برای اینکه روح جیا مین فرار کند و دیگر او را آزار ندهد، مای تین با جیا مین دست به دست هم دادند تا برای حفظ خانه اجدادی که مورد اختلاف اقوام بود، برنامهریزی کنند و از پدربزرگش خواستند که ملک را تقسیم کند.
ساکورا در یک کتابخانه به کتابی پر از کارتهای سحرآمیز به نام کلو برخورد میکند. وقتی اشتباهاً کارتها را آزاد میکند، باید با همراهی دوست صمیمیاش تومویو و نگهبان کارتها، کروبروس، تلاش کند تا همه آنها را دوباره جمع آوری کند.