داستان در زمان جنگ در اروپای غربی روایت میشود. النور «الن» ورتالیا، یکی از ونادیسهای ژکتی، رهبری نبرد را در بروونه بر عهده دارد. ونادیسها که هر کدام سلاحی قدرتمند از اژدها دریافت کردهاند، بر هفت قلمرو حکومت میکنند و قدرتشان وحشت و ترس را در دل دشمنانشان میاندازد. تیگر، تیرانداز جوانی در خدمت کشور بروونه، قدرت ونادیس را پس از شکست در میدان نبرد توسط الن از نزدیک تجربه میکند. الن با دیدن مهارتهای تیگر، جان او را نجات میدهد، اما در عوض، او را به خدمت خود در میآورد.
سایکی کوسوئو از قدرتهای ماورایی متعددی برخورداره، از جمله توانایی ذهنخوانی (تلهپاتی) و دورجنبانی (تلهکینزی). هرچند این تواناییها در نگاه اول ممکنه خیلی جذاب به نظر بیان، اما طبق تجربهی شخصی کوسوئو، اونقدرها هم آش دهنسوزی نیستن و بیشتر دردسرسازن. به همین خاطر، اون تمام تلاشش رو میکنه که علیرغم داشتن این قابلیتهای اعصابخردکن، یک زندگی عادی و معمولی رو پیش بگیره.