Last Samurai Standing (2025)
در سال ۱۸۷۸، ۲۹۲ سامورایی برای یک نبرد سلطنتی با جایزه ۱۰۰ میلیارد ینی گرد هم میآیند. پلاکاردهای چوبی داده میشود و آخرین بازماندهای که به توکیو میرسد برنده میشود. شوجیرو ساگا برای نجات خانواده بیمارش در این نبرد شرکت میکند. یک بازی خطرناک برای بقا در طول سفر آشکار میشود.
Spawn (1997)
یک آدمکش دولتی پس از اینکه توسط کارفرمایش مورد خیانت و قتل قرار میگیرد، به عنوان یک هلاسپاون (موجودی از نسل هل) زنده میشود و مجبور میشود به عنوان رهبر بیمیل ارتش هل عمل کند.
Relic Hunter (1999)
سیدنی فاکس یک استاد دانشگاه و "شکارچی آثار باستانی" جهانگرد است که به دنبال آثار باستانی برای بازگرداندن به موزهها و/یا فرزندان صاحب اصلی است. او توسط دستیار زبانشناس خود، نایجل، و گاهی اوقات توسط منشی تا حدودی بیخیالش، کلودیا، یاری میشود. او اغلب در نهایت با شکارچیان رقیب که به دنبال آثار باستانی برای پول هستند، مبارزه میکند.
The Confession (2011)
در شب کریسمس، یک آدمکش وارد کلیسا میشود تا گناهانش را به یک کشیش اعتراف کند. در حالی که در ابتدا به نظر میرسد که اعترافکننده یک ماشین کشتار شیطانی و خونسرد است و کشیش داور نهایی خیر، با آشکار شدن سفر اعترافکننده، مشخص میشود که هر دو مرد بسیار پیچیدهتر از آن چیزی هستند که هر دو میتوانستند تصور کنند.
Robin Hood (2025)
راب، یک یاغی ساکسون، و ماریان، یک زن اشرافزاده نورمن، پس از فتح نورمنها برای مبارزه با بیعدالتی متحد میشوند. راب رهبری یک گروه شورشی را بر عهده دارد در حالی که ماریان به دربار فاسد نفوذ میکند و هر دو برای عدالت و صلح تلاش میکنند.
Cashero (2025)
یک مرد معمولی که قدرت فوقالعادهای را به ارث برده، متوجه میشود که شیطان بزرگتری میخواهد قدرتش را بدزدد. اما نکتهی جالب این است که با هر بار استفاده، پول از کیف پولش خالی میشود.
Jormungand (2012)
گروهی از دوستان شاد که به کوکو کمک میکنند تا از دردسر دوری کند. با این حال، زندگی جذاب آنها زمانی به پایان میرسد که آنها متوجه میشوند کوکو یک دلال اسلحه است و محافظان شاد او سربازان نخبهای هستند که در چیزی "بهترینِ بهترینها" هستند.
SANDA (2025)
تو ژاپن نزدیک آینده که نرخ تولدش فوقالعاده پایینه، بچهها خیلی عزیزن ولی تحت نظارت شدیدن. بابانوئل ممنوعه چون خطرناکه. یه روز برفی ۲۵ دسامبر، کازوشیگه (Kazushige Sanda)، دانشآموز راهنمایی و نواده بابانوئل، مورد حمله همکلاسیش فویومورا (Fuyumura) قرار میگیره که میخواد اون دوست گمشدهش اونو (Ono) رو پیدا کنه. "بابانوئل، لطفاً دوست منو پیدا کن." کازوشیگه برای محافظت از بچهها در برابر بزرگترها، تصمیم میگیره بابانوئل بشه و با بزرگترها بجنگه.