نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
ذهن سارا که در خانهی طوفانزدهاش گیر افتاده، با زمزمهها، تماسهای خیالی و ردپاهای گلی، متلاشی میشود و او را مجبور میکند با نسخهی غرق در آب و خاموش خودش روبرو شود - تجسم زندهی گناهی که دیگر نمیتواند از آن فرار کند. در «زمزمههایی در تاریکی»، شیئی که او دفن میکند، نمایانگر منبع غم و اندوه اوست، رازی که عمداً ناگفته گذاشته شده است.
یک نامزدی غافلگیرکننده، چهار خواهر و برادر ناتنی را که قرار است به زودی با هم ازدواج کنند، به یک سفر جادهای ۱۴۰۰ مایلی سوق میدهد تا اختلافات خود را کنار بگذارند و یک خانوادهی متحد تشکیل دهند.
یک روزنامهنگار مصمم در جورجیا، شبکهای تاریک از آدمرباییهای بیمارستانی از دهه ۱۹۹۰ را کشف میکند که در آن نوزادان به صورت بینالمللی قاچاق میشدند. تحقیقات او به خانوادههایی که توسط این نقشه شوم از هم پاشیده بودند، کمک میکند تا دوباره به هم نزدیک شوند.
سالها پیش، شهر کوچک سیلور گروو شاهد قتل عامی بیسابقه بود و افسانه آقای بازکیل متولد شد. امروز، گروهی از دوستان قرار است با این قهرمان بیرحم و بیرحم مهمانی ملاقات کنند.
الکس از هنر مدرن بیزار است، اما وقتی عاشق یک هنرمند دوستداشتنی فرانسوی میشود، میفهمد که تنها راه تسخیر قلب او این است که وانمود کند یک هنرمند است. حالا او باید در یک مسابقه هنر مدرن برنده شود تا قلب او را به دست آورد.
این فیلم که در مزارع قهوه آمریکای لاتین اتفاق میافتد، از نگاه جوزفینا مورنو، دختر ۱۸ سالهای که قهوه میچیند و حس بویایی نادر و شگفتانگیزی دارد، روایت میشود.
در روستایی در آذربایجان، مادری از پسر بالغش که هشت سال پیش خانه را ترک کرده بود، استقبال میکند. در ریتم آرام زندگی روستایی، سکوتهای تأملبرانگیز، مکالمات شخصی و فلسفی آنها را قطع میکند.
برونائوپارک، زوریخ: ۵ مجتمع مسکونی، ۴۰۵ آپارتمان. یک بانک در حال برنامهریزی برای ساخت ساختمانهای جدید است و نیمی از آپارتمانها را لغو کرده است. در حالی که بسیاری آنجا را ترک میکنند، برخی دیگر مقاومت میکنند. این فیلم عدم اطمینان آنها و دگرگونی این فضای زندگی را به تصویر میکشد.
پدری به دنبال دخترش لیزا، عکاس ورزشی که هنگام عکاسی از زمینهای فوتبال روستایی در سراسر جورجیا ناپدید شده است، میگردد و بهترین دوست مرموزش نیز به او میپیوندد.
در حالی که یک شهر کوچک در شرق تگزاس در حال فروپاشی است، قتلها به شواهدی از یک هیولای افسانهای اشاره دارند. یک کهنه سرباز که کلانتر شده و تیمش باید در شبکهای از فریب که توسط پول، قدرت و طمع بافته شده است، به امید نجات مردم ترینیتی، حرکت کنند.
چوی چیس قبل از اینکه در دهه ۱۹۸۰ ستاره سینما شود، با اجرای برنامه SNL به شهرت رسید. او که به خاطر کمدی فیزیکی و اجرای بیاحساسش شناخته میشد، بعدها به دلیل گزارشهایی مبنی بر رفتار نامناسبش، مسیر شغلیاش رو به افول گذاشت.
لوئیز عاشق آدام بود. آدام هم عاشق لوئیز بود. قبلاً هم اوضاع همین بود. اما یک بچه ناپدید شده است. بچهی آنها. پلیس گفت که این یک حادثهی غرق شدن بوده است. اما حقیقت این است که جسد پسر کوچک آنها هرگز پیدا نشد.