هیلدگارد کنف، به عنوان یک چهره ماندگار، سفرش در طول شش دهه، پیروزیها و شکستهایش را در بر میگیرد. این فیلم، روح تزلزلناپذیر و درخشش هنری او را از طریق تصاویر آرشیوی نادر به نمایش میگذارد و زندگی یک زن واقعاً خارقالعاده را جشن میگیرد.
در دهه ۱۹۸۰ در هند، شازیا بانو پس از ازدواج مجدد شوهرش، نفقه فرزند را قطع میکند و به دنبال عدالت میگردد. تلاش او برای ساکت کردن او با سه طلاقه کردن، بحثی ملی در مورد حقوق زنان و ایمان آنها ایجاد میکند.
در فوریه ۲۰۲۰، یک کشتی تفریحی لوکس حامل ۳۷۰۰ نفر به بندر یوکوهاما رسید. ابتلای یکی از مسافران که در هنگ کنگ پیاده شده بود، به ویروس کرونای جدید تایید شد. از آن زمان، ویروس کرونا به سرعت در کشتی تفریحی شیوع پیدا کرده است.
یک بازیگر زن که نقش خودش را بازی میکند، برای ایفای نقشی در تئاتر به جزایر آزور سفر میکند و با افراد محلی آشنا میشود که شخصیتهای شکسپیر را منعکس میکنند. واقعیت و خیال در فیلم با هم ادغام میشوند و ارتباط بین زندگی، هنر و تخیل را بررسی میکنند.
دختری جوان از قوم اینکا، رویای پیوستن به گروه پیامرسانان "چاسکی" را در سر دارد که تمام اعضای آن مرد هستند. او برای دنبال کردن آرزوی خود، سنتها و هنجارهای جنسیتی را به چالش میکشد.
لزلی راس در بحبوحه کشمکشهای شخصیاش با نوسازی و رستوران پدرش، شام شب کریسمس را برای خانواده شاو تهیه میکند. این شب با درام خانوادگی، رازها و یک حادثه پای آغاز میشود.
همزمان با از هم پاشیدن ازدواجشان، الکس با میانسالی و طلاق روبرو میشود و به دنبال هدف جدیدی در صحنه کمدی نیویورک میگردد. در همین حال، همسرش تس با فداکاریهایی که برای خانوادهشان انجام شده روبرو میشود و آنها را مجبور میکند تا با فرزندپروری مشترک و هویتهایشان کنار بیایند.
داستان از ناپدید شدن ناگهانی سو یون، نامزد یک رهبر ارکستر، آغاز میشود. ورود زنی به نام می جو به زندگی او، رابطه پنهانی و حس تعقیبشدن، پیچیدگی این داستان را دوچندان میکند.
اعضای مرد یک انجمن کرال در جنگ جهانی اول ثبت نام میکنند و دکتر گاتری سختگیر را برای جذب نوجوانان باقی میگذارند. آنها با هم لذت آواز خواندن را تجربه میکنند در حالی که پسران جوان با اعزام قریبالوقوع خود به ارتش دست و پنجه نرم میکنند.
وقتی پدرش فوت کرد، یک مرد جوان بی دست و پا از توجه هم تیمی های دفترش شوکه شد. وقتی گرما ناپدید شد و همه چیز به سردی اولیه خود بازگشت، شروع به تعجب کرد: چه کسی دیگر باید بمیرد؟
در آینده ای که روبات های خانگی رایج هستند، یک مرد جوان شریک ایده آل خود را خلق می کند. او یک دوست دختر مصنوعی را زنده می کند که شروع به نشان دادن احساسات می کند. اما با گذشت زمان او به این فکر می کند که آیا احساساتش واقعی هستند یا برنامه ریزی شده.
یک مهمانی مشروب خوری با دوستان به مسیری انحرافی برمی گردد که آنیانا معشوق سابق آنیش به سراغش می آید. ملاقات آنها در روابط موج می زند و در قلب یک شهر سنتی رویارویی می کند.