در سال ۱۹۶۷، همزمان با شدت گرفتن جنگ ویتنام، یک تیم چریکی انقلابی ویتنامی به هدف اصلی ارتش ایالات متحده تبدیل شد - که وظیفه داشت به هر قیمتی از یک گروه مخفی از مأموران اطلاعاتی محافظت کند.
برای اینکه روح جیا مین فرار کند و دیگر او را آزار ندهد، مای تین با جیا مین دست به دست هم دادند تا برای حفظ خانه اجدادی که مورد اختلاف اقوام بود، برنامهریزی کنند و از پدربزرگش خواستند که ملک را تقسیم کند.
نهی خواهرزن کی، آن، تو و نهو است که زندگیهای متفاوتی دارند. وقتی آنها برای سالگرد مرگ پدرزن/پدرشان در خانه اجدادی جمع میشوند، نهی پیشنهاد میدهد که خانه مخروبه را نوسازی کنند و تنشها بالا میگیرد.
کارآگاه کین در حال بررسی جسدی بدون سر است که در یک روستای روستایی ویتنامی در دوران سلسله نگوین پیدا شده است. با ظهور عناصر ماوراء طبیعی، او با پیچ و خمهای ترسناکی در این معمای قرن نوزدهمی روبرو میشود.
این فیلم ، پیشداستانی بر فیلم فوریه (محصول سال ۲۰۱۹) است و سرگذشت سالهای آغازین زندگی تانهسوی، شخصیت شرور و بیرحم هایفونگ در خیابانهای سنگدل سایگون قدیم را روایت میکند.
خانوادهای با هدف دستیابی به ثروت یک خاندان اشرافی، تلاش میکنند تا دختر خود را به طور فریبکارانه به عنوان عروسی شایسته برای ازدواج با یکی از اعضای آن خانواده معرفی کنند. این اقدام آنها ریشه در باور سنتی ویتنامی دارد که بر همتایی زوجین از نظر جایگاه اجتماعی و اقتصادی تأکید میکند.
داستان گروهی از دوستان را روایت میکند که در جریان یک پیکنیک بیدغدغه، با یک موجود وحشی و مرگبار مواجه میشوند. این رویداد آرام و شادکامانه به سرعت به یک کابوس خونین بدل میشود و دوستان باید برای زنده ماندن با این هیولا مبارزه کنند.
مای، زنی که توسط گذشته خود تسخیر شده است، با مردی دوست میشود. این دوستی امیدی تازه به او میدهد، اما گذشته مای دوباره به سراغش میآید و آینده او را به خطر میاندازد.
تین پس از مرگ همسر برادرش، باید جسد او را به زادگاهش ببرد. در این سفر او دائو را هم همراه خود میبرد. دائو برادرزاده تین است که در حادثهای معجزهآسا از یک سقوط جان سالم به در برده است. فیلم روایت این سفر در مناظر متفاوت ویتنام است.
هونگ، راننده کامیون، با دخترش آن زندگی شادی دارد. با رفتن آن به مدرسه، صمیمیت آنها کمرنگ میشود. آن به افسردگی مبتلا میشود و هونگ برای کمک به او، سفری جادهای را آغاز میکند. او در طول سفر با افراد مختلفی ملاقات میکند و درک عمیقتری از بیماری آن پیدا میکند. هونگ با اتکا به این تجربیات، راهی برای نجات دخترش از افسردگی مییابد...
در کوه های مه آلود شمال ویتنام، یک دختر نوجوان با چالش های بزرگ شدن روبرو می شود. در فرهنگ سنتی دی، دختران در سن 14 سالگی ازدواج می کنند. اما او در مدرسه یاد می گیرد که جایگزین هایی وجود دارد...
«نغمه جنوب» بر اساس رمانی به همین نام از نویسنده دان گیوی ساخته شده است. داستان این فیلم ماجراجوییهای سریالی یک پسر گمشده به نام «آن» است که در جستجوی پدرش با ماجراها و تراژدیهای مختلفی روبرو میشود...
لام، مردی بدنام و خشن، پس از ترک دنیای جنایت، در محله فقیری زندگی آرامی دارد. اما زمانی که ناپدید شدن دخترخوانده اش را متوجه می شود، برای پیدا کردن او، دوباره به دنیای جنایت بازمی گردد. او در آنجا با نسل جدیدی از جنایتکاران روبرو می شود که به مراتب خطرناک تر از او هستند...
زوجی به نام تونگ و تائو که زندگی ایدهآلی و عمیقاً یکدیگر را دوست دارند، چهار سال است که ازدواج کردهاند اما هنوز بچهدار نشدهاند. با این حال، یک روز، تائو در نهایت اولین فرزند خود را باردار می شود. خنده های عجیب، حضور یک دختر بچه و اتفاقات مرموز غیرقابل توضیح در خانه آنها شروع می شود...
می، دختر میلیاردر ویتنامی می خواهد 18 سالگی خود را در بانکوک جشن بگیرد. او حاضر است برای صرف شام با آقای پارک، بازیگر تایلندی که واقعاً او را تحسین می کند، پول زیادی خرج کند. او ناگهان احساس می کند پول راه حلی نیست که شادی واقعی را برای زندگی او به ارمغان بیاورد...