پس از یک رویارویی ناگهانی با پدرش که از او جدا شده است، یک نویسنده مشتاق رازی را میفهمد که او را مجبور میکند تا میان خانواده، عشق و موفقیت تعادل برقرار کند، در حالی که در تلاش است تا شکاف بین زندگی هیجانانگیز شهری که میخواهد و واقعیت حومه شهر خود را مدیریت کند.
با آغاز ناپدید شدن دختران برجسته و رقابتکننده برای عنوان ملکهی رقص در دبیرستان «شیدساید»، دختری جسور و تازهوارد درمییابد که شبی پر از هول و وحشت در جشن رقص پیش رو دارد.
تینا، یک زن کارآفرین و خلاق، مسئولیت برگزاری جشن کریسمس را بر عهده دارد. اما یک مانع بزرگ بر سر راه او قرار میگیرد: مالک یک ساختمان که جشن قرار است در آنجا برگزار شود، به دلیل طمع و خسیس بودن، تمایلی به همکاری ندارد و برگزاری جشن را به خطر میاندازد.
یک کارآفرین و مخترع متعهد که به دنبال موفقیت در زمینه ساخت اسباببازیها و خوراکیهای نوآورانه برای سگها است، با حمایت یک مشتری خوشتیپ به هدف خود میرسد.
لونا، رقصندهی سابق، برای مدیریت کسبوکار ساختمانی خانوادگی، آرزوی رقص خود را رها کرده است. او که فرصتی برای تبدیل سالن ورزشی به استودیوی رقص هوایی پیدا میکند، بهصورت مخفیانه در حال تمرین با پارچههای هوایی دیده میشود. بنیت، هوادار حرفهای که به شهرشان بازگشته، لونا را در حال تمرین کشف میکند...
میا میجر در انتظار پیروزی مادربزرگش در مسابقه پخت شیرینی است، اما با بازگشت دوست پسر سابقش و مشکلاتی که برای آسیاب خانوادگی ایجاد میشود، برنامههایش بر هم میریزد.
فیلم کلی را دنبال می کند، او باید در کنار دشمنش "بروکس"، بهترین دوست دبیرستانی برادرش که اکنون صاحب نیمی از مغازه شیرینی فروشی خانوادگی کلی است، کار کند...
امیلی در تلاشی ناامید کننده برای بهبود زندگی خود و اینکه این کریسمس کاملاً بد نباشد، نامه ای به بابانوئل می نویسد. خوشبختانه، و متأسفانه، آرزوهای غرق شراب او شروع به تحقق می کنند...
داستان درباره یک دزد به نام تدی در شهر نیویورک است که با "مردی از تورنتو" اشتباه گرفته می شود، زمانی که هر دو در یک اقامتگاه قرار می گیرند. دردسر ها شروع می شوند ...
داستان یک پدر و پسر است که سفر خود را به کانزاس شروع میکنند تا عکس های خود را پیش از آنکه درهای آنجا برای همیشه بسته شود در آخرین آزمایشگاه Kodachrome به نمایش گذاشته....
یک دختر جوان در خانواده ای فقیر به سنی می رسد که کم کم متوجه آرزوهایی که دارد می شود ، مادرش هنرمند و پدرش یک معتاد الکلی است که امید کودکان را با فقر و مشکلات مختلف از بین می برد و دختر جوان مجبور می شود که …
پس از یک آسیب مغزی که هشت سال آخر زندگی دکتر امی لارسن را پاک میکند، او باید در دنیایی ناآشنا بپیماید که در آن هیچ خاطرهای از بیمارانی که تحت درمان قرار داده است یا فاجعهای که باعث شده او همه را دور کند، ندارد.
در سال 1890 (ویلیام مرداک) از تکنیک های رادیکال پزشکی قانونی از جمله شواهد انگشت نگاری و ردیابی، برای حل برخی از وحشتناک ترین قتل های شهر استفاده میکرد...
یک جراح جوان که دارای اوتیسم و سندرم ساوانت است به بخش کودکان یک بیمارستان معتبر منتقل میشود. ،سوال اصلی اینجاست که آیا کسی که نمی تواند با مردم حرف بزند آیا میتواند جان آنها را نجات بدهد؟
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
چهار زن با عشق، مشاغل و خانواده شان درگیر هستند. آنها از دوستانشان حمایت می کنند و سعی می کنند یکدیگر را قضاوت نکنند زیرا که ممکن است به خاطر یک بحران هویت، یک فرصت شغلی بزرگ، افسردگی پس از زایمان و یا یک بارداری ناخواسته باشد. آنها با خوب و بد این موضوعات درگیر هستند ...
پزشکان و پرستاران در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان نیواورلئان با درمان بیماران در طول طوفان کاترینا که این مرکز به مدت 5 روز بدون برق است، مبارزه می کنند.
داستان سریال در مورد بازیکن سابق هاکی به نام "مت شید" می باشد. زمانی که او می خواهد زندگی خود را تغییر دهد با کاراگاه خصوصی "انگی اورت" آشنا می شود کسی که ...
مرکزیت سریال بر روی دختر جوانی به نام کریستین بنا شده است. کریستین دانشجوی سال دوم وکالت، به عنوان کارآموز در یک شرکت معتبر مشغول به کار است. کریستن تمام تلاش و تمرکزش را بکار گرفته تا بتواند لیاقت و شایستگی خود را اثبات کند تا به جایگاهی قابل قبول در شرکت دست یابد، اما
ریشه اصلی داستان این سریال درباره ی نزاع و جنگ بین خدایان قدیم و خدایان جدید است. خدایانی که قدرتشان نشئت گرفته از اعتقادات مردم میباشد. هر خدایی که تعداد معبودهای بیشتری داشته باشد، قدرتش بیشتر خواهد بود. ماجرای سریال در عصر مدرن روایت میشود. زمانی که پرستش خدایان در حاشیه قرار دارد و عشق به تکنولوژی و مادیات جای آنها را گرفته اند. "شادو/سایه" یک محکوم سابق است که به تازگی از زندان آزاد شده. او با مردی مرموز به نام "ونزدی/چهارشنبه" آشنا میشود، کسی که چیزهای زیادی دربارهی زندگی و گذشته "شادو" میداند. در حقیقت "ونزدی" یک خدای قدیمی قدرتمند می باشد که درصدد است برای انجام ماموریت خود ارتشی بسازد و شکوه گذشتهی خود را دوباره زنده کند...