النا و ارنستو زوجی هستند که با مرگ تنها فرزندشان از هم جدا می شوند. سه سال بعد هر دو به نوعی توانستند زندگی جدیدی را شروع کنند. تا زمانی که سرنوشت آنها را مجبور به برقراری ارتباط و درک مجدد می کند ، آنها واقعاً از دوست داشتن یکدیگر دست برنداشته اند...
لوکاس، یک نوجوان 14 ساله است که وارد زندگی خلافکارانه در واشنگتن شده است، او مصمم هست که اجازه ندهد برادر کوچک ده ساله اش همین مسیر را برای زندگی اش طی کند. وقتی یک کهنه سرباز جنگ افغانستان به محله ی آن ها می آید، این فرصت برای لوکاس پیش می آید...