ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
پنج نفر از خدمه یک تانک تایگر آلمانی به یک ماموریت مخفی در پشت خط مقدم نبرد فرستاده میشوند. آنها که توسط متآمفتامین ارتش آلمان تغذیه میشوند، ماموریتشان به طور فزایندهای به سفری به قلب تاریکی تبدیل میشود.
در ۹ آوریل ۱۹۴۰، سرهنگ بیرگر اریکسن ۶۴ ساله فرماندهی دژ اسکارسبورگ، یک ایست بازرسی کلیدی که همه کشتیها هنگام عزیمت به اسلو باید از آن عبور کنند، را بر عهده دارد.
در پس زمینه آزمایشهای باکتریایی واحد ۷۳۱ ارتش امپراتوری ژاپن در شمال شرقی چین، این فیلم جنایات واحد ۷۳۱ را از طریق سرنوشت پر فراز و نشیب یک فرد عادی آشکار میکند.
در جریان کشتار نانجینگ که در سال ۱۹۳۷ رخ داد، پستچیای به نام آ چانگ خود را به عنوان یک عکاس معرفی کرد. او به ظاهر به نیروهای ژاپنی کمک میکرد، اما در خفا، پناهندگان چینی را در مکانی امن نگه میداشت. با گذشت زمان، او با فداکاری جان خود را به خطر انداخت تا این پناهندگان را نجات دهد و مدارکی را که از جنایات وحشتناک نیروهای ژاپنی به دست آورده بود، آشکار کند.
در سال ۱۹۶۷، همزمان با شدت گرفتن جنگ ویتنام، یک تیم چریکی انقلابی ویتنامی به هدف اصلی ارتش ایالات متحده تبدیل شد - که وظیفه داشت به هر قیمتی از یک گروه مخفی از مأموران اطلاعاتی محافظت کند.
مردی برای تخریب خانه خانوادگیاش که در جنگ به قتل رسیدهاند، برمیگردد تا آن را در جای دیگری بسازد. وقتی قاتل، یک فرمانده ارتش سرخ، او را پیدا میکند، تعقیب و گریز وحشیانهای در سراسر کشور آغاز میشود.
در سال ۱۹۶۸ و در کشور ویتنام، گروه شناسایی «جوخه کرکس» به یک دره دورافتاده در جنگل اعزام میشوند. مأموریت آنها پیدا کردن اثری از گروهی از نیروهای کلاه سبز گمشده است، اما به زودی میفهمند که تنها کسانی نیستند که در آنجا حضور دارند.
در شب کریسمس در طول جنگ داخلی در جمهوری آفریقای مرکزی در سال ۲۰۱۳، یک امدادگر نروژی در یک بیمارستان صحرایی تلاش میکند تا از یک مرد مسلمان در برابر شبهنظامیان مسیحی محافظت کند، بدون اینکه امنیت همکارانش را به خطر بیندازد.
ماموریت یک دسته اوکراینی: پیمودن یک مایل از جنگلهای به شدت مستحکم برای آزادسازی یک روستای استراتژیک از دست نیروهای روسی. یک روزنامهنگار آنها را همراهی میکند و شاهد ویرانیهای جنگ و عدم قطعیت فزاینده در مورد پایان آن است.
پسر یک سرباز کهنهکار به نام آگوس با سایه غیبت پدرش روبرو شد، بنابراین به کودکی بیانضباط تبدیل شد. تا اینکه سرباز کهنهکار درگذشت و پسرش را وادار کرد که راه پدرش را دنبال کند و وارد دنیای نظامی شود.
یک معلم مدرسهی فلسطینی درگیر کشمکشی درونی است؛ او باید میان تعهد خطرناکش به مقاومت سیاسی، حمایت عاطفی از یکی از شاگردانش و فرصت ایجاد یک رابطه جدید با یک مددکار داوطلب، توازن برقرار کند.
گروهی از سربازان جوان که به تازگی دوره آموزشی خود را به پایان رساندهاند، پس از غرق شدن کشتیشان توسط دشمن، روی یک قایق در وسط اقیانوس سرگردان میشوند و باید برای نجات جان خود با یک کوسه بزرگ سفید گرسنه بجنگند.
واسارهلی و چین، برندگان اسکار، لینسی آداریو، عکاس، را در حال عکاسی از جنگ اوکراین دنبال میکنند و در عین حال به حرفه برنده جایزه پولیتزر او میپردازند.
در جریان تصرف کابل توسط طالبان، سربازان افغان از سفارت فرانسه محافظت میکردند. آنها در بحبوحه هرجومرج، مأموریت خطرناکی برای انتقال ۵۰۰ نفر به فرودگاه داشتند و برای فرار از شهر در حال سقوط، خود را با خطرات جدی روبهرو دیدند.
گروه امنیتی "وُلف پَک" به رهبری "لائو دیائو" که در خارج از کشور فعالیت میکند، در یک مأموریت کشف میکند که تروریستهای خارجی به شریانهای حیاتی انرژی چین نفوذ کردهاند.
در نقطه عطف جنگ جهانی دوم، گردان تانک ۷۶۱ (پلنگهای سیاه)، که از آمریکاییهای آفریقاییتبار تشکیل شده، باید در نبرد آردن جلوی پیشروی آلمان را بگیرد تا سرنوشت جهان آزاد را حفظ کند.