اینجا مردی ایستاده که از گذشتهاش پشیمان است. سوکچول، گانگستری با قلبی مهربان، هیچوقت برای این شغل ساخته نشده بود. برخلاف گانگسترهای متظاهر با کتوشلوارهای شیک، او آدمی معمولیست؛ درست مثل من و تو، که هر روز را با امید به آیندهای بهتر سپری میکند.
در سوی دیگر، زنی هست که میخواهد از حصار زندگیاش عبور کند. مییونگ خوانندهای تازهکار است که آرزوی ترانهسرایی دارد، آنهم در صنعتی که تحت سلطهی ستارههای پاپ است. او در تلاش است تا رویایش را محقق کند و در کنار مادر بیمار خود زندگی شادی داشته باشد. فرصتی برای شروعی دوباره به او داده میشود.
شاید عشقشان کلیشهای به نظر برسد، اما آیا میتواند رؤیاهایشان را به واقعیت تبدیل کند؟ حتی اگر نه، زندگی ادامه خواهد داشت، همانطور که خورشید دوباره طلوع میکند.
«پسر خوب» ترانهایست سرشار از امید؛ برای آدمهایی که مثل لامپ، پیش از خاموشی، با تمام توان میدرخشند.
لوک الیس، یک نابغه ۱۲ ساله، ربوده میشود و در «مؤسسه» به هوش میآید، مرکزی پر از کودکانی که همگی به همان روشی که او به آنجا رسیده است، به آنجا رسیدهاند و همگی دارای تواناییهای غیرمعمول هستند.
پس از اینکه با همسر مردهاش از طریق یک خطای واقعیت مجازی دوباره ارتباط برقرار کرد، یک پلیس سعی میکند تا حادثه مرموزی که جان او را گرفت را بررسی کند.
سو یول (Lee Dong Wook) یک افسر پلیس جاه طلب است که زیاد به اصول اخلاقی هم پایبند نیست. اما وقتی سر و کله “کِی” (Wi Ha Joon) ظاهر می شود، او نیز تغییر میکند و تبدیل به یک قهرمان عدالت و مبارزه با فساد می شود…
لی یون (Lee Dong Wook) ، روباهی نُه دم که قابلیت تبدیل شدن به انسان را دارد و اکنون وارد شهر شده و میان آدم ها زندگی میکند ، این درحالیست که نام جی آه (Jo Bo Ah) کارگردان نترسی است که از حضور این روباه باخبر شده و تلاش میکند تا آن را شکار کند. از طرفی ، لی رانگ (Kim Bum) برادر لی یون مدت هاست که میان انسان ها زندگی میکند اما همیشه احساس تحقیر توسط انسان ها را دارد و با ظاهری خوب به مردم نزدیک شده و بدترین بلاها را بر سرشان می آورد و…
این سریال بسیار زیبا در مورد نویسنده ای است به نام کاستل که تمام نوشته های او ترسناک و وحشتناک است و در همین حال در شهر قتلهای زنجیره ای شروع میشود که شباهت زیادی با نوشتههای او دارد و پلیس هم به این نویسنده مشکوک میشود...