در شهر آمریکایی اسنوفیلد، جنگ جام مقدس جدیدی در شرف وقوع است. چنین رویاروییهای بیرحمانهای، متخصصان جادوگری معروف به مغها را در مقابل یکدیگر قرار میدهد که با احضار خدمتکاران - ارواح قهرمانان گذشته - به مقام استادی میرسند.
فیلم «جنگ خفاش» داستان سرهنگ فائو را دنبال میکند که وظیفه دارد موسیقی سنتی تایلندی غیرمجاز را در مدارس موسیقی تعطیل کند. با این حال، او کینهای شخصی از خائو، رئیس یکی از این مدارس، در دل دارد که ریشه در کینه دوران کودکی او دارد.
دو زوج متاهل همسایه، خانواده لبدف و بوبلیک، مجبور میشوند برای گذراندن تعطیلات به یکی از شهرهای شمالی - نژنوگور - بروند، جایی که برخی از آنها قصد طلاق دارند و برخی دیگر. اما در طول مسیر ماجراجوییها و اکتشافات دیوانهواری در انتظار آنهاست.
پس از سالها دوستی صمیمی، تام و لوسی نوجوان بالاخره تسلیم میشوند تا شبی را با هم بگذرانند. همزمان با شکوفا شدن عشق جدیدشان، و دیر رسیدن «زمان مناسب» لوسی، این دو مجبور میشوند رو در رو با موسیقی بزرگسالی روبرو شوند.
این اقتباس صحنهای از فیلم سال ۲۰۰۵ جرج کلونی، داستان ایستادگی روزنامهنگار ادوارد آر. مورو در برابر مبارزات ضدکمونیستی سناتور جوزف مککارتی در اوایل دهه ۱۹۵۰ را دنبال میکند. این نمایش به صورت زنده از یکی مانده به آخرین اجرای خود در تئاتر وینتر گاردن شهر نیویورک پخش شد.
گروهی از همکلاسیهای سابق، خانهای روستایی اجاره میکنند تا مثل روزهای خوب قدیم استراحت کنند. این کلبه مدرن همه چیز را برای یک تعطیلات راحت و مفرح دارد، از جمله بلندگوی هوشمند "آلیونا". "آلیونا" میداند چگونه مهمانانش را سرگرم کند، او "مهارتهای" زیادی دارد.
یک نوازنده ویولنسل جوان و بااستعداد از یک خانواده اشرافی سقوط کرده، وقتی پدر قدرتمند بهترین دوستش راه حلی برای وضعیت ناامیدکننده خانوادهاش ارائه میدهد، باید دست به انتخابی غیرممکن بزند.
داستان درباره جوانی است که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، مجبور میشود به سازمانی مرموز بپیوندد. در این مسیر، نه تنها با موجودات ناشناخته روبرو میشود، بلکه به دنبال کشف رازهای گذشته خود نیز میگردد.
وقتی پدرش فوت میکند، الیسر مسئولیت خواهر ناتنیاش را به عهده میگیرد. تصمیم به عدم پذیرش مسئولیت، او را مجبور به انجام ماموریتی میکند تا دختر را به پایتخت ببرد تا مادرش را که در کودکی او را رها کرده بود، پیدا کند.
گروهی از اراذل و اوباش بیرحم، نامیِ آرام و گرفتار در ماجرایی بزرگتر را مجبور به قتل خواهر نامزدش میکنند، که این امر ازدواج در شرف وقوع او را قطعاً خراب میکند و دختر بیچاره را به وحشیانهترین زندان زنان که تا به حال دیده شده، میاندازد.
یک پلیس سابق ناامید، چهار جوان را به عنوان آدمکش آموزش میدهد تا گروهی از آدمبدها را که قانون نمیتواند (یا نمیخواهد) تحت پیگرد قانونی قرار دهد، از بین ببرند.
دانشمندان ابرسربازهای دوزیست میسازند و یک بمب هستهای منفجر میکنند. در بحبوحهی بارش رادیواکتیو، هیولایی از راه میرسد و ژاپن را بیدفاع میگذارد. تنها امید بشر، یک اجنهی آبیِ پرتوزا است که مرگ را در سر میپروراند.
ژو یانژی (چارلین چوی)، با لباس مبدل مردانه، به دنبال یادگیری هنرهای رزمی نزد یک قبیلهی ممتاز است. وقتی او تمرینات فشردهی خود را آغاز میکند، با مربی و مافوق خود، لیانگ (چون وو)، دچار اختلاف میشود.
به بررسی فداکاری کلود لانزمن برای فیلمش «شوآ» میپردازد. این فیلم با استفاده از سخنان خود لانزمن و فیلمهای دیده نشده، بینشهای جدیدی در مورد کار پیشگامانه او ارائه میدهد.
بنجامین آیرس میزبان این جشن از تمام آنچه هالمارک و کریسمس است، در رویداد سالانه تجربه کریسمس هالمارک است که در دفتر مرکزی هالمارک در مرکز کراون در کانزاس سیتی، میسوری برگزار میشود. او به همراه دیگر ستارههای هالمارک با شرکتکنندگان، طرفداران هالمارک و شرکتکنندگان در فعالیتهایی که توسط هالمارک برای این تجربه سازماندهی شده است، تعامل میکند.
شش داستان ترسناک را روایت میکند که شما را تا مغز استخوان وحشتزده خواهد کرد، از جمله یک مادر داغدار، یک بولینگباز شرور، موجودات نامرئی آخرالزمانی و موارد دیگر.
میلر در مورد توانایی دخترش در طلاسازی دروغ میگوید. بچه شیطان به او کمک میکند تا کینگ را تحت تأثیر قرار دهد. او به بچه شیطان قول میدهد که به کمکهایش به فرزندش در آینده ادامه دهد. وقتی موعد پرداخت فرا میرسد، بچه شیطان با شیطان معامله میکند.
امبر دختر نوجوانی است که احساس میکند در جایی که هست نیست و رویای نقل مکان به "شهر بادخیز" - شیکاگو - را در سر میپروراند. او از هر فرصتی برای فرار استفاده میکند. او همه دوستانش را متقاعد میکند که به یک سفر جادهای بروند و آپارتمانی را که توسط یکی از آشنایانش به خاطر او از بازار خارج شده است، بررسی کنند.