تصمیم تکانشی یک کارگر شرکتی برای ترک شغل میزش منجر به یک ماجراجویی انفرادی متحول کننده می شود، جایی که غریبه ها با هم دوست می شوند و مناطق آسایش به خاطرات دور محو می شوند.
سارا، زیستشناس دریایی مشتاق، فرصتی را برای کارآموزی در پناهگاه دریایی جزیره آباکو به دست میآورد. سارا، دوستانش و مردم شهر برای نجات پناهگاه، یک برنامه زنده «کشف دلفینها» راهاندازی میکنند.
دختری جوان از قوم اینکا، رویای پیوستن به گروه پیامرسانان "چاسکی" را در سر دارد که تمام اعضای آن مرد هستند. او برای دنبال کردن آرزوی خود، سنتها و هنجارهای جنسیتی را به چالش میکشد.
لزلی راس در بحبوحه کشمکشهای شخصیاش با نوسازی و رستوران پدرش، شام شب کریسمس را برای خانواده شاو تهیه میکند. این شب با درام خانوادگی، رازها و یک حادثه پای آغاز میشود.
داستانی دراماتیک درباره یک مادر خرس قطبی و دو تولهاش که باید قبل از آب شدن پلهای یخی که باید از آن عبور کنند، به شمال دور برسند و در تمام این مدت توسط یک خرس نر خشمگین در جستجوی جفتی تعقیب میشوند.
بر اثر یک اتفاق، در شب کریسمس، مسافرانی کاملاً متفاوت با مشکلات و رویاهای خودشان، خود را در یک قطار مییابند. حالا، آنها باید شام شب کریسمس را درست در واگن غذاخوری ترتیب دهند.
یونگسو، ماهیگیری جوان و درمانده، برای بهبود وضعیت زندگی همسر ویتنامی و مادر سالخوردهاش، نقشهای برای کلاهبرداری از بیمه میکشد که شامل صحنهسازی ناپدید شدنش است.
زویی برای کریسمس به دیدن مادربزرگش میرود و مادربزرگی اهل خوشگذرانی با زندگی اجتماعی غنی و سبک زندگی جوانانه پیدا میکند. زویی به طور اتفاقی با دوست سابقش در دبیرستان آشنا میشود.
این داستان که ادای احترامی صمیمانه به فرهنگ هواداران است، ساگار، یک هوادار سرسخت را دنبال میکند که زندگی، روابط و هویتش حول تحسین او از الگوی سینماییاش، سوریا کومار، «پادشاه آندرا»، میچرخد.
«دون»، پسربچهای چاق و قربانی آزار و قلدری، با روحی به نام «مری» آشنا میشود. مری برای پیوستن به ارواح خانواده آشفتهاش به کمک دون نیاز دارد. این دیدار سرآغاز سفر آنهاست.
کارل کولهوف ۷۰ ساله در یک کتابفروشی کوچک در شهری کوچک کار میکند، جایی که کتابها را بستهبندی میکند تا پیاده تحویل دهد. روزی دختر ۹ ساله شاشا به او در تورهای تحویل کتاب ملحق میشود. او او را "فروشنده کتاب" صدا میزند.
هانیای ۱۱ ساله که تازه به شهر آمده، به خاطر اعتقاد به پریها مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او در تلاش برای اثبات وجودشان، با یک پری غریبه به نام میکال و یک پری واقعی به نام سیندری دوست میشود. سفر آنها به هانیا کمک میکند تا با آغازهای جدیدی روبرو شود و قدرت دوستی را درک کند.
کریسمس نزدیک است، بنابراین رونجا و ملیسا برای جبران پدرشان که در بار محله مست است، وارد عمل میشوند. داستان «دروازه ستاره» بر اساس رمان اینگویلد ریشوی نوشته شده و تاریک، اما شاد، گرم و دلربا است.
یک مرد بیوه ثروتمند، دختری از یک شهر کوچک را برای زندگی در مهمانخانهاش استخدام میکند و وانمود میکند که یک شاهزاده خانم کارتونی معروف است تا دختر کوچکش را از افسردگی عمیقی که پس از مرگ مادرش گریبانگیرش شده است، بیرون بیاورد.
زنی که در لکنو (شهری کوچک در هند) زندگی میکند. او تمام عمرش را برای حمایت از خانوادهاش کار کرده است، با این حال هویت او هنوز مجرد است زیرا ازدواج نکرده و ساکن نشده است.
برای اینکه روح جیا مین فرار کند و دیگر او را آزار ندهد، مای تین با جیا مین دست به دست هم دادند تا برای حفظ خانه اجدادی که مورد اختلاف اقوام بود، برنامهریزی کنند و از پدربزرگش خواستند که ملک را تقسیم کند.
نهی خواهرزن کی، آن، تو و نهو است که زندگیهای متفاوتی دارند. وقتی آنها برای سالگرد مرگ پدرزن/پدرشان در خانه اجدادی جمع میشوند، نهی پیشنهاد میدهد که خانه مخروبه را نوسازی کنند و تنشها بالا میگیرد.
وقتی یک شرکت اسباببازیسازی مرموز از شهرت تازه کشفشدهی لاکپشتها سوءاستفاده میکند، این دو برادر سرنخها را تا نیوجرسی دنبال میکنند و در آنجا به طور اتفاقی با کشف تکاندهندهای روبرو میشوند.