صنعت موسیقی، صحنه نبردی است که کونگمینگ، استراتژیست باستانی چینی، در آن ناگهان خود را در ژاپن مدرن مییابد. او با به کارگیری راهبردهای نظامی، تلاش میکند دوست جدیدش، آیکو را به ستارهای درخشان در دنیای موسیقی تبدیل کند. این دو با همکاری هم، قصد دارند قلب تپنده تفریحات شبانه، یعنی محله شیبویا را به تسخیر خود درآورند.
هارو شیروگان یک فرد با بنیه ضعیف است که مدام مورد آزار و اذیت قرار می گیرد در حالی که تایگا از آن سوی دریا به امید تبدیل شدن به قوی ترین مرد جهان سفر کرده است. یک شب، آن دو با شون کامیا، قوی ترین بازیکن XB (بیس بال افراطی) و رهبر قبیله میناتو ملاقات می کنند. هنگامی که آنها با یکدیگر ملاقات می کنند، هر یک از قبیله های پراکنده در سراسر نئو توکیو در آستانه تهدید بزرگی قرار می گیرند. به دستور پادشاه نئو توکیو، «هوتنشین»، چیودا تری به رهبری اوجیرو اوتوری مرموزشروع به به دست گرفتن کنترل تمام قبایل کشور کرده است. چنگال شیطانی آنها در آستانه رسیدن به قبیله میناتو است...
جمهوری سن مگنولیا. برای مدت زیادی، این کشور توسط همسایه اش، پادشاهی گیادیان، محاصره شده بوده که پهبادهای بی سرنشینی به اسم لژیون رو ساخته. پس از تحقیقات دردناک، جمهوری بالاخره موفق میشه که پهبادهای خودش رو بسازه که این جنگ یک طرفه رو لااقل بدون تلفات کنه - البته این چیزیه که دولت ادعا میکنه. در واقع، هیچ جنگ بدون خونریزی ای وجود نداره. پشت دیوارهای محکم که از 85 منطقه جمهوری محافظه میکنن، "بی وجودات" منطقه 86 وجود داره.
آنگه یوکی، پسری که تنهاست و نمیتواند وارد جمع شود و خانوادهای ندارد. او شهر خود را ترک میکند و به دنبال هنرمندی میرود که او را تحسین میکند و در همان حین، با نبرد بین اکلیپس و لاس ادن مواجه میشود و نفسش برای اجرای پرشور و هیجانشان بند میآید و ناگهان با درد عجیبی مواجه میشود...
یوری هانجو 16 ساله بعد از دیدن مردی که با تبر، سرش باز شده بود، با ترس و سردرگمی در حالی که داره از قاتل نقابدار فرار میکنه، متوجه میشه توی یه خونه متروکه گیر افتاده که هر کدوم از در ها، به طور عجیبی قفل شده.درحالی که ناامیدانه دنبال راه فرار میگرده، به پشت بوم فرار میکنه ولی دنیایی روبروش قرار میگیره که هیچ نشونهای از زندگی توش وجود نداره و توسط ساختمون های بلند احاطه شده. هنگامی که تو ناامیدی غرق شده بود، متوجه میشه برادرش هم توی این مکان عجیب و غریبه. یوری مصمم میشه تا برادرش رو پیدا کنه و فرار کنه. هر چند، به زودی متوجه میشه که نقابدار های بیشتری...