"داستی" دختری هفده ساله تصمیم میگیرد تا به همرا پدربزرگش زندگی کند چرا که والدینش درگیره جنگ هستند ، در این میان او با پسری به نامِ"سوانا" آشنا می شود و ...
در آستانه هالووین، یک شوخی ناخواسته باعث به کما رفتن بث میشود. دوستان او، مگان، نمیدانند که دوست جدیدشان، کایل، سعی دارد خود را از نفرینی مرگبار در شب قبل از هالووین نجات دهد.
هنگامی که فقدان همبستگی به سراسر جهان نفوذ میکند و هستیِ نِیلپُل، سرزمین بابا نوئل، را به خطر میاندازد، پسری کوچک به نام کوین فراخوانده میشود تا نجات دهد..
وقتی پدر و مادری که در مورد تربیت فرزندانشان به شدت وسواس دارند مجبور به انجام یک سفر کاری می شوند، آرتی و دیان قبول می کنند که از سه نوه شان مراقبت کنند. مشکل از آنجایی آغاز می شود که این سه کودک قرن بیست و یکمی نمی توانند با روشهای قدیمی تربیتی آرتی و دیان کنار بیایند...
سه پسربچه در یک مسابقه شرکت می کنند. در طی مسابقه برای سام اتفاقی رخ می دهد که باعث آشنایی او با خواهر و برادری به نام های نوروا و جرج می شود. جرج می تـوانـد صدای زمین را بشنود و از ایـن طریـق متوجه می شوند که خطری بزرگ کره زمین را تهدید می کند و …
”از تنهایی نترس” بازسازی فیلمی تلویزیونی با همین نام در سال 1973 است. فیلمی در مورد خانه ای جن زده که موفقیتش را مدیون کارگردانی هوشمندانه Troy Nixey است که توانسته با استفاده از عناصری مناسب، فضایی رعب آور را در مقابل چشمان تماشاگر قرار دهد. عناصر وحشتی آوری که گویی خود را به آرامی از پرده جدا کرده و بر دیوارهای سالن سینما شروع به خزیدن میکنند. “از تنهایی نترس” نیازی به صحنه های غافلگیرکننده ای که مخاطب را از جای بپراند ندارد. بلکه روند داستان چنان وی را در صندلی خود فرو میبرد که تا مدتی بعد از تماشای فیلم نیز ترس را در دورنش احساس میکند. با این وجود، فیلم ضعفهایی نیز دارد که باعث میشود نتوان آن را در رده کارهای شاخص ژانر قرار داد...
داستان فیلم درباره مردی است که با حلقه عروسی خود می تواند دختران جذاب را به طرف خود جذب کند. در این میان میان او و یکی از همان دختران ماجراهایی اتفاق می افتد که باعث تغییر جهت زندگیش می شود و …
“مونا گری” پس از این که پدرش بیمار می شود ، برای فراموش کردن مشکلاتش رو به ریاضیات می آورد. از طرفی ، چندین سال بعد او که به معلمی توانمند تبدیل شده است ، به دانش آموزانش هم کمک کند تا از پس بحران های زندگیشان بر بیایند. اما…
داستان سریال در مورد زنی با نام "کیسی نایتینگل" و دخترش "گریس" میباشد, داستان از جایی شروع میشود که این مادر و دختر با قدرت جادویی که دارند توجه همسایگان جدید خود از جمله "دکتر سم" و پسرش میشوند و...
بیست سال پیش، مجموعه ای از حوادث غم انگیز تقریباً میلوود را از هم پاشید. اکنون، در روزگار کنونی، مجموعهای کاملاً جدید از دروغگویان کوچک خود را در عذاب یک مهاجم ناشناس میبینند.
ماجرا در مورد خانواده ای است که در نیویورک رستورانی دارند و در آنجا مشغول به کارند ولی تفاوت آنها با دیگران این است که میتوانند کارهای جادویی عجیبی انجام دهند که خیلی در کارها به آنها کمک میکند ولی با این حال پدر خانواده که به آنها این فنون جادویی را آموزش می دهد از آنها میخواهد تا تمامی کارهای خود را با جادو انجام ندهند و کسی متوجه جادوگر بودن آنها نشود...