پس از ناپدید شدن مرموز همسرش مادالنا، ایلان سفری بیخواب را در تاریکترین مکانهای شهر آغاز میکند و سعی میکند بفهمد چه اتفاقی برای او افتاده است، بدون اینکه در این مسیر سلامت عقل خود را از دست بدهد.
آندره پسر جوانی است که در یک محله صنعتی در برزیل ، نزدیک یک کارخانه قدیمی آلومینیوم زندگی می کند. یک روز او دفترچه ای از یکی از کارگران کارخانه را پیدا می کند.