جوزف فولتون، کارگردان مشهور، میخواهد در یک گورستان کار کند. در همین حال، او آخرین وصیتنامهاش را تنظیم میکند. دوست دخترش فکر میکند که او در حال مرگ است. شایعه پخش میشود و به زودی همه کسانی که او میشناسد برای آخرین وداع جمع میشوند.
این داستان درباره رابطه پرتنش مادر جوانی به نام مورگان گرانت و دختر نوجوانش کلارا است. مرگ غمانگیز همسر مورگان (کریس)، این تنش را تشدید کرده و آنها را ناچار میسازد تا با هم با سختیهای زندگی روبرو شوند.
سال ۱۹۹۰ بود: سگا، شرکت نوپای بازیسازی، تیمی را برای مقابله با نینتندو، بزرگترین شرکت بازیهای ویدیویی جهان، گرد هم آورد. یک درگیری سرنوشتساز، برادر را در مقابل برادر، سونیک را در مقابل ماریو و سرمایهداری آمریکایی را در مقابل سنت ژاپنی قرار میداد.
زنی در سفری انفرادی در مناطق برفی شمال مینه سوتا، بهطور اتفاقی با صحنه آدمربایی یک دختر نوجوان روبرو میشود. او درمییابد که کیلومترها از نزدیکترین شهر و دور از دسترس آنتن موبایل، تنها امید این دختر نوجوان برای نجات است.
جسیکا به یک اتاق زیر شیروانی در طبقه هشتم یک آپارتمان در لسآنجلس به نام «دانته» نقل مکان میکند. در ابتدا، مستاجران دیگر همگی دوستانه به نظر میرسند، اما وقتی او شاهد مرگهای وحشتناکی میشود، باید با همسایهاش ایوان همکاری کند تا معما را حل کند و ارتباط خودش را با آن مکان کشف کند.
میشای ۲۹ ساله که به دلیل نداشتن جاهطلبی از سوی دوستان و خانواده طرد شده، در یک ورزشکار ۱۸ ساله باهوش که او را با یکی از همکلاسیهایش اشتباه میگیرد، با پذیرش خطرناکی مواجه میشود.
کلارا پس از ۷۶ روز قرنطینه خانگی به دلیل بحران سلامت روان، هیچ کاری جز گوش دادن به برنامه رادیویی مورد علاقهاش انجام نمیدهد. او با خود فکر میکند که آیا ممکن است عاشق کسی شود که صدایش را از رادیو شنیده اما هرگز او را ندیده است؟
فرقه مونیها از طریق عروسیهای دستهجمعی و همسریابی ثروت اندوختند و در عین حال وعده صلح جهانی را میدادند. اعضای سابق، از جمله پسر مخفی بنیانگذار، سام، جنبه تاریک جدایی و کنترل خانواده را آشکار میکنند.
لزلی راس در بحبوحه کشمکشهای شخصیاش با نوسازی و رستوران پدرش، شام شب کریسمس را برای خانواده شاو تهیه میکند. این شب با درام خانوادگی، رازها و یک حادثه پای آغاز میشود.
همزمان با از هم پاشیدن ازدواجشان، الکس با میانسالی و طلاق روبرو میشود و به دنبال هدف جدیدی در صحنه کمدی نیویورک میگردد. در همین حال، همسرش تس با فداکاریهایی که برای خانوادهشان انجام شده روبرو میشود و آنها را مجبور میکند تا با فرزندپروری مشترک و هویتهایشان کنار بیایند.
اعضای مرد یک انجمن کرال در جنگ جهانی اول ثبت نام میکنند و دکتر گاتری سختگیر را برای جذب نوجوانان باقی میگذارند. آنها با هم لذت آواز خواندن را تجربه میکنند در حالی که پسران جوان با اعزام قریبالوقوع خود به ارتش دست و پنجه نرم میکنند.
توگاشی، دوندهی بااستعداد، در مسابقات دوی ۱۰۰ متر حرف اول را میزند تا اینکه کومیا، دانشآموز انتقالی، از راه میرسد و به او انگیزه میدهد تا سختتر تمرین کند. سالها بعد، آنها در پیست مسابقه رقیب یکدیگر میشوند.
داستان درباره غریبههایی است که برای گرفتن پولهای طلبشان به یک آپارتمان میآیند. این دو نفر که یکی از آنها راز وحشتناکی را پنهان میکند، به سفری در سراسر شهر نیویورک فرستاده میشوند.
سفر بروس اسپرینگستین در خلق آلبوم «نبراسکا» در سال ۱۹۸۲، که همزمان با ضبط آهنگ «زاده شده در آمریکا» با گروه «ای استریت بند» پدیدار شد. این آلبوم بر اساس کتاب وارن زینس ساخته شده است.
نبرد نهایی علیه موزان کیبوتسوجی آغاز شده است. سپاه شیطان کش، از جمله تانجیرو، نزوکو و هاشیرا، به قلعه بینهایت کشانده شدهاند و در آنجا باید با شیاطین رده بالای بسیار قدرتمندی مقابله کنند. این نبردی سرنوشتساز و بیامان است.