سعی کنیم و سعی کنیم نظر مخالف رو تحمل کنیم. (من از خودم مدتهاست شروع کردم) نظر شما هم تا اونجاهایی که من موافق بودم قبول دارم و بقیه رو نه. به همین راحتی.
و اگر هم کامنت من شمارو آزرده خاطر کرده من از شما عذرمیخوام و کاش این سایت قابلیت ویرایش و حذف نظرات رو داشت.
برای شما آرزوی موفقیت دارم.
ارادتمندم
دوستان متاسفانه این کیبورد گوشیم بعضی موقع خودش خود به خود کلمه موردنظرشو انتخاب میکنه واسه همین کلمه (همایت) که در واقع حمایت هست به این شکل در اومده
عذرخواهی میکنم (:
قسمت اول Fifty Shades of Grey: امتیاز 8 از 10
خب وقتی ما مجموعه فیلم های 50 طیف رو از ابتدا تماشا میکنیم ، ابتدا باید نگاهی هم به پس زمینه داستان و فرم توجه کنیم. پنجاه طیف یک مجموعه رمان 3 قسمت است که توسط E. L. James در سال 2011 و 2012 منتشر شد. صحبت بی پرده از روابط و یا به اصطلاح اروتیک بودن داستان موجب مشهور شدن آن و در عواقب فروش بی سابقه این مجموعه رمان رو در پی داشت.
فیلم اول Fifty Shades of Grey شاید بشه گفت یکی از موفق ترین و قابل بحث ترین قسمت از این سه گانه باشه. داستان از مصاحبه اتفاقی آناستازیا استیل با بازیگری متوسط Dakota Johnson با شخصی ثروتمند و در عین حال پر جذبه به نام کریستین گری با بازیگری Jamie Dornan آغاز میشه. احساس گرایی و یا رمانتیک بودن این قسمت قابل قبول هست ولی چیزی که در این قسمت به درستی بهش پرداخته میشه سادیستی بودن (کریستین) در رابطه با (آناستازیا) است.آنا ابتدا فکر میکند که ممکن است در هر رابطه ای ، شخص مقابل خواسته ای داشته باشد و این برایش قابل درک است ولی تاجایی پیش میرود که با خود فکر میکند مورد آزار قرار گرفته.به عقیده بنده جدا از موسیقی خوب ، فیلم برداری و بازیگردانی خوب کارگردان ; این حس تناقض اول فیلم و اخر فیلم به خوبی نمایش پیدا میکنه.
و همینطور هم هست که ما با یه فیلم رک و صادق طرف هستیم. شخصیت (کریستین) ممکن است از جمله پیچیده ترین شخصیت چند سال قبل سینما باشد که تا جایی تماشاگر ممکن است با او ارتباط برقرار نکند ولی فیلم تلاش خود را میکند. مبحث BDSM به شدت مبحث طولانی و پیچیده است و توصیه میکنم حتما در اینترنت جست و جو کنید و تحقیق کنید.
قسمت دوم Fifty Shades Darker : امتیاز 6 از 10
آنقدر که قسمت اول ان سه گانه ، خوب و قابل قبول بود ; قسمت دوم آن به شدت عقبگرد و بی منطق است. شخصیت (کریستین) ناگهان تصمیم میگیرد که عادات خود را کنار بگذارد و اینکار را هم میکند. به طوری که مخاطبی که قسمت اول را دیده ، با دیدن قسمت دوم از این بی هویتی و شخصیت ناپرداخته شده ای که کارگردان به تصویر میکشد ،خنده ش میگیرد.فیلم عمیقا به اصول خود پشت کرد. شاید ممکن است این اتفاق بخاطر عوض شدن کارگردان قسمت دوم باشد ولی باز هم نمیتوان این گاف بزرگ را تحمل کرد. با وجودی که قسمت دوم ، گاف های زیادی داره ولی باز هم ممکن است کسانی که از رمانتیک و اروتیک آن هم همزمان خوششان می آید ، این قسمت را نیز بپسندند. شخصیت (جک هاید) با اضافه شدن به داستان ، نقش منفی به خود میگیرد که البته ممکن است باز هم مضحک باشد . چرا که اصولی که در قسمت اول وجود داشت، خوب و یا بد را به نمایش نمیگذاشت بلکه میخواست مخاطب این دو را درک کند و خودش قضاوت کند..
قسمت سوم Fifty Shades Freed : امتیاز 6 از 10
متاسفانه در این قسمت هم به اندازه قسمت دوم بود.داستان عمیقا همان قسمت دوم را دنبال میکرد و شخصیت احمقانه و بی منطق (جک هاید) نقش پر رنگ تری به خود میگیرد اما باز هم موسیقی خوبی دارد. فیلم برداری هم به مانند دو قسمت خوب است ولی بازیگری به عقیده من تغییری نکرد.
رسما میشه گفت اگر این دو قسمت آخر ساخته نمیشد ، میتوانستیم Fifty Shades of Grey رو به عنوان یک فیلم عالی و در واقع جدی در موردش صحبت کنیم اما متاسفانه اینطور نشد.
البته این نظر ، نظر شخصی بنده است و برداشت شخصی بنده بود به عنوان یک بیننده.
متشکرم
نقطه قوت این فیلم یقینا موسیقی متن هست که استاد ویلیامز کبیر ساخته. واقعا یکی از بهترین موسیقی متن های تاریخ هست.
تقریبا نصف فیلم رو دیدم بعد قطعش کردم
نظر من کاملا شخصی هست، نمیدونم چرا ولی این فیلم منو یاد فیلم Brooklyn میندازه، البته با وجودی که اون فیلم خیلی سطحی بود، بازم بهتر از این فیلم بود (از نظر داستانی و حتی ژانر شبیه هم نیستن، فقط چون بازیگر هردو یکی هستن عرض کردم)
اگر به دنبال یه درام_کمدی مدرسه ای هستید، حتما تماشا کنید
وگرنه نبینید بهتره
فدا
من قسمت اول رو ندیدم با این حال، گاهی خیلی میشد فیلم رو درک کرد
گاهی هم چون ادامه قسمت اول بود، گُنگ بود.
بازیگری ها فوق العاده، جلوه های ویژه فوق العاده، داستان به شدت ضعیف، بی سر و ته بودنش خیلی به چشم میاد.
ولی از اون فیلم هاس که به یاد میمونه، و زود فراموش نمیشه
مخلصم
داداش جدی باش، نتفلیکس کجا یه سریالو زود تموم میکنه؟
تو همین سریال واکینگ دد آز amc رو در نظر بگیر چطور دارن کشش میدن.
اچ بی او سریال تاپ خیلی داره و هرگز دنبال کش دادن داستان نیست
بسیار ضعیف و خارج از هرگونه توصیف اضافهتر
سلام خدمت شما دوست عزیز. والا من فقط یه توصیه به دوستانی داشتم که میخوان به طور جدی آثار سینمایی رو تماشا کنن . در همین حد.
وگرنه به هر حال هرکس توی فیلم دیدن سلیقه بخصوصی داره.
مرسی
اول اینکه سلام. والا این متنی که شما نوشتی اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که چرا شما اینقدر عصبانی هستی؟ این حجم از الفاظی که دوستانه نیست و دقت کنید من اون بالا نوشتم یکی از دوستان این حرفو زده یعنی من در اینجا شما رو به عنوان یک مخاطب که از فیلم خوشش اومده و زحمت هم کشیده یه متن به هر حال شخصی نوشته، قبول دارم ولی نمیدونم واقعا چرا ما نمیتونیم حرف همدیگرو تحمل کنیم؟
من که زیر کامنت شما چیزی ننوشتم یا خدایی نکرده توهینی نکردم که یه متن به این درازی رو نوشتی.
ببین دوست عزیز(من به هر مخاطب حرفه ای، دوست خطاب میکنم مهم هم نیست که نظرم باهاش موافق باشه یا مخالف) چون حالا شما به هر حال زحمت کشیدی و این کامنت رو گذاشتی من هم یه سری حرفا بزنم.
1-طبق کامنت اول شما راجع به نقد فیلم، گفتی که من از البوم بردلی کوپر خوشم اومده. لهجه خوبی داره و موسیقی کانتری و فلان خوب بوده بنابراین فیلم خوبی هست! که نظر شما هم هست و محترمه.
ولی خب من بشخصه نمیتونم موافق این حرف باشم اگر اینطور باشه من به شما چند تا کنسرت از سالهای پیش توصیه میکنم تماشا کنید و اتفاقا اون کنسرت ها هم لهجه خوبی دارن، هم موسیقی جدی تری دارن و همچنین این ادا و اصول عاشقانه خنده دار رو هم ندارن.
مگر اینکه مفهوم سینما از نظر شما یه چیز دیگه باشه که دیگه اینجا تفاوت سلیقه بین من و شماست.
دوست داشتن یک مسئله شخصیه. بلایی که IMDB سر بسیاری از فیلم باز ها اورده دقیقا همین نگاه شماست.
بگذریم.
2- چند تا مثال جالب از درواقع شخصیت پردازی های معروف زدی مثلا True Detective یا Luther. ببین دوست من، اگر قرار بود صدا و لهجه و این داستانا مطرح باشه که یه سری بازیگر تو ایران خودمون لهجه بهتری از بسیاری از هالیوودی ها دارن. شما لهجه رو داری بسط میدی به فیلم. خب اگر شما True Detective رو تماشا میکردی، خوب میدونستی که داستان جذاب و پیچیده ای داره و این موضوع فیلم هست که بیشتر مطرحه حالا من بیام بگم من با متیو مکناهی سیگاری شدم یا صداش رو دوست دارم چه ربطی دقیقا به True Detective داره؟(جدا از اینکه من هم یه زمانی دقیقا همین حرفو میزدم و الآن بعد از مدتها فهمیدم که اشتباه میکردم. به همین سادگی:))
3-شما یه تعریف عجیب داری از اسکار ارائه میدی که بخاطر یه سکانس جایزه میگیرن. خب راستش من تاحالا به این شکل بهش فکر نکردم و نمیدونم شما چطور به این نتیجه رسیدی.
اگرچه خصوصا الان دیگه چندان مهم نیست.
من نظری راجع به بازیگری لیدی گاگا ندادم و بزارید در ادامه توضیح بدم.
4-اطلاعات شما راجع به موزیک کانتری به هر حال بیشتر از منه و اگرچه این موضوع، یک امتیاز ویژه برای ارزیابی یک فیلم نیست ولی احترام میزارم بهتون.
5- من فیلم رو نفی نکردم ببین اگر کامنت منو خونده باشی من گفتم نظرم اینه و فلان فلان اتفاقات برای این فیلم افتاده و توقعتون رو بیارید پایین و از فیلم لذت ببرید همین. مخاطب حرفای من یه عده بود که گول این نمره خنده دار IMDB رو خوردن و خصوصا نامزد ها و جوایز های بین المللی که فیلم به دست اورده. شما خودت دو دوتا چهارتا کن ببین بعد از اینکه لیدی گاگا توی گلدن گلوب جایزه بهترین بازیگر رو نگرفت!!! چه اتفاقی افتاد؟ آیا کمپین علیه گلدن گلوب شکل نگرفت؟ یا همین چند سال پیش وقتی که سیاه پوستان به هر حال نقششون توی اسکار کم بود، کمپین و اعتراض راه ننداختن؟
من نظرم اینه که وقتی یک جشنواره(که اتفاقا تقریبا همه جای دنیا همین نگاه هست نمونهش جشنواره خودمون) معیار و انتخاب هاش سیاسی باشه، حالا چه میخواد بزور جایزه بده به سیاهپوستان یا کسایی رو نامزد کنه که هوادار دارن که خدایی نکرده کمپین علیهشون صحبتی نکنه، دیگه اینطور نیست که ما اون جشنواره رو روی سر بزاریم و بگیم اینها همه شاهکار هستن.
شما فرمودی این حرفا تکرار و کلیشه است و سعی کردی با گفتن (ماشالله نبوغ) مثلا خودتو خالی کنی یا چیزای دیگه. چون به غیر از این نمیتونه باشه.
مسئله اسکار مسئله مهمیه چون نگاه های بسیاری هنوز به این جشنواره دوخته است. از جمله نگاه شما. من باز هم احترام میزارم به هر حال هرکسی میتونه معیار فیلم دیدنشو محدود کنه به اسکار یا گلدن گلوب یا همین IMDB.
ولی...
دوست عزیز
برادر من، خواهر من. باور کن قرار نیست همه مثل هم فکر کنن. قرار نیست من بیام نظرمو به تو تحمیل کنم که این فیلم فاجعه است. همونطور که قرار هم نیست نظر شما و جمع بندی از نظرات مجلات مختلف یا جوایز گلدن گلوب یا اسکار به من تحمیل بشه.
قرار نیست من هم مثل شما برم زیر مثلا فیلم Bohemian Rhapsody و بگم به نام خدایی که فلان کس را آفرید! یا تعریف بیخودی از یه آلبوم موسیقی کنم و بگم که این آلبوم بسیار خوب است. بنابراین فیلم بسیار عالی است. یا بگم من تا دیروز از لیدی گاگا بدم میومد الان دیگه عاشقشم!
خب این نگاه اگر تعصبی نیست پس چیه؟
و در اخر نوشتی که( اگر کامنتی رو نمیفهمی نظر نده!) یه بار از خودت سوال کن شاید یه بار هم تو اشتباه کنی. یه بار هم به خودت فکر کن شاید طرف کامنتو فهمیده و نظرش طوری هست که تو یا نمیفهمی یا به هر حال موافق نیستی.
یه بار هم فکر کن اگر خدایی نکرده! یک نفر نظر مخالفی داشت، نیای این متن دراز رو براش بنویسی که تو اشتباه میکنی.
حقیقت ماجرا این صحبتا نیست. حقیقت اینه که ما به هیچ وجه تحمل حرف مخالف رو نداریم.
الان مثلا شما این متنو نوشتی علیه من.
من هم این متن رو برای شما بنویسم. دقیقا چه کمکی به مسئله میکنه؟ آیا نظر تو تغییر میکنه؟ یا نظر من؟
من بارها میخواستم زیر بیشتر کامنت ها، نظرمو راجع بهشون بگم ولی 95 درصد اوقات من مینویسم بعد پاک میکنم. چون میدونم طرف که قرار نیست نظرش عوض بشه من واسه چی سرمو درد بیارم.
و سر همین کامنت خودم من اولش نوشتم این نظر منه و
آخرش هم نوشتم فیلم رو تماشا کنید و لذت ببرید.
یعنی من نه به موافقین و نه به مخالفین توهینی کردم و نه نظرمو تحمیل کردم. به کسی هم نگفتم من بیشتر میفهمم تو نمیفهمی!!
حالا شما چرا اینقدر عصبانی هستی رو من درک نمیکنم.
کلام آخر اینکه سعی کنیم، سعی کنیم و سعی کنیم نظر مخالف رو تحمل کنیم. (من از خودم مدتهاست شروع کردم) نظر شما هم تا اونجاهایی که من موافق بودم قبول دارم و بقیه رو نه. به همین راحتی.
و اگر هم کامنت من شمارو آزرده خاطر کرده من از شما عذرمیخوام و کاش این سایت قابلیت ویرایش و حذف نظرات رو داشت.
برای شما آرزوی موفقیت دارم.
دوستان متاسفانه این کیبورد گوشیم بعضی موقع خودش خود به خود کلمه موردنظرشو انتخاب میکنه واسه همین کلمه (همایت) که در واقع حمایت هست به این شکل در اومده
عذرخواهی میکنم (: