هفت سال پیش، مادرش در کوه سارانگان ناپدید شد و حالا درو مصمم است به آن کوه مرموز سفر کند. آیا درو چیزی را که به دنبالش است پیدا خواهد کرد یا او نیز در کوه ناپدید خواهد شد؟
پس از اینکه برادرش خانه را ترک کرد، تاری به تنهایی برای نجات مادرش از دست پدر بدرفتارش تلاش کرد. تاری که از کودکی آسیب روحی دیده بود، تصمیم گرفت به همراه باسکارا به یک گروه حمایتی بپیوندد. آنها با گشودن قلبهایشان به دنبال رستگاری هستند.