جیم وال برای انتقام قتل همسرش و سرقت اسبهایش، به دنبال سه قاتل فراری میگردد. او این افراد را در یک باند سارقان احشام پیدا میکند که درگیر جنگ با یک باند رقیب است.
یک جنوبی که برای شمال می جنگد به ناحق به خیانت متهم می شود و برای یافتن شاهدی که می تواند نامش را پاک کند فرار می کند، او همچنین به دنبال دو سرباز یانکی می گردد که پدر و مادرش را کشته اند...
راستی (Rusty) وقتی تو یه حمله سرخپوستی پدر و مادرش رو از دست داد، یتیم شد. سربازای پایگاه آپاچی تو آریزونا اون و سگش رین تین تین رو به فرزندی قبول کردن و باهم تونستن تو مسا گرانده (Mesa) و اطرافش نظم و قانون رو برقرار کنن.