در طی یک سفر به مایورکا اسپانیا، دو زن جوان (جیل و ویویان) با گروهی از گردشگران اروپایی در یک میخانه دور از دسترس ملاقات می کنند. گشتی در مسیرهای پیادهروی محلی، به مرگ وحشیانه ویویان ختم میشود. دوستی به سوء ظن و وحشت تبدیل می شود، زیرا بازماندگان تلاش می کنند تا هویت قاتل را در میان خود کشف کنند.
«قاتل سی آر ۱۴۳/۲۴» یک تریلر تحقیقاتی جذاب است که در دو روز پرمخاطره روایت میشود. یک پرونده قتل در شبکهای از روایتهای متغیر پیچیده میشود، جایی که هر شخصیت - بازپرسان، مظنونان و چهرههای سایه - پیچش جدیدی به آن اضافه میکند.
وقتی آثی ۱۹ ساله و خانوادهاش، به عنوان اولین کشاورزان تاریخ، به جایی که اکنون به عنوان دانمارک شناخته میشود، میرسند، خانوادهاش توسط یک قبیله محلی شکارچی-گردآورنده کشته میشوند. آثی و برادرش برای زنده ماندن مجبور میشوند با قبیله زندگی کنند.
تیموتی هنگام فیلمبرداری یک فیلم کوتاه با شخصیتی تقریباً باورنکردنی آشنا میشود. با گذشت زمان، گفتگوهای شاد و عجیب و غریب آنها به چیزی بسیار شومتر تبدیل میشود.
یک بوکسور بازنشسته با هدف کسب دوباره عنوان قهرمانی، تصمیم میگیرد برای آخرین بار به دنیای حرفهای بازگردد. تنها مانع پیش روی او، رسیدن به وزن قانونی است. به همین منظور، او در اتاقی در لاس وگاس، زیر نظر یک مربی بیاخلاق، یک برنامه کاهش وزن سخت و غیرمجاز را دنبال میکند.
ویدئویی که هنر رزمی مخفی سیلات به سبک ببر یک خانواده اهل جاوه غربی را افشا میکند، باعث درگیری آنها با بیگانهای میشود که به دنبال ادعای میراث خانوادگیشان است.
زنی که با استفاده از جادوی سیاه، خانوادهای را نفرین میکند. در نتیجه جادوی سیاه فرستاده شده، اعضای خانواده یکی یکی دچار اتفاقات ترسناکی میشوند که امنیت آنها را تهدید میکند.
یک جمع آوری پول برای یک بازپرس خصوصی استخدام می شود تا 10 میلیون دلار سرقت شده در یک معامله املاک و مستغلات را ردیابی کند و یک قوطی پیچیده از کرم ها را باز کند.
گروهی از همکلاسیهای سابق، خانهای روستایی اجاره میکنند تا مثل روزهای خوب قدیم استراحت کنند. این کلبه مدرن همه چیز را برای یک تعطیلات راحت و مفرح دارد، از جمله بلندگوی هوشمند "آلیونا". "آلیونا" میداند چگونه مهمانانش را سرگرم کند، او "مهارتهای" زیادی دارد.
شش داستان ترسناک را روایت میکند که شما را تا مغز استخوان وحشتزده خواهد کرد، از جمله یک مادر داغدار، یک بولینگباز شرور، موجودات نامرئی آخرالزمانی و موارد دیگر.
امبر دختر نوجوانی است که احساس میکند در جایی که هست نیست و رویای نقل مکان به "شهر بادخیز" - شیکاگو - را در سر میپروراند. او از هر فرصتی برای فرار استفاده میکند. او همه دوستانش را متقاعد میکند که به یک سفر جادهای بروند و آپارتمانی را که توسط یکی از آشنایانش به خاطر او از بازار خارج شده است، بررسی کنند.
«ایزاک»، متصدی کفن و دفنِ گوشهگیر، با «کسی»، پیشخدمت، رابطهای عاشقانه برقرار میکند. پس از حادثهای دلخراش، آنها در مسیر انتقام قرار میگیرند و در روایت پرتنش این تریلر روانشناختی، مرز بین واقعیت و خیال محو میشود.