کاساندرا به سرعت عاشق ناتان، یک دیجی محلی، میشود. همزمان با افزایش کنترل اجباری و خواستههای تیرهتر او، کاساندرا باید تصمیم بگیرد که آزادی خودش چقدر ارزش دارد.
گابریل به یک برنامه خبری معتبر پیوست. او که هیچ آموزش رسمی ندیده بود، باید خودش را ثابت میکرد و جایی در میان تیمی باتجربه از خبرنگاران ویژه پیدا میکرد.
پس از اینکه خواهرش بر اثر خودکشی درگذشت، آنا از طریق یک مرکز ترک اعتیاد افراد مشهور به حلقه هنری او نفوذ میکند تا پاسخ سوالاتش را پیدا کند. همینطور که او عمیقتر کاوش میکند، افشاگریهای نگرانکنندهای تلاش او برای یافتن حقیقت را به چالش میکشد.
این اثر، داستان زندگی چند پسرعمو را روایت میکند که خانهای کهنه در ناحیهای روستایی از نورماندی به آنها ارث رسیده است. آنها تصمیم میگیرند مسیر زندگی اجداد خود را که در قرن نوزدهم در پاریس زندگی میکردند، دنبال کنند.
تصمیم تکانشی یک کارگر شرکتی برای ترک شغل میزش منجر به یک ماجراجویی انفرادی متحول کننده می شود، جایی که غریبه ها با هم دوست می شوند و مناطق آسایش به خاطرات دور محو می شوند.
شینیا مادرش را در سن کم از دست داد و یوکا، همکلاسی شینیا، در خانه خودش احساس غربت میکند. شاید این دو نفر که با تنهایی دست و پنجه نرم میکنند، هنگام کار روی روزنامه مدرسه، پیوند نزدیکی با هم برقرار میکنند.
وقتی آثی ۱۹ ساله و خانوادهاش، به عنوان اولین کشاورزان تاریخ، به جایی که اکنون به عنوان دانمارک شناخته میشود، میرسند، خانوادهاش توسط یک قبیله محلی شکارچی-گردآورنده کشته میشوند. آثی و برادرش برای زنده ماندن مجبور میشوند با قبیله زندگی کنند.
استیون سیری، طراح صحنه، برای خداحافظی با مادر در حال مرگش به استرالیا بازمیگردد. سفری کوتاه که در آن او با تنشهای خانوادگی، معشوقهای گذشته و بازگشت به اروپا برای قرارداد یک اپرا دست و پنجه نرم میکند، به هرج و مرج، درام و لحظات خندهدار تبدیل میشود.
ویدئویی که هنر رزمی مخفی سیلات به سبک ببر یک خانواده اهل جاوه غربی را افشا میکند، باعث درگیری آنها با بیگانهای میشود که به دنبال ادعای میراث خانوادگیشان است.
در شادترین روستای ایتالیا، یک معلم جنزده راز تاریکی را در پشت گردهماییهای هفتگی کشف میکند که در آن مردم محلی به دنبال شفا از آغوش یک پسر نوجوان هستند. تلاش او برای نجات این جوان، ماهیت شوم جامعهای را که پشت شادی پنهان شده است، آشکار میکند.
ویلی و جوجو دوستان دوران کودکی هستند که هرگز یکدیگر را ترک نمیکنند. برای غلبه بر کسالت، آنها در پامپا، یک پیست موتورسواری، تمرین میکنند. یک شب، ویلی راز جوجو را کشف میکند.
برای به حداکثر رساندن بهرهوری اقتصادی، دولت برزیل به افراد مسن دستور میدهد تا به مجتمعهای مسکونی دورافتاده نقل مکان کنند. یک زن ۷۷ ساله امتناع میکند و سفری را از طریق آمازون آغاز میکند که سرنوشت او را برای همیشه تغییر خواهد داد.
تقریباً چهار دهه پس از اینکه مایک از تیمش اخراج شده بود، به دانشگاه قدیمیاش باز میگردد تا دوباره با ضربهای که زندگیاش را متحول کرد، روبرو شود. در حالی که از نظر جسمی آسیب دیده، مورد تردید قرار گرفته و تقریباً از پا افتاده است، او برای آخرین فرصت میجنگد تا به پایانی که همیشه در رؤیای خود میدید، برسد.
یک کارگردان موزیک ویدیو، که بین کار و پدر شدن قریب الوقوع تعادل برقرار می کند، فردی شبیه را به کار می گیرد تا وظایف حرفه ای خود را انجام دهد، در حالی که به مسئولیت های شخصی خود توجه می کند و مرزهای جدایی کار و زندگی را پیش می برد.
زن و مردی بیرون از سالن سینما ملاقات می کنند، به عنوان رمان نویس و فضانورد در یک کافه دنیایی فانتزی می سازند، هر پنجشنبه همدیگر را ملاقات می کنند، عاشق هم می شوند و باید در واقعیت حرکت کنند.