ده سال پس از وقوع حادثهای غمانگیز در اجرای نمایشنامهٔ "آواز کریسمس"، جمعی از دوستان سابق دانشگاه در یک کلبهی زمستانی گرد هم آمدند. اما این گردهمایی به کامشان خوش نیامد؛ چرا که سایهی مرگ بر سرشان سنگینی میکرد. قاتلی مرموز که لباس اَبَنِزِر اسکروج، شخصیت خبیث داستان، را بر تن داشت، آنها را یکی پس از دیگری به کام مرگ کشاند.
در سفری تفریحی به پارک ملی یوسِمیتی، دو خواهر به نام کاترینا و جنیفر با مردی خوشتیپ به نام ریک آشنا میشوند. کاترینا که شیفته ریک شده، او را همسر ایدهآل خود میداند. اما زمانی که کاترینا در دل طبیعت وحشی یوسِمیتی ناپدید میشود، جنیفر به آدمربایی مشکوک شده و برای نجات خواهرش به دل خطر میزند.
کیت در جستجوی عشق در دنیای مجازی، با واکر، دلال ثروتمند آثار هنری، آشنا میشود و به او دل میبندد، اما به راز تاریکی که در زندگی او وجود دارد، پی میبرد.
یک خبرنگار جوان با کشف یک هدیه مخفی و تحویل داده نشده، امیدوار است که بتواند یک داستان کریسمس مهم پیدا کند که میتواند به او کمک کند تا حرفهاش را نجات دهد...