داستان عاشقانه یک زوج تبدیل به فیلم میشود، اما فیلمبرداری، رابطه و برنامههای عروسی آنها را تهدید میکند. با افزایش مشکلات تولید و کمرنگ شدن ارتباطشان، آنها باید جرقه اولیه خود را دوباره کشف کنند تا هم فیلم و هم آینده را نجات دهند...
داستان عاشقانه یک زوج تبدیل به فیلم میشود، اما فیلمبرداری، رابطه و برنامههای عروسی آنها را تهدید میکند. با افزایش مشکلات تولید و کمرنگ شدن ارتباطشان، آنها باید جرقه اولیه خود را دوباره کشف کنند تا هم فیلم و هم آینده را نجات دهند...
سوفی، وکیل جوانی است که پس از به ارث بردن بخشی از یک جنگل افرا از عمویش، به خانهی پدری برمیگردد. او در آنجا با سام، دوست دوران کودکی خود که مالک مشترک این جنگل است، دوباره دیدار میکند و این دیدار، آغازگر اتفاقات جدیدی میشود.
زمانی که مادر هانا سوِنسِن (با بازی سوئینی)، یعنی دلورس (با بازی نیون)، در جستجوی خانهای برای خواهرش، میشل (با بازی اتکینز)، به طور ناگهانی با جسد صاحبخانهای که از مشتریان دائمی کافه «کوکی جار» بود، روبهرو میشود، هانا بیشتر از هر کس دیگری غافلگیر و شوکه میشود.
اسکلت کشف شده در دریاچه عدن هویت واقعی یک ساکن محبوب را آشکار می کند. هانا با وجود مخالفت نامزدش، در مورد قتل تحقیق می کند و از مادرش کمک می گیرد تا حقیقت را کشف کند و قاتل را به دست عدالت بسپارد...
جیمی، صاحب یک آژانس گردشگری، پس از مرگ همسرش که فردی بسیار سخاوتمند بود، با مشکلات روحی روبرو میشود. اما با انجام یک کار خیرخواهانه، روحیه بخشندگی را در کل شهر زنده میکند و خبرنگار محلی نیز این اتفاق زیبا را پوشش میدهد.
از آنجایی که هانا و مایک در نامزدیشان تلاش می کنند در مشاغل پرمشغله خود تعادل برقرار کنند، یک قتل در یک باشگاه ورزشی 24 ساعته برنامه ریزی عروسی آنها را پیچیده می کند...
امی به دخترش کمک می کند تا در کالج مستقر شود و برای کمک به جشنواره سالانه برداشت پاییز شغلی پیدا کند. هنگامی که امی با نواح، یک استاد کاریزماتیک و خوش سفر آشنا می شود، بیشتر در مورد خودش می آموزد و زندگی جدیدی را برای خودش کشف می کند...
دکتر اورژانس جسیکا کارش را دوست دارد، جسیکا با تروور در فیجی ملاقات می کند و با ویل، یکی از مالکان استراحتگاه آنها، دوستی پیدا می کند. جسیکا متوجه می شود که ترور چگونه یک معتاد به کار است، او همچنین می بیند که ویل آرامش را ارائه می دهد...
داستان یک شخصیت تلویزیونی خشن که نیاز به استراحت در زندگی خود دارد، بنابراین او سوار ماشین می شود و به سمت کوهستانی در شهری کوچک روانه می شود. در طول مسیر ...