وقتی یک نویسنده موفق متوجه میشود که دوست پسرش با دوست سابق دانشگاهش نامزد کرده است، این دو زن دوباره با هم ارتباط برقرار میکنند و با بهترین دوست نویسنده همکاری میکنند و یک خیانت دردناک را به سفری غیرمنتظره از دوستی و بهبودی تبدیل میکنند.
داستان عاشقانه یک زوج تبدیل به فیلم میشود، اما فیلمبرداری، رابطه و برنامههای عروسی آنها را تهدید میکند. با افزایش مشکلات تولید و کمرنگ شدن ارتباطشان، آنها باید جرقه اولیه خود را دوباره کشف کنند تا هم فیلم و هم آینده را نجات دهند...
سه خواهر و برادر بزرگسال که تمایلی به همراهی والدینشان در یک سفر دریایی کریسمس در اروپا ندارند، هر کدام با مسائل شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند، اما در طول سفر با شادی، عاشقانه و پیوندهای خانوادگی غیرمنتظرهای روبرو میشوند.
المو و دوستانش در برنامهی «سسمی استریت» با مارک روبر، مهندس سابق ناسا که حالا یوتیوبر شده، همکاری میکنند تا برای جشن «مِری گیفتماس» هدایای ویژهای تهیه کنند.
داستان عاشقانه یک زوج تبدیل به فیلم میشود، اما فیلمبرداری، رابطه و برنامههای عروسی آنها را تهدید میکند. با افزایش مشکلات تولید و کمرنگ شدن ارتباطشان، آنها باید جرقه اولیه خود را دوباره کشف کنند تا هم فیلم و هم آینده را نجات دهند...
یک مدیر اجرایی املاک و مستغلات پس از تصادف ماشین و فراموشی، در ایام کریسمس در یک مسافرخانه کوچک در شهر کوچک به هوش میآید. او بیخبر از رابطه گذشتهاش، عاشق پسر صاحب مسافرخانه میشود - تا اینکه خاطرات گذشتهاش، رابطه عاشقانه نوپایشان را به خطر میاندازد.
صاحب یک کافه برای سنت سالانه مهمانی شام کریسمس به زادگاهش برمیگردد. او به طور اتفاقی با دوست دختر بیست سال پیشش که حالا یک مهندس نظامی است، روبرو میشود و این باعث ایجاد یک رابطه عاشقانه غیرمنتظره در تعطیلات میشود.
یک مشاور املاک موفق در فصل اوج فروش به خانهاش برمیگردد تا کسب و کار خانوادگیشان را اداره کند. اما وقتی با یک عکاس جذاب آشنا میشود، برنامههایش پیچیده میشود و این عکاس باعث میشود اولویتهای زندگیاش را زیر سوال ببرد.
رنه (گابوری سیدیبه) و دخترش ایمانی (کادنس ریس) وقتی رنه شغلش را از دست میدهد، بیخانمان میشوند. پس از یک مصاحبه شغلی، رنه به دلیل جا گذاشتن ایمانی در ماشینشان دستگیر میشود و باید برای پیوستن به دخترش، به دادگاه خانواده مراجعه کند.
یک مدیر اجرایی تبلیغات در شهری بزرگ برای نجات کتابفروشی خانوادگیشان به زادگاهش سفر میکند. او با همکاری یک هنرمند محلی بااستعداد در یک پروژه نقاشی دیواری تعطیلات، هم جرقه خلاقیت خود و هم ریشههایش را در جامعه کشف میکند.
زنی که قصد دارد مغازه چاپ حروفچینی مادربزرگش را بفروشد، پس از ملاقات با یک علاقهمند به حفظ آثار باستانی، هدف غیرمنتظرهای پیدا میکند که هر دوی آنها را به سمت فرصتی برای رستگاری و عشق سوق میدهد.
در طول تعطیلات، یک رهبر فداکار غیرانتفاعی با عدم قطعیت شغلی روبرو میشود، در حالی که برخوردهای غیرمنتظره با یک دوست قدیمی و یک متحد جدید، قدرت رها کردن را آشکار میکند.
سه دوست که توسط ایو (به دلیل مظنون بودن به دست داشتن در ناپدید شدن خواهرش) در جنگل به زمین بسته شدهاند، با تهدید مرگ مواجه هستند. ایو زیر آنها بامبوی سریعالرشد کاشته و به آنان فرصت داده است که تا پایان روز، یا اعتراف کنند و یا با فرورفتن بامبو در بدنشان کشته شوند.
وارن جفس رهبر بدنام فرقهی FLDS میشود. دختر او، ریچل جفس، که قربانی بود، پس از فرار موفق از این فرقهی محافظتشده، برای نجات فرزندانش دوباره به آنجا باز میگردد.
یک تصویرگر لیست دعاهای کریسمس یک دختربچه برای دیگران (از جمله پدر بیوهاش) را پیدا میکند. او با برآورده کردن مخفیانه این آرزوها، خلاقیتش را احیا کرده و شخصیت یک فرشته را میسازد.
لونگا برای پیوستن به یک باشگاه فوتبال هیجانزده است، اما او را برای تیم D انتخاب میکنند. پدر او این موضوع را یک شکست خواهد دید، تیمی که در آن دختران حضور دارند و مربیاش هم یک زن است. وقتی قلدرها سعی میکنند او را از زمین بازی دور کنند، تنها پدرش میتواند کمک کند. اما آیا او کمک خواهد کرد؟