لزلی راس در بحبوحه کشمکشهای شخصیاش با نوسازی و رستوران پدرش، شام شب کریسمس را برای خانواده شاو تهیه میکند. این شب با درام خانوادگی، رازها و یک حادثه پای آغاز میشود.
جرج واشنگتن کارور، برای نجات زمین های کشاورزی، حتی عشق به سارا را نادیده می گیرد و حاضر به از دست دادن همه چیز می شود. او با وجود نژادپرستی و تردید، به کشف رازهای بادام زمینی و تاثیر آن بر کشاورزی می پردازد.
سرگذشت او. دبلیو. گورلی، کارآفرین سیاهپوستِ پیشرو، و پایداری او در بنا کردن منطقهی گرینوود به کانون اقتصادی شکوفایی که به «والاستریت سیاهان» معروف شد، و چگونگی فائق آمدن بر سختیها در دههی ۱۹۲۰ در تولسا، ایالت اوکلاهما.