دایوسکه نیوا در روز تولد ۱۴ سالگیش می خواست که عشقش رو به دختر رویاهاش اعلان کنه ولی موفق نمیشه. اون از بچگی تحت تعلیم پدربزرگش بوده و خیلی چیزا یاد گرفته و از سطح هوشی بالایی برخوردار بود، همچنین یکی از همکلاسی هاش هم مثل خودش از سطح هوشی بالایی برخور داره که ناگهان در شب تولدش تغییر شکل میده و به عنوان «دارک،دزد ارواح» شروع می کنه یه کارهایی که مادر و پدربزرگش به او می گفتن و...
داستان زندگی یک سنتار (موجودى كه بالاتنه ای انسان دارد و بدن و چهار پایش اسب است.) هیمه یه دختر سنتور خجالتی و نازه. توی دنیای اون همه موجودات افسانهای هستن و همه همکلاسیاش گوش و دم و بال و اعضای قابل روییت افسانهای دارن. جدا از این بخشهای افسانهای، هیمه و دوستاش به نظر میاد یه زندگی مدرسهای شاد و عادی دارن!