ماتیاس هفت ساله از یک مهمانی به خانه می آید و مادرش را می بیند که در انبوهی از شیشه های شکسته دراز کشیده است. پس از کمک به او در بیمارستان، آنها به پناهگاه زنان پناه می برند و باید در فرار از دست پدر بدسرپرست متی زندگی کنند...
خبرنگار مشهور، اما گارای، که به دستگیری مجرمان معروف است، وقتی معلوم می شود مظنون ناپدید شدن یک نوجوان، یکی از نزدیکان او است، با یک دوراهی مواجه می شود.