یک روزنامهنگار مصمم در جورجیا، شبکهای تاریک از آدمرباییهای بیمارستانی از دهه ۱۹۹۰ را کشف میکند که در آن نوزادان به صورت بینالمللی قاچاق میشدند. تحقیقات او به خانوادههایی که توسط این نقشه شوم از هم پاشیده بودند، کمک میکند تا دوباره به هم نزدیک شوند.
پدری به دنبال دخترش لیزا، عکاس ورزشی که هنگام عکاسی از زمینهای فوتبال روستایی در سراسر جورجیا ناپدید شده است، میگردد و بهترین دوست مرموزش نیز به او میپیوندد.
خانوادهی علی نسل اندر نسل از چشمهی آب درمانی روستا مراقبت کردهاند و بیماران را با آن شفا میدهند. اما سه پسرِ علی نسبت به این سنت تردید دارند و تنها دختر کوچکشان، نامّه، پاسدار این میراث معنوی است. حال با ساخت نیروگاه برقآبی در نزدیکی چشمه، جریان آب قطع شده و رازی مرموز بر خانواده سایه افکنده است....
فیلم بر اساس حوادث واقعی در سال 1983 و درباره هفت جوان گرجستانی که همگی از خانواده های معقول و نخبه جامعه هستند، می باشد که اقدام به ربودن یک هواپیمای مسافربری می کنند...
رودخانه ایگوری یک مرزی طبیعی است که گرجستان و جمهوری آبخاز را از هم جدا میکند. در میان این رودخانه یک جزیره بسیار کوچک شکل میگیرد. یک پیرمرد و نوه اش سعی میکنند در این جزیره ذرت بکارند، اما...
یک زن آلبانیایی که تحت فشار گذشتهای طولانی که تاکنون به خوبی پنهان کرده بود و همچنین فشار خانوادگی برای درمان ناباروری از طریق معالجان ماورائی است ، تلاش میکند تا وحشیگری دوران جنگ را با توقعات حمل یک فرزند آشتی دهد...
زندگی یک معمار جوان با تشخیص بیماری نادر چشمی او به آشوب کشیده می شود. با بدتر شدن وضعیت او، زندگی و انتخاب های شغلی خود را زیر سوال می برد و رابطه اش با همسر ناامیدش تیره تر می شود...
اگر یک زن مجرد در یک کشور محافظه کار تصمیم بگیرد بچه خود را بدون پدر بزرگ کند چه؟ این مستند ضمن جستجوی پاسخی برای این سوال، به بررسی نقش های جنسیتی نیز می پردازد...
دهکده ای در دریای سیاه گرجستان پر از مردم صمیمی است که متقاعد شده اند که یکدیگر را می شناسند. یک روز الیکو حلق آویز شده پیدا می شود. نوه او مو می آید تا تشییع جنازه او را ترتیب دهد. او با شبکه ای از دروغ ها و عواقب غم انگیز زندگی عاشقانه پنهان الیکو روبرو می شود...
در یک شهر استانی خواب آلود ، یک جامعه شاهد یهوه توسط یک گروه افراطی مورد حمله قرار می گیرد. در بحبوحه این درگیری ، دنیای آشنا یانا ، همسر رهبر جامعه ، به آرامی خراب می شود. نارضایتی درونی یانا هرچه بیشتر می شود ...
فیلم دختران آفتاب داستان "بهار" رهبر گروهی به نام "دختران آفتاب" است که در برابر داعش که کنترل شهر آن ها را به دست گرفته اند، مبارزه می کنند. بهار امیدوار است که در طول عملیات های خودشان پسرش را پیدا کند که توسط داعش گروگان گرفته شده است. در این میان، یک روزنامه نگار فرانسوی به نام ماتیلدا به گروه آن ها ملحق می شود تا اخبار جنگ و مبارزات را پوشش دهد و داستان این سربازهای استثنایی را به گوش همه برساند. ماتیلدا و اعضای این گروه بزودی متوجه می شوند که هر دو برای دلایل و انگیزه های یکسانی مبارزه می کنند...
این فیلم داستان یک خانواده گرجستانی را به تصویر می کشد که همگی زیر یک سقف زندگی می کنند، وقتی “منانا”ی ۵۲ ساله تصمیم می گیرد از خانه پدر و مادرش خارج شود، همه شوکه می شوند و…
یک فیلم ساز فراخوانی برای جوانان بین 15 تا 23 می دهد. او میخواهد تا فیلم در مورد بزرگ شدن در کشور مادریش گرجستان بسازد و مشترکات اجتماعی و قومی را پیدا کند.
داستان در تفلیس، پایتخت گرجستان اتفاق می افتد. دو دوست به نامهای "اکا" و "ناتیا" تلاش می کنند کودکی خود را پشت سر گذاشته و از زندگی سختی که خانواده هایشان فراهم کرده فرار کنند...