اِل که آرزوی خواننده و ترانهسرا شدن را در سر میپروراند، با مرگ ناگهانی والدینش تمام رؤیاهایش نقش بر آب میشود. او به خانهی عموی ناتنی خود نقلمکان میکند؛ مردی که صاحب یک شرکت موسیقی مستقل کوچک است. بزرگترین گروه این شرکت، سنسیشن، در عین حال بزرگترین دردسر اِل نیز محسوب میشود. در این شرکت، محیط موسیقی پاپ که کاملاً با سبک کانتری مورد علاقهٔ اِل تفاوت دارد، حس فقدان او را تشدید میکند.
ماجرا در مورد خانواده ای است که در نیویورک رستورانی دارند و در آنجا مشغول به کارند ولی تفاوت آنها با دیگران این است که میتوانند کارهای جادویی عجیبی انجام دهند که خیلی در کارها به آنها کمک میکند ولی با این حال پدر خانواده که به آنها این فنون جادویی را آموزش می دهد از آنها میخواهد تا تمامی کارهای خود را با جادو انجام ندهند و کسی متوجه جادوگر بودن آنها نشود...