«دون»، پسربچهای چاق و قربانی آزار و قلدری، با روحی به نام «مری» آشنا میشود. مری برای پیوستن به ارواح خانواده آشفتهاش به کمک دون نیاز دارد. این دیدار سرآغاز سفر آنهاست.
سیتا، خواننده اصلی یک گروه موسیقی مشهور، ناپدید میشود. اعضای گروه به دنبال او میروند و متوجه میشوند که سیتا در سارانجانا، یک شهر فراطبیعی، گرفتار شده است. برای بازگرداندن او، آنها باید از طریق یک ماجراجویی پر از اتفاقات عرفانی، یک دروازه به این شهر پیدا کنند.
رانی دختر بزرگ خانواده، که از چنگال شیطان نجات پیدا کرده بود، به همراه برادر کوچکترش تونی و عمویش بودی به شهر جاکارتا می رود تا زندگی جدیدی را شروع کند. اما آنها متوجه می شوند که شیطان هنوز دنبال آنهاست و قصد دارد رانی را به عنوان قربانی خود برای یک مراسم شوم استفاده کند...
زندگی سه خواهر و برادر در خانوادههایی به ظاهر شاد، با تغییر سرنوشت یکی از آنها دگرگون میشود. طغیان این فرزند، رازها و دردهای پنهان در خانواده را آشکار میکند.