در روستایی در آذربایجان، مادری از پسر بالغش که هشت سال پیش خانه را ترک کرده بود، استقبال میکند. در ریتم آرام زندگی روستایی، سکوتهای تأملبرانگیز، مکالمات شخصی و فلسفی آنها را قطع میکند.
برونائوپارک، زوریخ: ۵ مجتمع مسکونی، ۴۰۵ آپارتمان. یک بانک در حال برنامهریزی برای ساخت ساختمانهای جدید است و نیمی از آپارتمانها را لغو کرده است. در حالی که بسیاری آنجا را ترک میکنند، برخی دیگر مقاومت میکنند. این فیلم عدم اطمینان آنها و دگرگونی این فضای زندگی را به تصویر میکشد.
پدری به دنبال دخترش لیزا، عکاس ورزشی که هنگام عکاسی از زمینهای فوتبال روستایی در سراسر جورجیا ناپدید شده است، میگردد و بهترین دوست مرموزش نیز به او میپیوندد.
در حالی که یک شهر کوچک در شرق تگزاس در حال فروپاشی است، قتلها به شواهدی از یک هیولای افسانهای اشاره دارند. یک کهنه سرباز که کلانتر شده و تیمش باید در شبکهای از فریب که توسط پول، قدرت و طمع بافته شده است، به امید نجات مردم ترینیتی، حرکت کنند.
چوی چیس قبل از اینکه در دهه ۱۹۸۰ ستاره سینما شود، با اجرای برنامه SNL به شهرت رسید. او که به خاطر کمدی فیزیکی و اجرای بیاحساسش شناخته میشد، بعدها به دلیل گزارشهایی مبنی بر رفتار نامناسبش، مسیر شغلیاش رو به افول گذاشت.
لوئیز عاشق آدام بود. آدام هم عاشق لوئیز بود. قبلاً هم اوضاع همین بود. اما یک بچه ناپدید شده است. بچهی آنها. پلیس گفت که این یک حادثهی غرق شدن بوده است. اما حقیقت این است که جسد پسر کوچک آنها هرگز پیدا نشد.
آیا نامزدی که هیچ تجربه سیاسی و کاریزمایی ندارد، در صورتی که توسط نخست وزیر کویزومی، غول سیاسی، و حزب لیبرال دموکرات او حمایت شود، میتواند در انتخابات پیروز شود؟ این مستند سینما-وریته، مبارزات انتخاباتی داغ در کاوازاکی ژاپن را از نزدیک دنبال میکند و ماهیت واقعی «دموکراسی» را آشکار میسازد.
جوزف فولتون، کارگردان مشهور، میخواهد در یک گورستان کار کند. در همین حال، او آخرین وصیتنامهاش را تنظیم میکند. دوست دخترش فکر میکند که او در حال مرگ است. شایعه پخش میشود و به زودی همه کسانی که او میشناسد برای آخرین وداع جمع میشوند.
این داستان درباره رابطه پرتنش مادر جوانی به نام مورگان گرانت و دختر نوجوانش کلارا است. مرگ غمانگیز همسر مورگان (کریس)، این تنش را تشدید کرده و آنها را ناچار میسازد تا با هم با سختیهای زندگی روبرو شوند.
سال ۱۹۹۰ بود: سگا، شرکت نوپای بازیسازی، تیمی را برای مقابله با نینتندو، بزرگترین شرکت بازیهای ویدیویی جهان، گرد هم آورد. یک درگیری سرنوشتساز، برادر را در مقابل برادر، سونیک را در مقابل ماریو و سرمایهداری آمریکایی را در مقابل سنت ژاپنی قرار میداد.
زنی در سفری انفرادی در مناطق برفی شمال مینه سوتا، بهطور اتفاقی با صحنه آدمربایی یک دختر نوجوان روبرو میشود. او درمییابد که کیلومترها از نزدیکترین شهر و دور از دسترس آنتن موبایل، تنها امید این دختر نوجوان برای نجات است.
در روستایی در ایرلند، ورود ناخواسته و بدون پایان نوه سیاران به خانه سنتی دایهاش ایملدا، پیوندی غیرمنتظره را برای اتحاد نسلها و ارتباط دوستان گمشده شکل میدهد.
جسیکا به یک اتاق زیر شیروانی در طبقه هشتم یک آپارتمان در لسآنجلس به نام «دانته» نقل مکان میکند. در ابتدا، مستاجران دیگر همگی دوستانه به نظر میرسند، اما وقتی او شاهد مرگهای وحشتناکی میشود، باید با همسایهاش ایوان همکاری کند تا معما را حل کند و ارتباط خودش را با آن مکان کشف کند.
پنج نفر از خدمه یک تانک تایگر آلمانی به یک ماموریت مخفی در پشت خط مقدم نبرد فرستاده میشوند. آنها که توسط متآمفتامین ارتش آلمان تغذیه میشوند، ماموریتشان به طور فزایندهای به سفری به قلب تاریکی تبدیل میشود.
یک سرمایهدار قدرتمند رسانهای توسط یک هکر ناشناس مورد هدف قرار میگیرد و این باعث ایجاد یک بازی ذهنی خطرناک میشود که امپراتوری، شهرت و عزیزان او را تهدید میکند.
میشای ۲۹ ساله که به دلیل نداشتن جاهطلبی از سوی دوستان و خانواده طرد شده، در یک ورزشکار ۱۸ ساله باهوش که او را با یکی از همکلاسیهایش اشتباه میگیرد، با پذیرش خطرناکی مواجه میشود.
کلارا پس از ۷۶ روز قرنطینه خانگی به دلیل بحران سلامت روان، هیچ کاری جز گوش دادن به برنامه رادیویی مورد علاقهاش انجام نمیدهد. او با خود فکر میکند که آیا ممکن است عاشق کسی شود که صدایش را از رادیو شنیده اما هرگز او را ندیده است؟