یک جرمشناس به همراه شریک سابق خود که رئیس پلیس بوده است، ناپدید شدن دختری محلی را در شهر کوچکی در سوئد که خودِ او زمانی در آنجا در اسارت بوده، مورد بررسی قرار میدهند.
در سال ۲۰۵۲ میلادی، جهان در صلحی بیسابقه به سر میبرد که داروی مُسکن «هاپونا»، ساختهی دکتر عصبشناس، اسکینر، نقشی اساسی در برقراری آن داشت. هاپونا که به عنوان یک «داروی معجزهآسا» بدون هیچ عارضهی جانبی شناخته میشد، به سرعت در سراسر جهان توزیع گشت و انسانها را از درد رهایی بخشید. اما روزی، خالق این دارو، دکتر اسکینر، به طور ناگهانی ناپدید شد و کسی از محل اختفای او خبر نداشت. سه سال بعد، اسکینر دوباره ظاهر شد، اما این بار نه به عنوان یک ناجی، بلکه همچون اهریمنی که قصد نابودی جهان را در سر داشت. فاش شد که هاپونا در حقیقت دامی مرگبار بوده و مصرفکنندگان آن پس از سه سال به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و جان خود را از دست خواهند داد. اسکینر پیامی برای جهانیان فرستاد: «تنها ۳۰ روز فرصت باقیست. اگر تا پیش از پایان این مهلت مرا بیابید، بشریت شانس بقا خواهد داشت.» تنها امید باقیمانده برای انسانها، دستیابی به تنها واکسن موجود است که در دستان اسکینر قرار دارد و شرط او برای تحویل آن، پیدا کردن خودش است. به منظور مقابله با این توطئهی هولناک، پنج مامور زبده از نقاط مختلف جهان گرد هم آمده و تیمی ویژه تحت عنوان «لازاروس» تشکیل دادهاند. آیا آنها موفق به نجات بشریت خواهند شد؟ و نیت واقعی اسکینر از این اقدامات چیست؟
در دنیایی آینده نگر که در آن انسان ها هم در زمین و هم در ماه زندگی می کنند، مرد جوانی از زمین برای حمله به شورشیان در ماه در ارتش نام نویسی می کند، اما متوجه می شود که بهترین دوست سابقش دشمن او شده است.
این زمان جنگ است که در آن نبردهای بی امان بین انسان ها و قبایل نیمه-انسان مانند Ash Monkeys (Macaque) و مردم خوک (Ogres) که به سرزمین های انسانی حمله می کنند ادامه دارد.
هنگامی که یک غول اقتصادی ناگهان خود را طلاق گرفته و بیکار می بیند، شروع به سرقت از همسایگان ثروتمند خود می کند تا سرپا بماند. دزدی از دایره اجتماعی خودش به طرز عجیبی او را به وجد میآورد - اما به تدریج در یک شبکه مرگبار درگیر میشود.
زنوس، یک شفا دهنده خودآموخته از محله های فقیر نشین، که به عنوان "بی فایده" تبعید شده است، ناامیدی را به سرپیچی تبدیل می کند و یک درمانگاه مخفی در سایه های شهر باز می کند. او با جادوی بیمجاز و بیهمتا، خطاها را درمان میکند، آسایش میدهد و به حقوقش میپردازد و بیسر و صدا تبدیل به یک افسانه میشود. اما با افزایش قدرت او، حتی کاخ سلطنتی نیز مورد توجه قرار می گیرد. آیا او می تواند شانس ها را جبران کند و جهانی را که او را کنار گذاشته است، درمان کند؟
یک حادثه سرنوشت ساز شش زندگی را در یک داستان هیجان انگیز از کارما و جنایت در هم می آمیزد، جایی که هر کدام باید با حقایق تاریک و ارتباطات خود روبرو شوند.
این انیمه، نسخهی ویژهای از انیمهی «Re:ZERO - شروع زندگی در دنیایی دیگر -» است. این نسخه ضمن اینکه وقایع فصل اول را بهصورت تدوینشده ارائه میدهد، حاوی بخشها و صحنههای جدیدی است که در پخش اولیهی فصل اول نمایش داده نشده بودند و برای بینندگان تازگی دارند.
نیروهای شیطانی در این اقتباس تلویزیونی از مجموعه بازیهای دویل می کرای شرکت کپکام تلاش دارند تا دروازه بین قلمرو انسانها و شیاطین را باز کنند. در مرکز حوادث دانته، شکارچی اهریمن قرار دارد که نمیداند سرنوشت هر دو جهان در دستانش قرار گرفته است.
یک شکارچی جوایز جنگلی با یک شانس دوم غیرمنتظره برای زندگی، و عشق، و یک حرفه موسیقی تقریباً فراموش شده از مردگان باز میگردد - اما متوجه میشود که شغل قدیمیاش اکنون دارای یک پیچش جدید شیطانی است.