امتیاز 9 از 10
از اونجایی که من از "برادران کوئن" فقط دو فیلم "No Country for Old Men " و "The Big Lebowski" رو دیدم ، جدا از اینکه برای شناختن دیدگاهشون و فرم فیلم سازیشون باید همه آثار قدیم و جدیدشون رو از لیست در اورد و تماشا کرد ، میتونم بگم تکنیک فیلمسازی و نویسندگی منحصر به فردی دارن.
ما توی "The Ballad of Buster Scruggs" با شش داستان مجزا (البته در ظاهر) طرف هستیم. به نظر من این ایده که چرا این داستانها به سریال تبدیل نشدن رو میتونیم راجع بهش صحبت کنیم (گرچه خودم نظر بخصوصی دارم).
برای اینکه اسپویل نشه فقط میتونم بگم که این شش داستان جدا از اینکه همه در فضای وسترن و آنتولوژی ساخته شده ، به لحاظ ادبی در بطن هر داستان به یک یا چند مفهوم اساسی اشاره میکنه و به نظرم ژانر وسترن (این دنیای وحشی و غیر قابل پیشبینی) به شدت به مفهوم سازی کمک کرده.
موسیقی ، داستان ها و مناظر زیبای فیلم همه با هم مجموعه ای ارزشمند رو بوجود اوردن. به پیشنهاد میکنم تماشا کنید و البته ناگفته نمونه این فیلم بیشتر برای مدیوم نتفلیکس ساخته شده و جا داره برای سال های آینده برای نتفلیکس یک مفهوم جدید سینمایی تعریف کنیم چرا که الآن دیگه میشه گفت یک سینمای جداست( و البته جذاب!)
امتیاز 8 از 10
بدون اسپویل!
سریال "Maniac" یا به فارسی که برخی سایت ها "دیوانه" هم ترجمه کردن با وجود اینکه شروع خسته کننده ای داره ولی از اون سریال هاست که اگر از فضاسازی و داستان های پیچیده لذت میبرید ، دیدنش به شما توصیه میشه.
"اما استون" ، "جونا هیل" تیم بازیگری سریال رو تشکیل میدن و کارگردان سریال "کری جوجی فوکوناگا" هست که ما اونو با فصل اول بسیار موفق سریال " کارآگاه حقیقی" میشناسیم.
در داستان ، شخصیت ها هر کدوم مشکلات خودشون رو دارن و وارد برنامه یا آزمایشی میشن که قراره مشکلاتشون رو درمان کنه. بعد ها داستان های موازی و متغیر شکل میگیره.
برخی دوستان گفتن که سریال هیجان نداره و من هم موافقم با این تفاوت که به نظر من میشد سریال با این زمان بندی کمتر از 6 قسمت باشه یا میشد با داستان جمع و جورتر یک فیلم سینمایی بشه. بنابراین من معتقدم سریال به تمام ظرفیت خودش نرسیده و میشد داستان رو بسیار خاصتر به نمایش در اورد.
"کری جوجی فوکوناگا" کارگردان بسیار خوبی هست و تم سریال بسیار خلاقانه است . موسیقی متن که به نظر من ضعیف بود و از همچین تیم سازندهی خلاقی بعید بود چنین انتخابی.
در آخر راجعبه ژانر سریال باید عرض کنم که نمیشه در یک ژانر معین این سریال رو قرار داد . نتفلیکس سریال رو توی "دارک کمدی" قرار داده ولی به نظر من ژانری که نمیشه بهش نسبت داد همین هست.
متشکرم
سه گانه :
1-Before Sunrise
2-Before Sunset
3-Before Midnight
که هر سه توسط ریچارد لینکلیتر ساخته شده به صورت هر 9 سال یک بار قسمت جدید ساخته شده است. و هر سه فیلم عاشقانه و درام هستند اما جنبش و جریانی که در هر سه فیلم برقرار است، دیالوگ محور بودن آن است.
من واقعا لذت بردم و به نظرم از اون فیلم های ماندگار در سینماست.
فصل اول: 10 از 10
فصل دوم: 9 از 10
فصل سوم: 8 از 10
فصل چهارم: 8 از 10
فصل پنجم : 7 از 10
---------
بدون اسپویل !!!
باز هم با یک شاهکار ایرلندی دیگه از سبک مارتین اسکورسیزی طرف هستیم. به عقیده من این سریال به قدری قوی بود ، که هر قسمت به اندازه یک فیلم ارزشمند بود.یک شاهکار دیگه از HBO
یه توضیح مختصر برای کسانی که هنوز سریال رو ندیدن.
اول اینکه بازیگر ها واقعا فوق العاده ن ... قسمت اول که به کارگردانی مارتین اسکورسیزی هست ، فرم و ساختار سریال رو مشخص میکنه.
سریال دقیقا از روزی شروع میشه که ( تحریم مشروبات الکلی ) شروع میشه. این اتفاق که اگر اشتباه نکنم 13 سال طول کشید ، جای اینکه با ورود مشروبات الکلی مقابله کنند ، بلکه با این قانون تمامی مافیا ها و سازمان های جنایی با قاچاق مشروبات از کشور های دیگه و یا حتی تولید ، به چنان ثروتی دست یافتند که بعد از اون زمان ، چیزی به اسم مافیا که قبلا تنها به گروهی های کوچکی مطرح بودند ، به شکل گسترده در نیویورک -شیکاگو-اتلانتیک سیتی و دیگر شهر های امریکا رشد کنند.
شخصیت ایناک _ ناکی _ تامپسون که Steve Buscemi بازی میکنه ، و نقش اول سریال هم هست. یک شخصیت باهوش و معتدل رو نشون میده.
شخصیت هایی که توی سریال هستن بسیاری از اون ها واقعی هستن ، اما ممکنه سرنوشت اونا در واقعیت طور دیگه ای رقم خورده باشه
برای مثال : آلفونس کاپون - آرنولد راتستین -مارانزانو - ماسریا - لانسکی - چارلی _لاکی_ لوچیانو- جانی توریو و بسیاری از شخصیت های دیگه از دنیای مافیا هستند که توی سریال به نمایش در اومده...
سبک و سیاق سریال به اندازه Sopranos جذاب و هیجان انگیز هست با این تفاوت که سریال سوپرانوز جنبه ی روانشناسی داشت ، بنابراین با سریالی کاملا هیجانی طرف هستیم.
حتما بسیاری از کسانی که سریال رو شروع میکنن ، شیفته شخصیت جیمز دارمودی میشن.
تصمیم گیری های سریال به حد کافی عالی هست ، شخصیت ها بسیار خطر حذف شدنشون از سریال وجود داره.
سریال سورپرایز های به موقعی هم داره.کیفیت سریال فوق العاده س ... طراحی دکور ها ، نوع پوشش ، نوع حتی سیگار کشیدن و چیزای دیگه که به سریال یک شخصیت متفاوت داده ، به طوری که از لحاظ کیفیت از سوپرانوز و یا سریال هایی از این قبیل بهتر بوده.
در کل صد در صد پیشنها میکنم که تماشا کنید
-----
حالا برای کسانی که سریال رو دیدن :
هشدار اسپویل !!!!!
دوباره میگم اسپویل پس لطفا کسانی که هنوز ندیدن اینو نخونن...
به نظر خود بنده ، سریال در کمال اینکه فوق العاده بود و گاهی چنان هیجانی به سریال میداد ، نمیتونست ضعف هاش رو بپوشونه
فصل اول سریال اوائل کمی گیج کننده بود ، که با شخصیت های مختلف آشنا شد اما به قدری جالب بود که ضعف اون فصل رو کاملا پوشاند.
فصل دوم به شدت در قسمت آخر و طی کشته شدن جیمز دارمودی ، سریال شدیدترین ضربه رو خورد . ارزش سریال در فصل دوم کم کم خودشو ظاهر کرد و با این حال سیر نزولی داشت، تا اینکه جیمز دارمودی کشته شد و بعد از اون سریال مسیر خودش رو گم کرد. فصل سوم شخصیت دیوانه واری به اسم جیپ روزتی به سریال اضافه شد اما حتی همون هیجان های اون فصل به فصل اول و یا حتی دوم نمیرسید ، فصل چهارم هم تقریبا نا امید کننده بود و فصل پنجم کاملا عجیب اما قابل پیشبینی بود.
در کل بخوایم نتیجه گیری کنیم ، میشد شخصیت جیمز دارمودی رو در سریال نگه داشت و به طریق دیگه اونو شخصیت پردازی کرد. وقتی فصل دوم کشته شد ، انگار بعد از اون اپیزود دیگه هرگز سریال اون شخصیت خودشو پیدا نکرد ، تغییر کرد با وجودی که جیمز دارمودی از شخصیت ها و ستون های اصلی سریال بود....
در کل جدا از حذف شدن جیمز دارمودی ، سریال مشکل چندان دیگری نداشت و همچنان میشه ازش به عنوان یکی از بهترین سریال های مافیایی نام برد.
متشکرم
امتیاز 3 از 10
بدون اسپویل!
(توجه کنید که نظر بنده شخصی هست)
به حد کافی این فیلم فاجعه هست که میشه ساعت ها براش نقد نوشت.
قرار هم نیست هرکسی که یه گیتار برداره و شروع کنه به خوندن، فیلم سازی هم بکنه. از بردلی کوپر که بازیگر خوبی هست بعید بود.
از نظر موسیقایی جاهایی از فیلم که درواقع در حال اجرا هستن دقیقا شبیه کنسرت های جالب و البته خوب پاپ، راک در میاد. با فیلمبرداری منحصر به فرد. و من دوستش داشتم ولی من نمیدونم چرا باید این فیلم میشد. خب یه اجرای دو نفره واقعی به نظر من با ارزش تر از 2 ساعت فیلمی هست که با سردرگمی داره جلو میره.
گول این امتیازش هم نخورید چون متاسفانه اونجاهم این بحث هوادار مطرحه. کل همین امتیاز رو اگه هوادارای لیدی گاگا نبودن همونم نبود. میتونید در اینترنت کمپین هایی که برای این فیلم تشکیل شده برای همایت از لیدی گاگا! در اسکار رو جست و جو کنید و به عمق فاجعه پی ببرید.
یکی از دوستان نوشته من از صدا و لهجه خاص بردلی کوپر خوشم میاد واسه همین فیلم رو دوست داشتم! چه ربطی به فیلم داره اگه اینطوره پس لابد به تمام فیلمای کوین اسپیسی هم باید جایزه اسکار بدن چون اونم صداش خوبه :| موسیقی که به لهجه نیست.
و یه چیزی هم این روزا هست، درواقع اهمیت جشنواره ای مثل اسکار.
یه زمانی اسکار رو به نوعی مرکز عالم معرفی میکردن و هر جایزه ای هم که هر فیلمی میگرفت، یه ارزش جداگونه براش میزاشتن. ولی امروز میتونیم به وضوح شاهد این باشیم که وقتی سیاست با هنر قاطی بشه چه اتفاقاتی میاوفته. الان اسکار تبدیل شده به یه جشنواره ابلهانه با انتخاب های ابلهانهی سیاسی و فکر کنم خصوصا ماها که سینما رو به طور جدی دنبال میکنیم جشنواره ای مثل ونیز میتونه بیشتر اهمیت داشته باشه تا اسکار.
در اخر دوستان من نظرمو به کسی تحمیل نمیکنم و اگر به دنبال یک فیلم عاشقانه _ موزیکال ساده هستید حتما تماشا کنید.
مرسی
دوستانی که سوال دارن Narcos چرا اینطور اسم عوض کرده:
سریال Narcos تا فصل سوم در کلمبیا بود و زندگی افرادی مثل پابلو اسکوبار و بقیه اعضای کارتل اون منطقه رو به نمایش گذاشته بود.
ولی فصل چهارم به دلیل اینکه هم از لحاظ زمانی و هم از مکانی با بقیه فصل های قبل فرق میکنه (اصطلاحاً آنتولوژی) بنابراین به راحتی با یه اسم دیگه شروع شده و این سریال (فصل چهارم) هیچ ربطی به فصل های گذشته نداره.
و قابل ذکره که الان تا چند فصل به کشور مکزیک پرداخته میشه و ممکنه بعد از اتمام داستان، یک Narcos دیگه در یک کشور دیگه ساخته بشه.
به نظرم از اون نوع فیلم هاست که باید چند بار نگاه کرد. زیبا و دلنشین بود و قطعا برای کسانی که میخوان حالشون خوب بشه و با دیدن یک فیلم لذت ببرن حتما تماشا کنن چون به شدت شاهکار است.
فصل اول امتیاز 10 از 10
فصل دوم امتیاز 7 از 10
-----
بدون اسپویل!!!
خب من حدود 2 سال پیش کامنت (بهترین سریال تاریخ) رو گذاشته بودم و ممکنه الان که بهش فکر میکنم اینقدر توی این دو سال سریال خوب دیدم که بفهمم هر سریالی ارزش خودش رو داره و نمیشه مقایسه کرد.
اما در بهترین بودن (کارآگاه حقیقی) شکی نیست.وقتی فصل اول رو شروع میکنیم با یک سریال معمایی-جنایی طرف هستیم.فرم و استایل سریال میتونم بگم شاید یک شاهکار در بین سریال های مشابه باشه. نقطه قوت سریال در فصل اول ، روایت داستانی اون هست. در واقع ما با دو کارآگاه طرف هستیم که اتفاقات حدود 15 سال پیش رو به خاطر میارن و برای چند کارآگاه دیگه تعریف میکنند. وقتی سریال رو تماشا میکنید میبینید چقدر تفکرات این دو نسبت به اون سال ها تغییر کرده و این یکی از نقطه قوت های سریال هست. انگار که ما با شخص جدیدی طرف هستیم.
اما و اما ما اگر بخوایم از همه اِلِمان های به شدت موفق سریال فاکتور بگیریم، از بازی بی نظیر Matthew McConaughey نمیشه گذشت. شاید اگه بپرسید کدوم بازیگر بهترین نقش این سال هارو بازی کرد بدون شک این Matthew McConaughey هست. استایل راستین کوهل ، صحبت های فلسفی و عجیب ، طرز سیگار کشیدن (افتخار نمیکنم ، دوستان که این کامنت رو میخونن لطفا توجهی نکنن اما خیلیا با دیدن این سریال سیگاری شدن ، مثل من :) ) من فکر نمیکنم شخصیتی به این پیچیدگی و البته با جذبه اونم در یه مینی سریال دوباره ظهور کنه.
معمایی بودن سریال یکی از نقاط قوت هست.
من قبل از اینکه داستان رو اسپویل کنم ، فصل دوم رو کسانی که بخوان شروع کنن پیشنهاد میکنم حداقل یه چند ماه از دیدن فصل اول بگذره و بعد فصل دوم رو شروع کنید چون به شدت ضعیف هست و ممکنه نظرتون راجب کل سریال عوض بشه و اون شاهکار فصل اول رو زیر سوال ببره!!!
خطر اسپویل!!!(کسانی که سریال رو ندیدن ادامه رو نخونن)
یک نکته توی سریال وجود داره و اون جنایتی هست که بالاترین جنایت هاست. دقیقا حرفی که سریال میخواد بزنه به نظر من اینه که هیچ جنایتی بالاتر جنایت سیستمی نیست. شاید یک سری جامعه گریز ، روانی و ... باشن که در دنیا جنایت میکنن و این راهو ادامه میدن اما هیچ جنایتی بالاتر از این نیست که یک سیستم ، یک حاکمیت و یک سری مجموعه از افرادی که به مردم خدمت میکنن، خودشون جنایت کنن. این به نظرم وحشتناک ترین کاری هست که میشه در این دنیا انجام داد چون این مردم به اون سیستم اعتماد دارن و اگر سیستم اون رو حالا به هر طریقی لکه دار کنه هیچ توضیحی براش نمیشه داد.
معنی (کارآگاه واقعی ) هم دقیقا همینه ، کارآگاهی که در سیستم خدمت میکنه متوجه این اتفاق می اوفته و سعی میکنه جلوی این اتفاق رو بگیره حالا میخواد افشاگری کنه ، مبارزه کنه و ... .
متشکرم
به نام کوبریک
امروز فیلم معروف و شاید جزو بهترین فیلم های تاریخ، ساخته استنلی کوبریک رو دیدم
تو نگاه اول با یه فیلم علمی-تخیلی که با جلوه های ویژه عجیب قریب که اونم سال 1968 ساخته شده طرف هستیم
اما دقیق تر که ببینیم، یه فیلم کاملا فلسفی که اصل بشر و جهان هستی رو نشون میده.
اون میمون های اول فیلم که نمادی از انسان ها بودند، و در اخر هم سکانس تعجب برانگیز پایانی
میشه کتاب ها مفهوم از این فیلم برداشت کرد...
بعضی از فیلم ها و در کل آثار هنری کوبریک، مثل شراب میمونن، ارزششون بعد از سال ها مشخص میشه
از اونجایی که من از "برادران کوئن" فقط دو فیلم "No Country for Old Men " و "The Big Lebowski" رو دیدم ، جدا از اینکه برای شناختن دیدگاهشون و فرم فیلم سازیشون باید همه آثار قدیم و جدیدشون رو از لیست در اورد و تماشا کرد ، میتونم بگم تکنیک فیلمسازی و نویسندگی منحصر به فردی دارن.
ما توی "The Ballad of Buster Scruggs" با شش داستان مجزا (البته در ظاهر) طرف هستیم. به نظر من این ایده که چرا این داستانها به سریال تبدیل نشدن رو میتونیم راجع بهش صحبت کنیم (گرچه خودم نظر بخصوصی دارم).
برای اینکه اسپویل نشه فقط میتونم بگم که این شش داستان جدا از اینکه همه در فضای وسترن و آنتولوژی ساخته شده ، به لحاظ ادبی در بطن هر داستان به یک یا چند مفهوم اساسی اشاره میکنه و به نظرم ژانر وسترن (این دنیای وحشی و غیر قابل پیشبینی) به شدت به مفهوم سازی کمک کرده.
موسیقی ، داستان ها و مناظر زیبای فیلم همه با هم مجموعه ای ارزشمند رو بوجود اوردن. به پیشنهاد میکنم تماشا کنید و البته ناگفته نمونه این فیلم بیشتر برای مدیوم نتفلیکس ساخته شده و جا داره برای سال های آینده برای نتفلیکس یک مفهوم جدید سینمایی تعریف کنیم چرا که الآن دیگه میشه گفت یک سینمای جداست( و البته جذاب!)
بدون اسپویل!
سریال "Maniac" یا به فارسی که برخی سایت ها "دیوانه" هم ترجمه کردن با وجود اینکه شروع خسته کننده ای داره ولی از اون سریال هاست که اگر از فضاسازی و داستان های پیچیده لذت میبرید ، دیدنش به شما توصیه میشه.
"اما استون" ، "جونا هیل" تیم بازیگری سریال رو تشکیل میدن و کارگردان سریال "کری جوجی فوکوناگا" هست که ما اونو با فصل اول بسیار موفق سریال " کارآگاه حقیقی" میشناسیم.
در داستان ، شخصیت ها هر کدوم مشکلات خودشون رو دارن و وارد برنامه یا آزمایشی میشن که قراره مشکلاتشون رو درمان کنه. بعد ها داستان های موازی و متغیر شکل میگیره.
برخی دوستان گفتن که سریال هیجان نداره و من هم موافقم با این تفاوت که به نظر من میشد سریال با این زمان بندی کمتر از 6 قسمت باشه یا میشد با داستان جمع و جورتر یک فیلم سینمایی بشه. بنابراین من معتقدم سریال به تمام ظرفیت خودش نرسیده و میشد داستان رو بسیار خاصتر به نمایش در اورد.
"کری جوجی فوکوناگا" کارگردان بسیار خوبی هست و تم سریال بسیار خلاقانه است . موسیقی متن که به نظر من ضعیف بود و از همچین تیم سازندهی خلاقی بعید بود چنین انتخابی.
در آخر راجعبه ژانر سریال باید عرض کنم که نمیشه در یک ژانر معین این سریال رو قرار داد . نتفلیکس سریال رو توی "دارک کمدی" قرار داده ولی به نظر من ژانری که نمیشه بهش نسبت داد همین هست.
متشکرم
1-Before Sunrise
2-Before Sunset
3-Before Midnight
که هر سه توسط ریچارد لینکلیتر ساخته شده به صورت هر 9 سال یک بار قسمت جدید ساخته شده است. و هر سه فیلم عاشقانه و درام هستند اما جنبش و جریانی که در هر سه فیلم برقرار است، دیالوگ محور بودن آن است.
من واقعا لذت بردم و به نظرم از اون فیلم های ماندگار در سینماست.
فدا
فصل دوم: 9 از 10
فصل سوم: 8 از 10
فصل چهارم: 8 از 10
فصل پنجم : 7 از 10
---------
بدون اسپویل !!!
باز هم با یک شاهکار ایرلندی دیگه از سبک مارتین اسکورسیزی طرف هستیم. به عقیده من این سریال به قدری قوی بود ، که هر قسمت به اندازه یک فیلم ارزشمند بود.یک شاهکار دیگه از HBO
یه توضیح مختصر برای کسانی که هنوز سریال رو ندیدن.
اول اینکه بازیگر ها واقعا فوق العاده ن ... قسمت اول که به کارگردانی مارتین اسکورسیزی هست ، فرم و ساختار سریال رو مشخص میکنه.
سریال دقیقا از روزی شروع میشه که ( تحریم مشروبات الکلی ) شروع میشه. این اتفاق که اگر اشتباه نکنم 13 سال طول کشید ، جای اینکه با ورود مشروبات الکلی مقابله کنند ، بلکه با این قانون تمامی مافیا ها و سازمان های جنایی با قاچاق مشروبات از کشور های دیگه و یا حتی تولید ، به چنان ثروتی دست یافتند که بعد از اون زمان ، چیزی به اسم مافیا که قبلا تنها به گروهی های کوچکی مطرح بودند ، به شکل گسترده در نیویورک -شیکاگو-اتلانتیک سیتی و دیگر شهر های امریکا رشد کنند.
شخصیت ایناک _ ناکی _ تامپسون که Steve Buscemi بازی میکنه ، و نقش اول سریال هم هست. یک شخصیت باهوش و معتدل رو نشون میده.
شخصیت هایی که توی سریال هستن بسیاری از اون ها واقعی هستن ، اما ممکنه سرنوشت اونا در واقعیت طور دیگه ای رقم خورده باشه
برای مثال : آلفونس کاپون - آرنولد راتستین -مارانزانو - ماسریا - لانسکی - چارلی _لاکی_ لوچیانو- جانی توریو و بسیاری از شخصیت های دیگه از دنیای مافیا هستند که توی سریال به نمایش در اومده...
سبک و سیاق سریال به اندازه Sopranos جذاب و هیجان انگیز هست با این تفاوت که سریال سوپرانوز جنبه ی روانشناسی داشت ، بنابراین با سریالی کاملا هیجانی طرف هستیم.
حتما بسیاری از کسانی که سریال رو شروع میکنن ، شیفته شخصیت جیمز دارمودی میشن.
تصمیم گیری های سریال به حد کافی عالی هست ، شخصیت ها بسیار خطر حذف شدنشون از سریال وجود داره.
سریال سورپرایز های به موقعی هم داره.کیفیت سریال فوق العاده س ... طراحی دکور ها ، نوع پوشش ، نوع حتی سیگار کشیدن و چیزای دیگه که به سریال یک شخصیت متفاوت داده ، به طوری که از لحاظ کیفیت از سوپرانوز و یا سریال هایی از این قبیل بهتر بوده.
در کل صد در صد پیشنها میکنم که تماشا کنید
-----
حالا برای کسانی که سریال رو دیدن :
هشدار اسپویل !!!!!
دوباره میگم اسپویل پس لطفا کسانی که هنوز ندیدن اینو نخونن...
به نظر خود بنده ، سریال در کمال اینکه فوق العاده بود و گاهی چنان هیجانی به سریال میداد ، نمیتونست ضعف هاش رو بپوشونه
فصل اول سریال اوائل کمی گیج کننده بود ، که با شخصیت های مختلف آشنا شد اما به قدری جالب بود که ضعف اون فصل رو کاملا پوشاند.
فصل دوم به شدت در قسمت آخر و طی کشته شدن جیمز دارمودی ، سریال شدیدترین ضربه رو خورد . ارزش سریال در فصل دوم کم کم خودشو ظاهر کرد و با این حال سیر نزولی داشت، تا اینکه جیمز دارمودی کشته شد و بعد از اون سریال مسیر خودش رو گم کرد. فصل سوم شخصیت دیوانه واری به اسم جیپ روزتی به سریال اضافه شد اما حتی همون هیجان های اون فصل به فصل اول و یا حتی دوم نمیرسید ، فصل چهارم هم تقریبا نا امید کننده بود و فصل پنجم کاملا عجیب اما قابل پیشبینی بود.
در کل بخوایم نتیجه گیری کنیم ، میشد شخصیت جیمز دارمودی رو در سریال نگه داشت و به طریق دیگه اونو شخصیت پردازی کرد. وقتی فصل دوم کشته شد ، انگار بعد از اون اپیزود دیگه هرگز سریال اون شخصیت خودشو پیدا نکرد ، تغییر کرد با وجودی که جیمز دارمودی از شخصیت ها و ستون های اصلی سریال بود....
در کل جدا از حذف شدن جیمز دارمودی ، سریال مشکل چندان دیگری نداشت و همچنان میشه ازش به عنوان یکی از بهترین سریال های مافیایی نام برد.
متشکرم
بدون اسپویل!
(توجه کنید که نظر بنده شخصی هست)
به حد کافی این فیلم فاجعه هست که میشه ساعت ها براش نقد نوشت.
قرار هم نیست هرکسی که یه گیتار برداره و شروع کنه به خوندن، فیلم سازی هم بکنه. از بردلی کوپر که بازیگر خوبی هست بعید بود.
از نظر موسیقایی جاهایی از فیلم که درواقع در حال اجرا هستن دقیقا شبیه کنسرت های جالب و البته خوب پاپ، راک در میاد. با فیلمبرداری منحصر به فرد. و من دوستش داشتم ولی من نمیدونم چرا باید این فیلم میشد. خب یه اجرای دو نفره واقعی به نظر من با ارزش تر از 2 ساعت فیلمی هست که با سردرگمی داره جلو میره.
گول این امتیازش هم نخورید چون متاسفانه اونجاهم این بحث هوادار مطرحه. کل همین امتیاز رو اگه هوادارای لیدی گاگا نبودن همونم نبود. میتونید در اینترنت کمپین هایی که برای این فیلم تشکیل شده برای همایت از لیدی گاگا! در اسکار رو جست و جو کنید و به عمق فاجعه پی ببرید.
یکی از دوستان نوشته من از صدا و لهجه خاص بردلی کوپر خوشم میاد واسه همین فیلم رو دوست داشتم! چه ربطی به فیلم داره اگه اینطوره پس لابد به تمام فیلمای کوین اسپیسی هم باید جایزه اسکار بدن چون اونم صداش خوبه :| موسیقی که به لهجه نیست.
و یه چیزی هم این روزا هست، درواقع اهمیت جشنواره ای مثل اسکار.
یه زمانی اسکار رو به نوعی مرکز عالم معرفی میکردن و هر جایزه ای هم که هر فیلمی میگرفت، یه ارزش جداگونه براش میزاشتن. ولی امروز میتونیم به وضوح شاهد این باشیم که وقتی سیاست با هنر قاطی بشه چه اتفاقاتی میاوفته. الان اسکار تبدیل شده به یه جشنواره ابلهانه با انتخاب های ابلهانهی سیاسی و فکر کنم خصوصا ماها که سینما رو به طور جدی دنبال میکنیم جشنواره ای مثل ونیز میتونه بیشتر اهمیت داشته باشه تا اسکار.
در اخر دوستان من نظرمو به کسی تحمیل نمیکنم و اگر به دنبال یک فیلم عاشقانه _ موزیکال ساده هستید حتما تماشا کنید.
مرسی
سریال Narcos تا فصل سوم در کلمبیا بود و زندگی افرادی مثل پابلو اسکوبار و بقیه اعضای کارتل اون منطقه رو به نمایش گذاشته بود.
ولی فصل چهارم به دلیل اینکه هم از لحاظ زمانی و هم از مکانی با بقیه فصل های قبل فرق میکنه (اصطلاحاً آنتولوژی) بنابراین به راحتی با یه اسم دیگه شروع شده و این سریال (فصل چهارم) هیچ ربطی به فصل های گذشته نداره.
و قابل ذکره که الان تا چند فصل به کشور مکزیک پرداخته میشه و ممکنه بعد از اتمام داستان، یک Narcos دیگه در یک کشور دیگه ساخته بشه.
فصل دوم امتیاز 7 از 10
-----
بدون اسپویل!!!
خب من حدود 2 سال پیش کامنت (بهترین سریال تاریخ) رو گذاشته بودم و ممکنه الان که بهش فکر میکنم اینقدر توی این دو سال سریال خوب دیدم که بفهمم هر سریالی ارزش خودش رو داره و نمیشه مقایسه کرد.
اما در بهترین بودن (کارآگاه حقیقی) شکی نیست.وقتی فصل اول رو شروع میکنیم با یک سریال معمایی-جنایی طرف هستیم.فرم و استایل سریال میتونم بگم شاید یک شاهکار در بین سریال های مشابه باشه. نقطه قوت سریال در فصل اول ، روایت داستانی اون هست. در واقع ما با دو کارآگاه طرف هستیم که اتفاقات حدود 15 سال پیش رو به خاطر میارن و برای چند کارآگاه دیگه تعریف میکنند. وقتی سریال رو تماشا میکنید میبینید چقدر تفکرات این دو نسبت به اون سال ها تغییر کرده و این یکی از نقطه قوت های سریال هست. انگار که ما با شخص جدیدی طرف هستیم.
اما و اما ما اگر بخوایم از همه اِلِمان های به شدت موفق سریال فاکتور بگیریم، از بازی بی نظیر Matthew McConaughey نمیشه گذشت. شاید اگه بپرسید کدوم بازیگر بهترین نقش این سال هارو بازی کرد بدون شک این Matthew McConaughey هست. استایل راستین کوهل ، صحبت های فلسفی و عجیب ، طرز سیگار کشیدن (افتخار نمیکنم ، دوستان که این کامنت رو میخونن لطفا توجهی نکنن اما خیلیا با دیدن این سریال سیگاری شدن ، مثل من :) ) من فکر نمیکنم شخصیتی به این پیچیدگی و البته با جذبه اونم در یه مینی سریال دوباره ظهور کنه.
معمایی بودن سریال یکی از نقاط قوت هست.
من قبل از اینکه داستان رو اسپویل کنم ، فصل دوم رو کسانی که بخوان شروع کنن پیشنهاد میکنم حداقل یه چند ماه از دیدن فصل اول بگذره و بعد فصل دوم رو شروع کنید چون به شدت ضعیف هست و ممکنه نظرتون راجب کل سریال عوض بشه و اون شاهکار فصل اول رو زیر سوال ببره!!!
خطر اسپویل!!!(کسانی که سریال رو ندیدن ادامه رو نخونن)
یک نکته توی سریال وجود داره و اون جنایتی هست که بالاترین جنایت هاست. دقیقا حرفی که سریال میخواد بزنه به نظر من اینه که هیچ جنایتی بالاتر جنایت سیستمی نیست. شاید یک سری جامعه گریز ، روانی و ... باشن که در دنیا جنایت میکنن و این راهو ادامه میدن اما هیچ جنایتی بالاتر از این نیست که یک سیستم ، یک حاکمیت و یک سری مجموعه از افرادی که به مردم خدمت میکنن، خودشون جنایت کنن. این به نظرم وحشتناک ترین کاری هست که میشه در این دنیا انجام داد چون این مردم به اون سیستم اعتماد دارن و اگر سیستم اون رو حالا به هر طریقی لکه دار کنه هیچ توضیحی براش نمیشه داد.
معنی (کارآگاه واقعی ) هم دقیقا همینه ، کارآگاهی که در سیستم خدمت میکنه متوجه این اتفاق می اوفته و سعی میکنه جلوی این اتفاق رو بگیره حالا میخواد افشاگری کنه ، مبارزه کنه و ... .
متشکرم
به نام کوبریک
امروز فیلم معروف و شاید جزو بهترین فیلم های تاریخ، ساخته استنلی کوبریک رو دیدم
تو نگاه اول با یه فیلم علمی-تخیلی که با جلوه های ویژه عجیب قریب که اونم سال 1968 ساخته شده طرف هستیم
اما دقیق تر که ببینیم، یه فیلم کاملا فلسفی که اصل بشر و جهان هستی رو نشون میده.
اون میمون های اول فیلم که نمادی از انسان ها بودند، و در اخر هم سکانس تعجب برانگیز پایانی
میشه کتاب ها مفهوم از این فیلم برداشت کرد...
بعضی از فیلم ها و در کل آثار هنری کوبریک، مثل شراب میمونن، ارزششون بعد از سال ها مشخص میشه