داستان بدبختترین فرد روی زمین و کسی که باید دنیا را از خوشبختی نجات دهد را دنبال میکند.
قدرت در دسترس است و دو خانوادهی تبهکار رقیب در جنگی سخت با هم روبهرو شدهاند که ممکن است امپراتوریهایشان را نابود کند. در میان این درگیری، هری دا سوزا، یک میانجی زیرک خیابانی، قرار دارد که بهخوبی میداند در تقابل نیروهای متخاصم، وفاداریها به کدام سمت میروند.
داستان زنی را دنبال می کند تا از مردی که او را مسئول مرگ پسرش می داند انتقام بگیرد.
در شهری دورافتاده در ایسلند، پلیس به شدت تلاش می کند تا یک جنایت را حل کند، زیرا طوفان قدرتمندی بر شهر فرود می آید.
در این سریال مردم با پدیده ای ماوراطبیعی مواجه می شوند طوری که با مشخص شدن زمان مرگشان، موجوداتی ترسناک ظاهر شده و آنها را به جهنم می برند…
دوستی بین رایلی ، یکی از تفنگداران دریایی مجروح آمریکایی که برای سازگاری با زندگی غیرنظامی در اوهایو تلاش می کند و اولمیر ، مترجم افغان که در واحد خود خدمت می کرد و برای شروع زندگی جدیدی در آمریکا به آنجا آمده است.
یک مادر مطلقه، که اخیراً پسرش را به کالج فرستاده، تصمیم می گیرد تا خودش را دوباره پیدا کند و تمام چیزهایی را که تاکنون انجام نداده است را تجربه بکند …
#121
این سریال داستان یک یک زن خانه دار در اوایل دهه 1960 را به تصویر می کشد که سعی دارد به تنها آرزویش برسد و استندآپ کمدین شود...
#126
داستان سه گروه که در يک روز متولد شده اند با نوع زندگي و مشکلاتشان رو روايت مي کند...
#93
سریالیست درباره مرگ و مفهوم مرگ و ارتباط بازماندگان با از دست رفته گانشان. ما از یک طرف با روابط این خانواده از هم ریخته مواجه هستیم و از طرفی با حرفه ناشناخته آنها که شامل مراحل مختلف کفن و دفن می شود. از طرفی با دنیای غم زده اطرافیان این مردگان آشنا می شویم که چقدر برای آنها دردآور ولی برای خانواده سریال ما خالی از هر گونه حس است. گاهی زنده ها از مردگان بی احساس تر می شوند...