پدری به دنبال دخترش لیزا، عکاس ورزشی که هنگام عکاسی از زمینهای فوتبال روستایی در سراسر جورجیا ناپدید شده است، میگردد و بهترین دوست مرموزش نیز به او میپیوندد.
این داستان درباره رابطه پرتنش مادر جوانی به نام مورگان گرانت و دختر نوجوانش کلارا است. مرگ غمانگیز همسر مورگان (کریس)، این تنش را تشدید کرده و آنها را ناچار میسازد تا با هم با سختیهای زندگی روبرو شوند.
زنی در سفری انفرادی در مناطق برفی شمال مینه سوتا، بهطور اتفاقی با صحنه آدمربایی یک دختر نوجوان روبرو میشود. او درمییابد که کیلومترها از نزدیکترین شهر و دور از دسترس آنتن موبایل، تنها امید این دختر نوجوان برای نجات است.
پنج نفر از خدمه یک تانک تایگر آلمانی به یک ماموریت مخفی در پشت خط مقدم نبرد فرستاده میشوند. آنها که توسط متآمفتامین ارتش آلمان تغذیه میشوند، ماموریتشان به طور فزایندهای به سفری به قلب تاریکی تبدیل میشود.
هیلدگارد کنف، به عنوان یک چهره ماندگار، سفرش در طول شش دهه، پیروزیها و شکستهایش را در بر میگیرد. این فیلم، روح تزلزلناپذیر و درخشش هنری او را از طریق تصاویر آرشیوی نادر به نمایش میگذارد و زندگی یک زن واقعاً خارقالعاده را جشن میگیرد.
قتل پسر یک زن جوان، نقطه عطفی در مبارزه برای حقوق زنان و برابری سیاسی در اوایل قرن بیستم در سوئیس بود و زمینه را برای یک پرونده تاریخی در دادگاه فراهم کرد.
کارل کولهوف ۷۰ ساله در یک کتابفروشی کوچک در شهری کوچک کار میکند، جایی که کتابها را بستهبندی میکند تا پیاده تحویل دهد. روزی دختر ۹ ساله شاشا به او در تورهای تحویل کتاب ملحق میشود. او او را "فروشنده کتاب" صدا میزند.
دنبالهای بر فیلم پرفروش «کفش مانیتو». آبهاچی و رنجر در دامی که توسط یک باند تبهکار پهن شده بود، گرفتار میشوند، اما توسط دیمیتری یونانی و کارمند جدیدش، مری، نجات مییابند. با این حال، این نجات، نقشه بزرگتری را آشکار میکند و قهرمانان ما را به یک ماجراجویی کاملاً جدید سوق میدهد.
اِدا، موش جوانی که رؤیاهای بزرگی در سر دارد، در قالب قهرمان خود، اِد، فرصت شرکت در مسابقات گرندپری را به دست میآورد. او با شجاعت در برابر خرابکاریهای رقیبش ایستادگی میکند و ثابت میکند که حتی کوچکترین شرکتکننده در مسابقه نیز میتواند بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشد.
پس از اینکه دوستش در یک تصادف رانندگی کشته میشود، لورا، دانشآموز پیانو، توسط بتی، که شاهد تصادف بوده، به سرپرستی گرفته میشود. زندگی با خانواده بتی برایش آرامشبخش است، اما با گذشت زمان، لورا شروع به زیر سوال بردن نیات آنها میکند.
زندگی یک زوج جوان مغولی زمانی که تغییرات آب و هوایی آنها را مجبور به ترک خانه روستایی خود به مقصد شهر میکند، از ریشه ویران میشود، جایی که باید با شیوه زندگی ناآشنا سازگار شوند.
پس از فوت پدر و به جا ماندن مبلغ قابل توجهی پول در بانک، دو خواهر تصمیم میگیرند اختلافات خود را کنار بگذارند. آنها با هم متحد میشوند تا با قانون شریعت مقابله کنند، قانونی که به برادرشان اجازه میدهد دو برابر سهم آنها از ارث را تصاحب کند.
ژان، دختر یتیم پانزدهساله، از نزدیک شاهد فیلمبرداری اقتباس سینمایی قصهی پریان «ملکه برفی» میشود. او شیفتهی بازیگر نقش اصلی، یعنی کریستینا، میگردد؛ بازیگری که درست مثل شخصیتی که ایفا میکند، مرموز و اغواگر است.
النا، کارگردان تئاتر، در سن ۳۲ سالگی متوجه میشود که نمیتواند به طور طبیعی باردار شود. او که در تلاش برای درمان است و نمیتواند همسرش لئون را متقاعد کند که در بلغارستان با او بماند، یک برنامه تئاتر برای کودکان یتیم راهاندازی میکند.