Bernard Cornwell ماجراهای کتاب The Last Kingdomرا در بستر وقایع تاریخی قرن نهم میلادی در بریتانیا روایت می کند:در سال 872 میلادی قبایل بیگانه مهاجم وایکینگ با حمله گسترده به بریتانیا موفق به تصرف این سرزمین می گردندو تنها یکی از حاکمان آن دوران بریتانیا موفق به محافظت از قلمرو سرزمین خود دربرابر وایکینگ ها می گردد و او کسی نیست جز آلفرد کبیرپادشاه سرزمینی در جنوب غربی بریتانیا که مقاومت او و تلاشش برای شکست اقوام مهاجم سرآغاز تشکیل انگلستان به عنوان یک کشور در درون جزیره بریتانیا می گردد.اما شخصیت اصلی داستان Bernard Cornwell فردی به نام Uhtred of Bebbanburg می باشد که درطول حمله وایکینگ ها به بریتانیا در کودکی پدرش کشته و خود به اسارت گرفته می شود.اما پس از مدتی توسط یکی از فرماندهان وایکینگ ملقب به Ragnar the Fearless آزاد گشته و به فرزندخواندگی پذیرفته می شود رفتار مناسب اعضای این خانواده با او و نحوه زندگی آزادانه آنهااو را به این خانواده نزدیک و تبدیل به یکی از آنها میکند.اما بروزحادثه ای تلخ و دردناک همه چیز را تغییر میدهد...
Achiara یک روستای کوچک و باصفاست که در نقطه صفر مرزی کره قرار داره و به شکل عجیبی تو این روستا اصلا جرم و جنایتی اتفاق نمی افته و همه در صلح و صفا و صمیمیت در کنار همدیگه زندگی می کنند.یک روز سو یون (Moon Geun-Young) میاد به این روستای قصه ما تا تو مدرسه کوچک آنجا زبان انگلیسی درس بده. در اولین روز حضورش اون با یه جسد برخورد میکنه و با کمک افسر پلیس اونجا وو جائه (Yook Sung-Jae) در تلاش برای پی بردن به حقیقت این مرگ مشکوک هستند. چون این جسد تصویر زشتی از روستای پراز صفای اوناست. آیا اونا موفق به پی بردن به این راز مشکوک خواهند شد ؟
سه سال از آن روز هولناک میگذرد، روزی که دو درصد از جمعیت جهان به طرز مرموزی ناپدید شدند. در شهر کوچک میپل تاون نیویورک، مردم هنوز هم در شوک این اتفاق عجیب هستند. برخی از آنها خانه و کاشانه خود را رها کرده و به فرقهای عجیب پیوستهاند که معتقدند این ناپدید شدنها نشانهای از پایان دنیا است. اعضای این فرقه، با لباسهای سفید و سیگار به دست، روزهای خود را به نظاره کردن دیگران و انتظار کشیدن برای پایان دنیا میگذرانند. در این میان، بقیه ساکنان شهر تلاش میکنند تا با این فقدان بزرگ کنار بیایند و زندگی عادی خود را از سر بگیرند، اما سایه سنگین این رویداد همچنان بر زندگی آنها سنگینی میکند. آیا آنها میتوانند پاسخی برای این معما پیدا کنند یا قرار است بقیه عمر خود را در انتظار روزی نامعلوم بگذرانند؟
داستان سریال درباره یه دانشکده که در آن مجموعه ای از قتل های پشت سر هم اتفاق افتاده و ...
داستان سریال درباره ی فوتبال مجازی است که چند دوست و رفیق دیرینه هر سال برای بدست آوردن جام با هم به جدال و مسابقه می پردازند...
#113
داستان در مورد یک پزشک مشهور است که چیزی از روابط اجتماعی نمی داند. او مریض ها را به خاطر پیشرفت دانش پزشکی (خودش) درمان میکند و اصلا به خوب شدن مریض اهمیت نمیدهد.از روش های درمان عجیب اصلا ابایی ندارد روش هایی که شاید باعث مردن مریض شود. البته جدا از این مسایل او از هوش بالایی برخوردار است و یک نکته دیگر هم اینکه او کلا یه نمای متفاوت با بقیه ی دکتر ها دارد او در انتخاب همکاراش هم سلیقه عجیبی دارد یکی را به خاطر زیباییش و یکی دیگه را به خاطر سوئ پیشینه اش استخدام کرده و...
بعد از اتفاقی که باعث برملا شدن تمام رازهای یک خانوادهی لسآنجلسی میشود، دیگر بنیان خانواده متزلزل میشود و افراد این خانواده باید تلاش کنن تا دوباره به حالت عادی برگردند...
#50
سریال فارگو که بر اساس فیلمی با همین نام ساخته شده است که هر فصلش دارای یک داستان مجزا بوده و تیم بازیگری آن متفاوت هستند. داستان فصل اول درباره مردی خطرناک و خشن به نام "لورن مالوو" می باشد که وارد شهر کوچکی شده و علاوه بر ایجاد دردسر برای مردم شهر، با فروشنده بیمه ای به نام "لستر نیگارد" دچار مشکل می شود. داستان فصل دوم درباره مامور پلیسی به نام "لو سالورسون" می باشد که به تازگی از جنگ ویتنام برگشته است و در مورد یک پرونده ی مرموز تحقیق می کند. داستان فصل سوم ماجرای "امت استاسی" مدیر پارکینگ و پمپ بنزین کینگ است که آن را یک داستان و الگوی موفقیت از نوع آمریکایی توصیف میکند، این در حالی است که برادر دیگرش "ری" شخصیت بسیار محتاطی دارد و سالها در زیر سایه برادرش امت زندگی کرده است. رقابت و دعواهای این دو برادر منجر به این میشود که…
داستان سریال مربوط به ۳ سال پس از پخش ویروس است و اکنون تنها بازماندهی این فاجعه باید به سراسر آمریکا سفر کرده و آزمایشگاهی پیدا کند که میتوان واکسن و پادزهر این ویروس را در آنجا تهیه کرد. و این درحالی است که او یک راز نزد خود دارد که میتواند به تمامی این قضایا خاتمه دهد...
داستانِ سریال برمی گرده به سال 1900 و شهر New York و داستانِ جراحان ، پرستاران و کارکنان مبتکر بیمارستانی در این شهر که در اوج زمان کمبود دارو و شیوع مرگ و میر داروهای جدیدی کشف و ابداع میکردند و...