شینیا مادرش را در سن کم از دست داد و یوکا، همکلاسی شینیا، در خانه خودش احساس غربت میکند. شاید این دو نفر که با تنهایی دست و پنجه نرم میکنند، هنگام کار روی روزنامه مدرسه، پیوند نزدیکی با هم برقرار میکنند.
وقتی آثی ۱۹ ساله و خانوادهاش، به عنوان اولین کشاورزان تاریخ، به جایی که اکنون به عنوان دانمارک شناخته میشود، میرسند، خانوادهاش توسط یک قبیله محلی شکارچی-گردآورنده کشته میشوند. آثی و برادرش برای زنده ماندن مجبور میشوند با قبیله زندگی کنند.
استیون سیری، طراح صحنه، برای خداحافظی با مادر در حال مرگش به استرالیا بازمیگردد. سفری کوتاه که در آن او با تنشهای خانوادگی، معشوقهای گذشته و بازگشت به اروپا برای قرارداد یک اپرا دست و پنجه نرم میکند، به هرج و مرج، درام و لحظات خندهدار تبدیل میشود.
ویدئویی که هنر رزمی مخفی سیلات به سبک ببر یک خانواده اهل جاوه غربی را افشا میکند، باعث درگیری آنها با بیگانهای میشود که به دنبال ادعای میراث خانوادگیشان است.
در شادترین روستای ایتالیا، یک معلم جنزده راز تاریکی را در پشت گردهماییهای هفتگی کشف میکند که در آن مردم محلی به دنبال شفا از آغوش یک پسر نوجوان هستند. تلاش او برای نجات این جوان، ماهیت شوم جامعهای را که پشت شادی پنهان شده است، آشکار میکند.
ویلی و جوجو دوستان دوران کودکی هستند که هرگز یکدیگر را ترک نمیکنند. برای غلبه بر کسالت، آنها در پامپا، یک پیست موتورسواری، تمرین میکنند. یک شب، ویلی راز جوجو را کشف میکند.
برای به حداکثر رساندن بهرهوری اقتصادی، دولت برزیل به افراد مسن دستور میدهد تا به مجتمعهای مسکونی دورافتاده نقل مکان کنند. یک زن ۷۷ ساله امتناع میکند و سفری را از طریق آمازون آغاز میکند که سرنوشت او را برای همیشه تغییر خواهد داد.
تقریباً چهار دهه پس از اینکه مایک از تیمش اخراج شده بود، به دانشگاه قدیمیاش باز میگردد تا دوباره با ضربهای که زندگیاش را متحول کرد، روبرو شود. در حالی که از نظر جسمی آسیب دیده، مورد تردید قرار گرفته و تقریباً از پا افتاده است، او برای آخرین فرصت میجنگد تا به پایانی که همیشه در رؤیای خود میدید، برسد.
یک کارگردان موزیک ویدیو، که بین کار و پدر شدن قریب الوقوع تعادل برقرار می کند، فردی شبیه را به کار می گیرد تا وظایف حرفه ای خود را انجام دهد، در حالی که به مسئولیت های شخصی خود توجه می کند و مرزهای جدایی کار و زندگی را پیش می برد.
زن و مردی بیرون از سالن سینما ملاقات می کنند، به عنوان رمان نویس و فضانورد در یک کافه دنیایی فانتزی می سازند، هر پنجشنبه همدیگر را ملاقات می کنند، عاشق هم می شوند و باید در واقعیت حرکت کنند.
پس از سالها اقامت در نیویورک، آینه برای یادبود مادرخواندهاش به روستایی ایرلند برمیگردد و با تنشهای مدفون در خانواده و غم و اندوه بیاننشده در خانه کودکیاش مواجه میشود.
این اقتباس صحنهای از فیلم سال ۲۰۰۵ جرج کلونی، داستان ایستادگی روزنامهنگار ادوارد آر. مورو در برابر مبارزات ضدکمونیستی سناتور جوزف مککارتی در اوایل دهه ۱۹۵۰ را دنبال میکند. این نمایش به صورت زنده از یکی مانده به آخرین اجرای خود در تئاتر وینتر گاردن شهر نیویورک پخش شد.
یک نوازنده ویولنسل جوان و بااستعداد از یک خانواده اشرافی سقوط کرده، وقتی پدر قدرتمند بهترین دوستش راه حلی برای وضعیت ناامیدکننده خانوادهاش ارائه میدهد، باید دست به انتخابی غیرممکن بزند.
داستان درباره جوانی است که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، مجبور میشود به سازمانی مرموز بپیوندد. در این مسیر، نه تنها با موجودات ناشناخته روبرو میشود، بلکه به دنبال کشف رازهای گذشته خود نیز میگردد.
وقتی پدرش فوت میکند، الیسر مسئولیت خواهر ناتنیاش را به عهده میگیرد. تصمیم به عدم پذیرش مسئولیت، او را مجبور به انجام ماموریتی میکند تا دختر را به پایتخت ببرد تا مادرش را که در کودکی او را رها کرده بود، پیدا کند.