بر اثر یک اتفاق، در شب کریسمس، مسافرانی کاملاً متفاوت با مشکلات و رویاهای خودشان، خود را در یک قطار مییابند. حالا، آنها باید شام شب کریسمس را درست در واگن غذاخوری ترتیب دهند.
گروهی از سارقان حیوان که در حال یک کلاهبرداری معمولی بودند، ناخواسته وارد ماجرای سرقت قطار میشوند. در پی این اتفاق، فالکون (راکون دزد خردهپا) و رکس (سگ پلیس وظیفهشناس) باید تلاش کنند تا حیواناتی را که در این قطار پرسرعت گرفتار شدهاند، نجات دهند.
گروهی از دوستان برای یک مهمانی شام بدون استفاده از فناوری و با طعم حشیش دور هم جمع میشوند، اما ناگهان متوجه میشوند که بمبی درست به سمت آنها در حرکت است.
سه زن با تعمیق درک ما از همافزایی بین طبیعت و بشریت از طریق سفری دریایی به دنبال پلاستیک در اقیانوس اطلس شمالی با مارا نوکا، یک کاتاماران چوبی ۵۰ ساله، شعلههای کنجکاوی و ماجراجویی را شعلهور میکنند.
داستان فیلم درباره یک زوج برادر و خواهر است که با گروه کوچکی به سفر با قایق سفید میروند. یکی از دوستان آنها از دوران کودکی، خطرناکتر از آنچیزی است که به نظر میرسد ...
دنیایی خیالی در اوایل قرن پانزدهم، زمانی که جنگی فرسایشی در جریان است. پانجی، جنگجوی که با وجود انتقام مرگ همسرش، به آرامش نرسیده است. او سعی میکند به زندگی خود پایان دهد، اما جادوی سیاهش مانع او میشود.
وقتی یک شیرینیپز دچار رکود میشود و دیگر نمیتواند به طور مداوم پای گیلاس مخصوص فروشگاه را درست کند، شروع به تمرین در ساعات غیرکاری میکند. با این حال، هیچ چیز جواب نمیدهد. یک شب، صاحب باغ گیلاس که قبلاً تأمینکننده مغازه بود، با او در فروشگاه تماس میگیرد. تأمینکننده چیزی دارد که میخواهد آن را پس بدهد.
نوجوانی پس از اینکه یک موجود فرازمینی هولناک در نزدیکی محل زندگیاش در بیابان سقوط میکند، با او طرح دوستی میریزد. این نوجوان در حالی که از دوست خطرناک تازهاش محافظت میکند، میکوشد با مادر غمگین و دوستپسر پرخاشگر مادرش کنار بیاید.
یک عشق پرشور بین یک متخصص آثار هنری و یک راننده مرموز شکوفا میشود. عشق آنها زمانی آزمایش میشود که اسرار فاش میشود و ماموریتهای خطرناکی در پیش است که منجر به مبارزهای نفسگیر بین فداکاری و سرنوشت میشود.
سه نجار که در یک کارخانهی جنزده در کالیچوداش گیر افتادهاند، باید خلخالهای یک دختر جنزده را بسوزانند، اما در نهایت مشخص میشود که کل این داستان ترسناک در یک برداشت و با هرج و مرج خندهدار پشت صحنه فیلمبرداری شده است.
در تپههای مهآلود کاتوکونو، زنی مسن و سرپرستش با خاطرات گذشته روبرو میشوند، در حالی که یک پرورشدهنده سگ تحت تعقیب به نام کوریاچان از دستگیری فرار میکند. با رسیدن جستجوگران، اسرار مدفون آشکار میشوند.
آوریل ۱۸۶۲، در قلمرو آریزونا. در طول ماههای آغازین جنگ داخلی، دو سرباز دشمن باید برای زنده ماندن از گیر افتادن در صحرای سونوران با یکدیگر همکاری کنند.
جیمی لنگ، فیلمساز بیکار، پس از مواجهه با اخبار بد، دچار بحران شده و به میگساری پناه میبرد. او ادعا میکند که توسط فضاییها ربوده شده و اکنون با نگرانی از بازگشت آنها، از دوست خود استیگز کمک میخواهد تا برای یک جنگ احتمالی آماده شود.
مرگ آناستازیو هرناندز-روخاس، یک مهاجر مکزیکی بدون مدرک که در سال ۲۰۱۰ در حین بازداشت در مرز درگذشت، را مورد بررسی مجدد قرار میدهد. وقتی ویدیوی شاهدان عینی منتشر میشود، تحقیقات گستردهای از یک ایست بازرسی مرزی تا واشنگتن دی سی آغاز میشود.