در دهه 1950 میلادی، پل کول، بازیگر اهل نیویورک، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در اوهایو رها میشود، گویی که مرده است. او حافظه خود را از دست میدهد و خود را در یک شهر کوچک و مرموز، سرگردان مییابد. او برای بازگشت به خانه و بازیابی آنچه از دست داده، تلاش میکند.
آلیس و جک چمبرز زوج جوان و شادی هستند که در دهه ۱۹۵۰ در شهر شرکت به ظاهر عالی ویکتوری زندگی میکنند که توسط شرکت مرموز جک ساخته شدهاست. این موضوع باعث کنجکاوی آلیس در مورد ماهیت کار شوهرش در این پروژهٔ مخفی میشود...
در آغاز جهان، اترنالز یک نژاد بیگانه جاودان ایجاد شده توسط سلستیال بودند که برای محافظت از بشریت در برابر همتایان شیطانی خود یعنی Deviants به زمین فرستاده میشوند...
داستان فیلم در سال 1926 با ورود “نیوت اسکمندر” به کنگره سحر و جادوی ایالات متحده برای نشستی مهم آغاز می شود. فرار موجودات جادویی خطرناک از یک کیف جادویی گسترش یافته که خانه و محل نگهداری آن ها به شمار می رفت. موضوع این نشست مهم، شالوده اصلی داستان را تشکیل می دهد. این اتفاق روابط میان جادوگران و انسانها را در موقعیت خطرناکی قرار می دهد...
جما چان، بازیگر نقش اصلی سریال «انسانها» (محصول سال ۲۰۱۵ میلادی)، به کاوش در دنیای هوش مصنوعی میپردازد و اقدام به ساخت یک نمونه هوش مصنوعی از خود میکند. آیا خلق انسانهای مصنوعی هوشمند، دور از انتظار نیست؟ و آیا ربات ساخته شده از جما چان قادر خواهد بود که دیگران را متقاعد سازد که او، همان جما چان واقعی است؟
"جک رایان" به عنوان مامور تجسس تازه کار «سی.آی.ای» نقشهای را که روسیها به او داده اند را اجرا میکند که با یک حملهی تروریستی اقتصاد آمریکا را درهم بکوبد.
«اولیور تیت» پانزده ساله تنها دو هدف دارد: تا تولد بعدیش دیگر باکره نباشد. و شعله عشق بین مادرش و معشوقه قبلیاش که دوباره در زندگیاش سر و کلهاش پیدا شده را خاموش کند.
8 کاندید 80 دقیقه زمان دارند تا سرنوشت خود را تغییر دهند اما تنها با پاسخگویی به یک سوال، سوالی که وجود خارجی ندارد یا حتی قابل رویت نیست…فقط به هوش و ذکاوتی نیاز دارد که فرد شایسته را از دیگران تمییز دهد….اما سوال حقیقی چیست؟ برنده ی این رقابت کیست؟ هدف از این آزمون چیست؟...
یک هفته در زندگی وودی، یک دلال محبت در سوهو، از طریق لنز دوربین های مستند مخفی به تصویر کشیده می شود. این یک هفته ای است که به طرز وحشیانه ای از کنترل خارج می شود...
آیا زندگی انسانی ارزشی دارد؟ چطور ممکن است زنی مثل اگنس با کشتن یک انسان موافقت کند؟ آیا بحث پول در میان است است ؟ یا پای نیروهای دیگری در میان هستند ؟ و...
نیکولا 6 سال هست که میداند قاتلی قرار است او را به قتل برساند و در این مدت همیشه با ترس و اضطراب زندگی کرده، اما در نهایت پس از آشنایی با سه مرد، متوجه میشود که یکی از آن ها قاتل او خواهد بود...
سریال «واترشیپ داون» در منطقهی روستایی زیبایی در جنوب کشور انگلستان روایت میشود و داستانی ماجراجویانه است که شجاعت و تلاش برای بقای گروهی از خرگوشها در مقابل تجاوز انسانها به محل زندگیشان را که با هدف نابودی آن مکان است به تصویر میکشد. راهنما و سردستهٔ گروه خرگوشها، چند برادر دلیر و شجاع هستند و داستان سفر آنها از محل سندلفورد وارت آغاز میشود و مشکلات آنها با دشمنان و غارتگران بخشی اصلی داستان است و هدف نهایی این دسته هم رسیدن به سرزمین موعود و جامعهای عدالتمند است.
در آیندهای نزدیک، سینتها (خدمتکاران شبیه انسان بسیار واقعگرایانه) به یکی از وسایل ضروری زندگی تبدیل شدهاند. یک خانواده حومهنشین در امید کاهش بار کاری خود، یک سینت جدید خریداری میکنند. اما آنها به زودی متوجه میشوند که زندگی با یک سینت میتواند عواقب غیرمنتظرهای داشته باشد.