“جمعه شب هاي روشن” داستان شهر کوچکيست به نام “ديلن” که در ايالت “تگزاس”آمريکا واقع شده است. در اين شهر مثل هر شهر ديگه اي و حتي بيشتر از هرشهر ديگه اي زندگي جريان داره، براي اهالي اين شهر اما يک شب و يک ورزشبيشتر از هرچيز ديگه اي اهميت داره و اون فوتباله و شب هايي که بازيفوتبال يعني جمعه شب ها در اين شهر برگزار ميشه...
داستان سریال درباره "برنارد" هست که یک مغازه ی کتاب فروشی دارد .. ولی اصلا علاقه ای به فروش کتابهاش ندارد .. "مانی" که یه ادم عصبی و استرسی هست به مغازه ی "برنارد" میاد و کتاب آرامش و خونسری رو از اون میخره و بر حسب اتفاق کتاب توی لیوان چاییش میوفته و اونو قورت میده .. وقتی پزشکها میخوان اونو جراحی کنن متوجه میشن که کتاب جذب بدن اون شده و دیگه قابل جدا کردن نیست .. و همین باعث میشه که "مانی" به یک شخصیت آروم و ریلکس تبدیل بشه ...
فِردی جسکون (تام هاردی) بعد از آزادی از زندان، به وسیله دوستانی که در زندان پیدا کرده و با کمک پسر عمویش، جیمی، در دنیای تبهکاران برای خود نامی دست و پا میکند و ثروتمند میشود.اما بعد از مدتی حسادت و خشم باعث میشود، خانواده و کسبوکار را به خطر بیندازد. و جیمی مجبور میشود بین حفاظت از او و زندگیای که با همسرش ساخته یکی را انتخاب کند
داستان سریال روایتگر 50 سال از تاریخ ایالات متحده و سرگذشت پدران بنیانگذار آن است سریال از سال 1775 در بوستون مرکز مهاجرنشین ماساچوست آغاز می شود و با مرگ جان آدامز در سال 1826 پایان می یابد...
داستان درباره یه شهر کوچک زراعی به اسم مدیا راک نامیده می شوند توی سطح شهر پخش میشوند، که این سنگ ها تاثیرات عجیبی روی آدمهای داخل شهر دارد و قدرت های متفاوتی به آدمها میدهد که اکثرا هم آدمهای شر این قدرتها را بدست میاورند ولی همراه این شهاب باران ها پسر بچه ای هم از فضا به زمین می آید و توسط خانواده ای که بچه دار نمی شدند به طور اتفاقی پیدا می شود. این بچه قدرتهای عجیبی دارد و این خانواده تصمیم میگرند که این بچه را بزرگ کنند و چون نمی خ واستند مشکلی برای این بچه به وجود بیاید قدرتهای استثن ایی او را از همه مخ فی نگه میدارند . خلاصه جریان داستان از آنجا شروع می شود که این پسر بچه که اسمش را کلارک گذاشته بودند بزرگ شده و به مدرسه می رود و در هر قسمت درگیر جریان تازه ای می شود و از نیروهای عجیبش استفاده می کند...
در سريال " نفوذ " ، ( تيموتي هاتون ) ، نقش يک مامور بيمه به اسم ( نيت فورد ) رو بازي ميکنه که در کار پيدا کردن آثار سرقت شده براي کارفرماهاش ، تبحر فوق العاده اي داره . منتها ، بعداز اينکه شرکت بيمه حاضر نميشه براي نجات پسر درحال مرگش پولي رو پرداخت کنه ، به اون شرکتها پشت ميکنه و به دنبال فرصتی میگرده که انتقامشو از اون شرکتها بگيره . در همين گيرو داره که به زودي شخصي که ادعا ميکنه طرحهاي هواپيمايي که ثمره چندين سال کار بي وقفه اش هست رو شرکت رقيب ازش به سرقت برده پيدا ميشه و از ( نيت ) ميخواد که بهش کمک کنه تا طرحهاشو دوباره از اون دزدها براش سرقت کنه...
قرون وسطی. شاهزاده «ادموند» ملقب به افعی سیاه، در تلاش است تا به هر نحوی که شده تاج و تخت را از پدر و برادر بزرگش بگیرد...
طبق شنیده ها این سریال ادامه سریال معروف 24 می باشد که در آن جک باور از مخفی شدن در لندن برای از بین بردن یک حمله تروریستی گسترده دست بر می دارد در حالی که توسط نیروهای آمریکایی اعزام شده، توسط رئیس جمهور جیمز هلر تحت تعقیب است و …
جریان مربوط به مردیست که سالها پیش ورزشکار بوده و پس از سالها دوری از شهر مادری اش دوباره به آنجا برگشته تا در دبیرستانی که در آن درس خوانده به مربیگری ورزشی بپردازد…
آنجل، خونآشام نفرین شده با وجدان، در لس آنجلس به کمک کسانی که در خطر هستند مشغول است. او با گروه تحقیقات آنجل، علیه نفوذ شرارت و شرکت حقوق فراطبیعی میجنگد.