همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
در این تصویر تلخ و شیرین از یک سبک زندگی روستایی در حال نابودی، دالیا برای مراقبت از پدربزرگ پیرش ایگور، که یک متخصص جمعآوری علوفه است، به پیمونت سفر میکند. او به همراه سگ وفادار پدربزرگش، بیربا، به دنبال یک قارچ دنبلان برنده جایزه میگردد تا خانهاش را نجات دهد.
جون که تازه به کلیسای سنت مری میلان آمده، درگیر رازها و دروغهایی میشود: هیچکس آن کسی نیست که به نظر میرسد، و عشق ممکن است پشت نقاب آخرین پسری که عاشقش میشود، پنهان شده باشد.
یک رئیس جمهور بیوه ایتالیا در حالی که با خیانت همسر فقید خود در ماه های آخر ریاست جمهوری خود دست و پنجه نرم می کند، بر سر قانون اتانازی و عفو قاتلان با بحران های اخلاقی روبرو می شود.
در شادترین روستای ایتالیا، یک معلم جنزده راز تاریکی را در پشت گردهماییهای هفتگی کشف میکند که در آن مردم محلی به دنبال شفا از آغوش یک پسر نوجوان هستند. تلاش او برای نجات این جوان، ماهیت شوم جامعهای را که پشت شادی پنهان شده است، آشکار میکند.
بتی و لیزر، یک زوج یهودی ارتدکس افراطی، توسط گروه گرگ مورد اخاذی قرار میگیرند. هر دوی آنها قصد دارند در سفری که عشق و ایمانشان را آزمایش میکند و زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد، با این گروه مبارزه کنند.
آنتونیو شیاتارو، یک کارآفرین سنتی لبنیات اهل کازرتا، وقتی کوچکترین دخترش عاشق آلبرت، پسری اهل تیرول جنوبی، میشود، دنیایش زیر و رو میشود. بین مرانو و ویلا لیترنو، تضادهای فرهنگی و پیوندهای خانوادگی در داستانی صمیمانه درباره عشق، سنت و شجاعت تغییر، به هم میپیوندند.
بازیگر مشهور سینما، جی کلی، به همراه مدیر وفادارش، ران، به سفری پرماجرا و تأملبرانگیز میروند. این سفر آنها را وادار میکند که با انتخابهای گذشته خود، روابطشان با خانواده و عزیزانشان، و میراثی که قرار است از خود به جای بگذارند، روبرو شوند.
سازندگان سینما تصمیم گرفتهاند تا انیمیشن کلاسیک دیزنی، "سفیدبرفی و هفت کوتوله" که در سال ۱۹۳۷ ساخته شده است را با استفاده از بازیگران واقعی به یک فیلم سینمایی تبدیل کنند.داستان فیلم درباره شاهزاده خانمی است که برای نجات پادشاهیاش از دست ملکه بدجنس، با هفت کوتوله همراه میشود.
وقتی بابانوئل، در بحبوحه یک بحران وجودی، تصمیم به تعطیلات میگیرد، همسرش مارگارت - که همیشه آماده حمایت (و تحمل) شوهرش است - چارهای جز رفتن به سر کار و نجات خاصترین روز سال ندارد.
ژان، دختر یتیم پانزدهساله، از نزدیک شاهد فیلمبرداری اقتباس سینمایی قصهی پریان «ملکه برفی» میشود. او شیفتهی بازیگر نقش اصلی، یعنی کریستینا، میگردد؛ بازیگری که درست مثل شخصیتی که ایفا میکند، مرموز و اغواگر است.
استاد دانشگاهی خود را در یک بحران شخصی و کاری مییابد؛ چرا که یکی از شاگردان ممتاز او علیه همکارش شکایتی مطرح میکند و در همین حین، راز تاریکی از گذشتهی خود استاد در آستانهی فاش شدن است.
میریام گریکو، پیانیست مشهور بینالمللی، موسیقی را دلیل اصلی و مهم زندگی خود قرار داده است، تا جایی که آن را بر عشق به شریک زندگیاش، آندرهآ، که او نیز پیانیست است، اما استعداد فوقالعادهای ندارد، مقدم میداند.
داستان واقعی ایوان سانچین، افسر کا گ ب که از سال ۱۹۳۹ تا زمان مرگ دیکتاتور، متصدی فیلم خصوصی استالین بود. از دیدگاه سانچین، قهرمان دلسوز اما به طرز غمانگیزی ناقص، با وجود دستگیری همسایگانش و درگیری با دخترشان، ایمان تزلزلناپذیر خود را به "استاد" خود حفظ میکند...
فیلم داستان زن جوانی را روایت میکند که در جنگ جهانی دوم به روستایی پناه میبرد. او در آنجا متوجه میشود که ستاد فرماندهی هیتلر در نزدیکی آن روستا قرار دارد.