سریال فانتزی «ویچر» (The Witcher) داستان یه شکارچی هیولا رو روایت میکنه، جنگجوی گرالت از ریویا. گرالت از بچگی آموزش دیده که با هیولاها بجنگه، و وقتی بزرگ میشه، بعد از یه جهش ژنتیکی و تبدیل شدن به «ویچر»، دنبال سرنوشتش میره و با آدمهای بدجنس، اژدها و کلی موجود افسانهای تاریک که روی ساکنای انسانی و غیرانسانی دنیا وحشت میندازن، میجنگه. این سریال بر اساس مجموعه کتابهای فانتزی موفق «The Witcher» از نویسنده لهستانی آندژی ساپکوفسکی (Andrzej Sapkowski) ساخته شده.
سریالی پیرامون کاراکتری به اسم Raymond Reddington که در سریال لقبش ”Red” هست خواهد بود . Red که یکی از مشهور ترین تبهکاران تحت تعقیب است ناگهان تصمیم میگیره خودش رو تسلیم پلیس کنه و کمک کنه هر کسی رو که باهاش تاحالا کار میکرده رو معرفی کنه ولی تنها شرطش اینه که با مامور FBI تازه وارد Liz Keen همکاری میکنه...
این مجموعه برداشت آزادی از سری رمانهای اسرار خونآشام جنوب است که توسط شارلین هریس نوشته شده است و به شرح جزییات همزیستی خونآشامها و انسانها در بن تمپز، شهر خیالی در ایالت لویزیانا، میپردازد. شخصیت اصلی داستان سوکی استکهاوس (آنا پکوین) نام دارد، پیشخدمتی با قدرت تلهپاتی که دلباخته خونآشامی به نام بیل کامپتون (استفان مویر) میشود...
یک تصمیم سرنوشت ساز که در دهه 1960 چین گرفته شد، در زمان حال بازتاب می یابد، جایی که گروهی از دانشمندان با یک کارآگاه برای مقابله با یک تهدید سیاره ای وجودی شریک می شوند.
دكتركال لايتمن مي تواند با آناليز صورت ، بدن ، صدا و حرف زدن افراد به حقيقتپي ببرد .وقتي يك فرد شانه هاي خود را بالا مي اندازد ، دست هاي خود را ميچرخاند يا لب پاييني خود را به سمت بالا حركت مي دهد ، لايتمن متوجه دروغگفتن وي مي شود . با آناليز حالات صورت ، او احساسات انسان ها از خشمپنهان تا كشش جنسي ناشي از حسادت را در افراد در مي يابد . اما همانطور كهخود لايتمن مي داند ، اين توانايي علمي او در زندگي شخصي او هم يك بركتمحسوب مي شود و هم يك نفرين ، آنجا كه خانواده و دوستان او به مانندمجرمين و غريبه ها همديگر را فريب مي دهند . لايتمن رييس يك تيم جهاني ازمتخصصين تشخيص دروغ است كه با مطالعه حالات مختلف صورت و حركات غيراراديبدن نه تنها درپي كشف دروغ اند بلكه درپي يافتن چرايي دروغ گفتن افرادهستند...