بانو "چو-ی" فریبنده و وسوسه انگیز از خدمتکار پسرعموی کوچکترش، "جون"، میخواهد تا بانو "سوک" معصوم و بیگناه را که قرار است همسر دیگر شوهرش باشد، هتک حرمت کند. اما به زودی توجه پسر جوان به بانو "سوک" دلربا و گوشه گیر که بنابر اعتقادات مذهب کاتولیک زندگی میکند، جلب می شود و ...
یون گائهسومون (Yeon Gae Somun) ژنرالی بود که تو سال 642 پادشاه یکی مونده به آخر گوگوریو، یعنی یونگنیو (Yeongnyu)، رو کشت. اون موقع اوضاع خیلی ناپایدار بود، هم به خاطر فشارهای شیلا (Shilla) و هم به خاطر اوضاع درهم و برهم سیاسی تو گوگوریو. بعد از اینکه یون با یه کودتا برادرزاده یونگنیو، یعنی بوجانگ (Bojang)، رو به عنوان پادشاه دستنشانده گذاشت، سعی کرد دو تا پسرای خودش رو که دنبال قدرت بودن آروم کنه، ولی زیاد موفق نشد. اون حتی شروع کرد به سرکوب بودیسم (دین رسمی پادشاهی) و به جاش از تائوئیسم حمایت کرد.