زنی در سفری انفرادی در مناطق برفی شمال مینه سوتا، بهطور اتفاقی با صحنه آدمربایی یک دختر نوجوان روبرو میشود. او درمییابد که کیلومترها از نزدیکترین شهر و دور از دسترس آنتن موبایل، تنها امید این دختر نوجوان برای نجات است.
پدری داغدیده با پیشینه خشونت، پس از کشته شدن غمانگیز فرزندش، اقدام به ربودن کودکی میکند که مسئول این حادثه است. این رویداد، تعقیب و گریزی شدید را به راه میاندازد که توسط سیاستمداری بانفوذ، که خود پدر کودک ربوده شده است، مدیریت میشود.
داستان مهاجری که در رویایی تحقق آرزوهای خود، پس از مجبور شدن برای کرایه یک اتاق به صورت شبانه روزی، خود را در کابوسی می بیند که نمی تواند از آن فرار کند...
کایرا که در بروکلین نیویورک زندگی می کند، کارش را از دست می دهد و با درآمدی که مادر بیمارش دریافت می کند، زندگی سختی را سپری می کند. در گذر هفته ها و ماه ها، شرایطش بیش از پیش دشوار می شود؛ این مسئله او را به راهی خطرناک و نا مطمئن می کشاند که زندگیش را در معرض تهدید قرار می دهد…
یک قاتل بی رحم یک زن که به تازگی بیوه شده است را می دزدد. این زن از دست او فرار می کند و به جنگل می رود. او اکنون نه تنها باید از دست این قاتل فرار کند، بلکه باید با ناهمواری ها و دشواری های طبیعی نیز دست و پنجه نرم کند...
داستان این فیلم مهیج و جنایی دربارهی مردی جوان به نام سم است که در دریاچهای به قتل میرسد. اما او متوجه میشود که ذهنش قابلیت نفوذ به سایر بدنها را دارد. به همین منظور او تلاش میکند تا با نفوذ به بدن دوستانش آنها را از دست قاتل نجات دهد و…
در یک روز عادی اتفاقی عجیب همه را شگفت زده میکند . طی یک عملیات نیروهای ویژۀ آمریکا در عراق، مردی پیدا میشود که 8 سال پیش مرگش اعلام شده بود. مردی که محاسنش بلند شده و از تمدن برای چندین سال دور بوده . آن مرد کسی نیس جز " اسکات برودی" .او در این 8 سال اسیر نیروهای القاعده بوده و بر اثرِ تصادف به توسط نیروهای ویژه پیدا میشود. موجِ شادی در میان مردم آمریکا میخروشد...سربازِ وطن به آغوش میهن بازگشته ، حتی رئیس جمهور هم این بازگشت را به وی خوش آمد میگوید. اما آیا همه چیز به همین سادگیست؟...
زندگی هوی پی نیوتن را دنبال می کند. او به کوبا فرار کرد تا با کمک برت اشنایدر، تهیه کننده هالیوودی که در پشت ایزی رایدر، و همچنین چند تن از رادیکال های مشهور دیگر از پیگرد قتل خودداری کند.
سریالی پیرامون کاراکتری به اسم Raymond Reddington که در سریال لقبش ”Red” هست خواهد بود . Red که یکی از مشهور ترین تبهکاران تحت تعقیب است ناگهان تصمیم میگیره خودش رو تسلیم پلیس کنه و کمک کنه هر کسی رو که باهاش تاحالا کار میکرده رو معرفی کنه ولی تنها شرطش اینه که با مامور FBI تازه وارد Liz Keen همکاری میکنه...
بایرد و بچه های نوجوانش شارلوت و جونا خانواده ای معمولی هستند که اهداف معمولی ای نیز در زندگی خود دارند. البته در این وسط یک چیز معمولی به نظر نمی رسد و آن هم شغل مارتی می باشد، او که یک مشاور مالی در شیکاگو می باشد که با دومین کارتل بزرگ مواد مخدر مکزیکی نیز در ارتباط می باشد. وقتی که اوضاع کمی به هم می ریزد او مجبور می شود تا خانواده ی خود را برداشته و از آسمان خراش های شیکاگو به اطراف دریاچه ای در میسوری نقل مکان کند.
سریال The Outsider اقتباسی از رمانی به همین نام اثر استیون کینگ است که داستان رالف اندرسون را دنبال میکند که قصد دارد تا در مورد جسد متلاشی شده یک پسر ۱۱ ساله بهنام فرانکی پترسون که در جنگلهای جورجیا پیدا شده، تحقیق کند. شرایط اسرارآمیز پیرامون این جنایت هولناک و همچنین هنوز داغدار بودن اندرسون از مرگ پسرش، باعث میشود تا یک محقق خصوصی در مورد این جنایات بهنام هالی گیبنی برای تحقیق روی این پرونده اضافه شود و او امیدوار است تا گیبنی از تواناییهای غیر قابل توصیف خود برای حل این پرونده بهره ببرد
بعد از مرگ “Ichabod Crane” در حین یکی از ماموریتهای ژنرال جرج واشنگتن در سال ۱۷۸۰، در سال ۲۰۱۳ از مرگ بر میگردد و بیدار میشود، وی تنها فردی نیست که از مرگ برگشته، مرد اسبسوار بیسر، که توسط “Ichabod Crane” سر وی از تنش جدا شده بود به زمان حال بر میگردد و شروع می:کند به قتلهای شبانه، حال “Ichabod” بایستی با کلانتر “ابی میلز” همکاری کند و...
در حادثه ای همزمان در تمام دنیا، مردمان زمین برای 137 ثانیه بیهوش می شوند. این حادثه علاوه بر خسارت مادی، چیز دیگری را هم به همراه دارد، همه لحظاتی از 6 ماه آینده خود را می بینند...