همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
یک زن مسن اسپانیایی در طنجه در برابر تصمیم دخترش برای فروش خانه اش مقاومت می کند. او که مصمم به ماندن است، تمام تلاشش را می کند تا خانه اش را حفظ کند و اموال یک عمر را پس بگیرد. در طول راه، او عشق و میل را دوباره کشف می کند.
یکی از نوادگان قبیله وانارا، زمانی که یک راوانای امروزی تنها دوچرخهاش را برای یک تجمع انتخاباتی تصاحب میکند، درگیر درگیری میشود. چیزی که به عنوان یک بیعدالتی کوچک شروع میشود، به زودی به مبارزهای شدید برای عزت نفس و کرامت تبدیل میشود.
هفت سال پیش، کیم در جریان یک رویداد خورشیدگرفتگی با یک غریبه ارتباط برقرار کرد. کیم که اکنون یک خبرنگار تازه کار است، برای خورشیدگرفتگی امسال به ایلینوی بازمیگردد، غافل از اینکه ممکن است دوباره مسیرشان با هم تلاقی کند.
یک زن مطلقه با ایجاد یک پروفایل آنلاین دوباره وارد دنیای دوستیابی میشود، اما وقتی شریک زندگیاش رفتاری نگرانکننده از خود نشان میدهد و تعدادی از زنان از همان سایت دوستیابی ناپدید میشوند، او باید خودش را از قربانی شدن نجات دهد.
جستجوی گابی برای یافتن خواهر ناتنی باردار گمشدهاش، زمانی که جسد خواهرش پیدا میشود و نوزاد ناپدید شده، به طرز وحشتناکی تغییر میکند. گابی که مصمم است کودک را پیدا کند و عدالت را اجرا کند، همه چیز را به خطر میاندازد تا حقیقت پشت این فاجعه را آشکار کند.
در حومه کارگرنشین بیلبائو در سال ۱۹۸۹، یک تیم ژیمناستیک ریتمیک کودکان در حال آماده شدن برای شرکت در مسابقات قهرمانی است که قرار است در برلین برگزار شود. از آنجایی که مادران قادر به همراهی دختران خود نیستند، این وظیفه بر عهده پدران قرار میگیرد.
یک زیردریایی روسی در دریای گرینلند ناپدید میشود. فرمانده ویکتور ورونین که برادرش هم در زیردریایی حضور دارد، مأموریت نجات را آغاز میکند. در همین حین، با تخریب یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب، یک هیولای کراکن از دل آبها بیرون میآید.
درا که از یک سقط جنین ویرانگر و فروپاشی ازدواجش رنج میبرد، در تلاش است تا زندگی خود را از نو بسازد، زمانی که خواهر دوقلوی همسانش، علی، عاشق رایان میشود، مردی که نمایانگر تمام چیزهایی است که درا معتقد است از دست داده است.
امید یک زن برای درمان معجزهآسا، زمانی که با روح انتقامجوی یک جادوگر نفرینشده روبرو میشود، به کابوسی تبدیل میشود که مصمم است او را به عنوان وسیلهای برای قدرت شیطانی خود تصاحب کند...
برای جشن گرفتن آخرین تابستان قبل از دانشگاه، جوزی ۶ نفر از مشاوران اردوگاه را به انبار متروکه خانوادهاش دعوت میکند. حضور آنها باعث تحریک یک نیروی شیطانی ماوراءالطبیعه میشود و جوزی برای نجات دوستانش با گذشتهای مبهم روبرو میشود.
«اتحاد هنری» هنرمند مایک نوریس را در حال خلق مجموعهای از نقاشیهای دیواری الهامبخش در محلههای محروم داخل و اطراف لسآنجلس دنبال میکند. تور «اتحاد هنری» از یک ایده ساده روی دیوار به اجتماعی از هنرمندان و فعالان تبدیل میشود که برای التیام و ارتقای شهری که خانه خود مینامند، گرد هم میآیند.
وقتی جسد افسر پلیس بوستون، جان اوکیف، در تودهای از برف بیرون خانهی دوستش پیدا میشود، دوست دخترش، کارن رید، در ارتباط با مرگ او متهم میشود. چیزی که به عنوان یک تراژدی آغاز میشود، به سرعت طوفانی از آتش را شعلهور میکند که توجه ملی را به خود جلب میکند.
«وحشتناک» داستان «آن» و مادرشوهرش «مورون» را دنبال میکند که زندگی منزوی و سختی را در حاشیه جامعه سپری میکنند - اما وقتی مردی از گذشتهشان بازمیگردد، سلسله اتفاقاتی را رقم میزند که به نقطه عطفی برای «آن» تبدیل میشود.
گوستا انگل، بوروکرات وزارت امور خارجه سوئد، که در طول جنگ جهانی دوم نادیده گرفته شد، هزاران نفر را نجات داد و سوئدِ به اصطلاح بیطرف را به یک نیروی اخلاقی تبدیل کرد. تلاشهای او وضع موجود را به چالش کشید و میراث بشردوستانه ماندگاری از خود به جا گذاشت.
در سال ۱۹۷۰، جیمز بلین مونی، معمار شکستخورده، و گروهش چهار نقاشی را در روز روشن از یک موزه سرقت میکنند. اما چون نگهداری نقاشیها برایشان دردسرساز میشود، مونی مجبور به فرار و زندگی مخفیانه میشود.
یک نوجوان به عنوان بازیگر نمایشهای ترسناک در یک جاذبه گردشگری جنگلی جنزده مشغول به کار میشود. پس از آشنایی با همکاران عجیب و غریبش، مرگ غمانگیزی او را مجبور میکند تا علایق تاریک خود را مورد بازنگری قرار دهد.