روبرتو همواره در گفتن حرف نامربوط در زمان نامناسب تبحر دارد. اما هنگامی که او به یک رایانهای دست مییابد که قادر است الگوریتمهای تکتک ما را بخواند و اطلاعات کاملی در مورد همه کس به دست آورد، سرانجام زندگی به او روی خوش نشان میدهد.
دومینیک بردسی، مردی میانسان، داستان رابطه اش با برادر دوقلویش توماس، که به اسکیزوفرنی مبتلاست، را روایت کرده و از تلاش هایش برای آزاد کردن او از تیمارستان می گوید.