اوری و جید، دو دوست فارغالتحصیل، به شهر دوران کودکی خود بازمیگردند. در آنجا، جید به طرز مشکوکی ناپدید میشود؛ اتفاقی که یادآور ناپدید شدن دوست دیگرشان، میا، در گذشته است.
چند تن از دوستان قدیمی دانشگاه در یک کلبه اسکی متروک محبوس میشوند و توسط یک دشمن ناشناس تهدید به مرگ میشوند. آنها برای زنده ماندن تلاش میکنند و در این میان، رازهای قدیمی ممکن است به آنها کمک کند تا عامل این اتفاقات را شناسایی کنند.
هانا، دختری جسور و رکگو، به یک مهمانی شبانه در خانه دختری پرطرفدار دعوت میشود. غافل از اینکه این دعوت فقط برای آزار و اذیت او ترتیب داده شده است، به مهمانی میرود. اما با تاریکتر شدن ماجرا، مادر هانا به تنها امید او برای نجات از آن شب تبدیل میشود.
به نظر می رسد امیلی با یک دختر، یک شرکت روابط عمومی موفق، یک ارث خانوادگی و یک ازدواج قوی با کایل زندگی عالی دارد. اما با ورود لیلی که ادعا می کند خواهر ناتنی اوست همه چیز به هم می ریزد و باعث هرج و مرج در دنیای او می شود...