در دهه 1990 و همزمان با اتحاد آلمان، خانوادهای در بخش شرقی این کشور، به مقادیر هنگفتی از پول رایج آلمان شرقی که در حال از دست دادن ارزش خود بود، دست پیدا میکنند. آنها نیز تا جایی که میتوانستند، این پولها را جمعآوری میکنند و با خود میبرند...
بکر یک مرد آلمانی هست که سعی دارد به عنوان نگهبان مشغول به کار شود. اما او با کسی روبرو میشود که خانواده اش را 18 سال قبل کشته است، و این اتفاق باعث میشود زندگی اش از کنترل خارج شود و…
فیلیپ گربر یک فروشنده خودرو باهوش و از خود راضی است. با ماشینش پسر جوانی را که دوچرخه سواری می کند، زیر گرفته و فرار می کند. از آنجایی که او احساس گناه می کند، سعی می کند اطلاعات بیشتری در مورد قربانی تصادف پیدا کند و متوجه می شود که پسر در بیمارستان به شدت مجروح شده است.
بعد از بازگشت از یک زندان روسیهای ، آنتونیا باید بخاطر حکومت جدید آلمان شرقی ، تجربیات وحشتناکش را مخفی کند . وقتی که علیرغم تلاش بسیارش برای مخفی کردن رازهایش ، آزادی دوبارهاش از او سلب میشود ...
کریستین به عنوان یک کارگر چیدمان در یک سوپرمارکت شروع به کار میکند و خودش را در دنیایی جدید و ناشناخته که شامل راهروهایی طولانی ، شلوغی صندوقها و لیفتراکها است ، مییابد و…
در اتاق بازجویی، بازپرسان رودرروی مضنونین قرار میگیرند و سعی می کنند به هر طریقی شده به حقیقت دست یابند. حتی اگر لازم باشد قوانین شکسته شوند و همه چیز به خطر بیوفتد.